(2) دین پست مدرن
جهان مدرن بستری بوده است تا دست کم دو نوع معنویت : اطاعت ( نسخه پروتستانی سده 16 ) و خلاقیت ( نسخه علمی فرهنگی هنری رنسانس ) بروز داشته باشد . در معنویت اطاعت، زندگی دینی و اخلاقی محوریت می یابد و در معنویت خلاقیت جهان بینی های فرهنگی هنری علمی . در جهان پست مدرن اما به لحاظ در هم تنیدگی ها و از بین رفتن بسیاری از تمایزات و تفکیک های ساختاری ، که خاص مدرنیته است ، ما شاهد نوعی ادغام و احیا به صورت معنویت اطاعت – خلاقیت منتهی به شکلی پست مدرن هستیم . به این معنا شاید نشانی از تضادی که در جهان مدرن میان این دو نوع معنویت – دین و علم – بود ، در جهان پست مدرن و دین پست مدرن نتوان سراغ گرفت. بنابر این چالش هایی که در موضوعات مساله داری مانند وجود شر ، ماهیت وحی، تکامل و تحول موجودات و نهایتاً مشکله ارتباط بدن و روح یا نفس و ماده بود و به ایجاد شک در معنویت اطاعت و تقویت یقین به معنویت خلاقیت انجامید ؛ اکنون باید کمرنگ شده باشد ( ف3: 112-87).
بدین قرار الهیات پست مدرن که در پی سازش و ادغام متفاوت معنویت های اطاعت و خلاقیت است می خواهد نشان دهد که دین پست مدرن ویژگی های متفاوتی دارد :
1- ما به عنوان موجوداتی دینی به طور طبیعی می خواهیم با واقعیت غایی عالم و طبیعت ذاتی فطری که داریم هماهنگ باشیم و این هماهنگی در" معنویت اطاعت" و پیروی از خواست و اراده خداوند تحقق می یابد .( ف3 : 113)
2- این معنویت اطاعت پست مدرن با ویژگی شالوده ای ما ، یعنی خلاقیت، سازگاری دارد بدین معنی که هر گونه سر سپردگی محض به اطاعت کورکورانه دینی را نفی می کند و در عوض راه را برای استفاده از" معنویت خلاقیت" برای نقد و بررسی آگاهانه ایده های دینی علمی سیاسی فرهنگی فراهم می کند ( ف3: 114).
3- بعد دیگری از معنویت اطاعت در جهان پست مدرن وجود دارد که مبتنی بر اصالت دادن به زندگی بر اساس هنجارهای اصیل الهی مقدس است. این بعد نیز به نحوی با معنویت خلاقیت ادغام می شود. بدین صورت که هنجارها طبق برداشت ها و باز سازی آن ها به هیچ وجه بر خلاف خلاقیت انسانی طراحی نمی شوند و هیچ گاه امر و نهی خداوندی شامل تخریب این خلاقیت های سازنده و سودمند نمی گردد ( ف3 : 115-114) .
4- دست کم معنویت خلاقیت که در معنویت اطاعت از امر مقدس الهی ادغام شده است به نوعی خاص از تجربه اخلاق انسانی در سطوح محلی و خاص گرایانه آن نیز منجر می گردد ضمن آن که در اصل تجربه ای فرا شمول و انسانی است . به این معنا تجربیات دینی خلاقانه هریک از انسان ها فارغ از بسترهای فرهنگی اجتماعی تاریخی آن ها از احترام و ارزش برخوردار خواهد بود (ف3: 117)
5- دست آخر این که در ادغام و همزیستی هماهنگ معنویت های اطاعت و خلاقیت در جهان پست مدرن ذاتی بودن شر در جهان و قدرت مدرن جای خود را به تصویری از جهان می دهد که در آن شبکه ای از مراکز تجربه خلاق دینی و تجربیات متفاوت و سازنده از امر مقدس و خداوند شکل گرفته است که هیچ کدام از قدرت شیطانی برای کنترل دیگران استفاده نمی کنند . قدرت آنان در دریافت تجربه های خلاق دیگری ، توانایی متعالی کردن این تجربه ها و رقابت سازنده با آن ها و نهایتاً خود تعین بخشی به همراه تقویت اخلاق دغدغه و مراقبت و مسئولیت نسبت به دیگران است ( ف3 : 120-118).
در مجموع در دین پست مدرن قدرت های موصوف تجلی از قدرت خداوندی خواهند بود که دائم در پی تقویت و تولید پذیرش ، سازندگی و مسئولیت پذیری در قبال یکدیگر هستند . این ها مقید به طرز تلقی از خداوند در جهان پست مدرن است. و مضمون های مناسبی برای تحلیل های جامعه شناختی دین پست مدرن و پست مدرنیته دینی نیز فراهم می کنند. دست کم در این باره چند مقوله جامعه شناختی قابل توجه اند: 1- میزان های پذیرش اجتماعی معنویت های اطاعت و اخلاقیات و عوامل اجتماعی فرهنگی سیاسی مؤثر بر آن ها ؛ 2- صورت های اجتماعی متفاوت تجربه های دینی خلاقانه بر حسب فضای اجتماعی ، قومیت، جنسیت ، سن ، نژاد و ویژگی های اقتصادی اجتماعی افراد ؛ 3- شکل های اجتماعی ادغام معنویت های اطاعت و اخلاقیات در گروه های اجتماعی متنوع ؛ 4- تیپ های اجتماعی و ساز و کارهای اجتماعی موجود از حیث هویت یابی ها و هویت سازی های دینی به ویژه در میان گروه های جوانان ؛ و 5- ترتیبات اجتماعی مسلط بر شبکه های سازمانی اجتماعی رسمی و غیر رسمی که کارگزاران اجتماعی معنویت سازی محسوب می شوند.
(3) خدا(ی) پست مدرن و خداباوری پست مدرنیته
با بروز جلوه های گوناگون از جهان بینی پست مدرن ، که ترکیبی از معنویت های اطاعت و خلاقیت است ، ما شاهد بازگشت دوباره به نوع متفاوتی از خداباوری هستیم که در دوره مدرن به شدت تضعیف و کمرنگ شده بود. برای درک اهمیت این دو پدیده اجتماعی دینی – خداباوری پست مدرن و خدا ناباوری مدرن – توجه به مقدمات ، الزامات و پیامدهای ناشی از خداناباوری مدرن ضروری است.
به این معنا وجود شبکه ای از شرهای دنیوی اعم از طبیعی ( زلزله ، قحطی ، سیل و .......) و انسان ساخت ( نژاد کشی ، ظلم و جنگ ) به عنوان نقیض خیرخواهی و اراده خیر گرایی خداوند محسوب می گردید و نیز عبودیت خداوند، که به مثابه مانعی بزرگ در راه آزادی انسانی وانمود می گردید؛ جزو دلایل شالوده ای است که به تقویت خداناباوری مدرن می انجامید . در کنار این دلایل باید از مدعاهای پر گزاف جهان بینی علمی مدرن یاد کرد که دائم تزلزل جایگاه حقیقی خداوند در سامان هستی و دنیا را به رخ می کشید و از طریق نوعی تجربه گرایی افراطی پوزیتیویستی هم آخرت گرایی را انکار می کرد و هم روح گرایی را نفی می کرد ( ف 4: 131-121).
این الزامات ، پیامدهایی خاص از ناحیه خداناباوری در برداشت ؛ که الهیات پست مدرن تلاش می کند آن ها را روشن و تصحیح کند. از جمله این نتایج مخرب فکری و اجتماعی می توان به تهی کردن هستی و دنیای اجتماعی از حضور خداوند، رواج نوعی پوچ گرایی اخلاق ستیز ، ماتریالیزم منجمد کننده و یأس آور ، شرک و کفر اجتماعی و نهایتاً قبیله گرایی و بت پرستی های مدرن ( از نوع تثلیث پول ، قدرت ، لذت ) اشاره کرد ( ف4: 136-132).
از این رو دین پست مدرن برای گریز از در افتادن در این ورطه هولناک پروژه بازسازی اعتقاد دینی و خداباوری متفاوت و متمایزی را در دستور کار قرار داده است. در این دستور کار فلسفی الهیاتی دست کم چند خط مشی کلیدی راهنمای کار است : 1- نقد جدی دین گریزی و الهیات ستیزی مدرن 2- ارائه استدلالات فلسفی تجربی در باره بطلان پوچ گرایی ، ماده گرایی و الحاد مدرن 3- تلاش برای حل معضل دو گانه دنیا / آخرت ، ماده / روح و علم / دین ( ف4: 151-140) .
از دل این خط مشی ها مجموعه ای از گزاره های کلامی الهیاتی فلسفی به دست می آید که نقطه اتکای الهیات پست مدرن برای تقویت عقلانی خداباوری از نوع پست مدرن و متمایز آن هستند : 1- خداباوری پست مدرن با تعهد به آزادی مدرن و عقل گرایی مدرنیته سازگار هستند 2- خداباوری پست مدرن با ارزش گرایی و اخلاق گرایی مدرنیته می توانند متناسب شوند 3- خداباوری پست مدرن می تواند و می باید خلاء های ناشی از پوچ گرایی و ماده گرایی مدرنیته را ترمیم کند.
4- خداباوری پست مدرن می تواند مبنایی فراهم کند تا بر اساس آن پارادوکس های مهلک و حل ناشدنی دنیا / آخرت و ماده / ارزش در نوعی جهان بینی دینی علمی با مضمون های منطقی و فلسفی صورت بندی شوند و راه را برای پذیرش عقلانی اخلاقی خداوند فراهم کنند ( ف4: 151- 141).
روی هم می توان امید داشت که الهیات پست مدرن راهبردهای فلسفی عقلانی برای خداباوری در هزاره سوم تدارک دهد. در این زمینه نیز دست کم یافته های سودمندی هستند که محور آن ها سازگاری علم پست مدرن و دین پست مدرن هستند ؛ چیزی که در دوران مدرن مهم ترین نقطه بحران و چالش در خداباوری بود. بر این مبنا :
1- در خداباوری و دین پست مدرن خداوند موصوف به چندین صفت برین است ( خالق ، قدرت برین ، خیر مطلق ، منشاء اخلاق ، ضامن نهایی معنا داری زندگی ، تنها سزاوار و شایسته عبادت و بنیاد پیروزی حق بر باطل ) که پلی میان زندگی پست مدرن و خداباوری پست مدرن اند ( ف5 : 169-153).
2- در جهان بینی های علمی مذهبی پست مدرن خداوند هم چنان از طریق طبیعت و متافیزیک در کار تدبیر هستی و خلقت مستمر است که به هیچ وجه بر خلاف عقل و منطق علمی و آزادی ا نسانی نیست ( ف5: 173-169).
3- دین و خداباوری پست مدرن به طرزی عجیب و باور نکردنی با نظریه تکامل زیستی – معجزه جهان علمی مدرن – و خداباوری علمی سازگاری دارد. بر این اساس دست کم چند موضع گیری میان علم و دین پست مدرن مورد توافق کامل قرار دارد : الف) خداوند تمامی موجودات را مستقیماً تحت تأثیر قرار می دهد و اراده خداوندی بر سرشت و سرنوشت آن ها تعین دارد ؛ ب) خداوند در یک سلسله مراتب منطقی علّی و ژنتیکی نیز دخالت دارد و در عین باز گذاشتن دست آزادی عمل انسان در این سازوکارها وی هم چنان قدرت اصلی را به انسان اعطا کرده است ؛ پ) رویدادها و پدیده های طبیعی نیز به نحوی متأثر از اراده و مشیت خداوندی هستند و خیر خواهی وی عامل و سبب ساز تحقق تمامی ارزش های ممکن است ( ف5: 176-173).
روی هم تکامل خداباورانه پست مدرن در صورت غلبه بر جهان پست مدرن می تواند هم چنان تأثیر خداوندی و اراده الهی را بر تدبیر هستی و دنیا باز فهم کند. اگر چنین شود تمدن پست مدرن تمدنی خواهد بود که در آن انگیزه های دینی مردم آنان را به هماهنگ ساختن باورها و گرایشات و کردارهای دینی شان به سمت و سوی قدرت برین خداوندی جهت خواهد داد ؛ قدرت خیرخواه و اخلاقی که مشخص ، عادل ، عشق ورزنده به تمام موجودات و انسان ها و تحریک کننده اخلاق [ مسئولیت و مراقبت از خود / دیگری ] خواهد بود ( ف 5: 176) . چنین سازوکار خداباورانه ای می تواند مشکله آخرت گرایی و روح گرایی سازنده را نیز در جهان پست مدرن حل کند.
اما مساله این است که پارادایم های جامعه شناسی دین پست مدرن و پست مدرنیته دینی چه خط مشی های نظری پژوهشی از این بخش از الهیات پست مدرن می تواند اخذ کند. دست کم در این زمینه نیز چند راهبرد قابل توجه اند : 1- شناسایی مبانی و عوامل اجتماعی مؤثر بر خداباوری های پست مدرن بر حسب متغیرهای کلیدی سرمایه فرهنگی ، هویت ها ، جنسیت ، قومیت ، نژاد ، منشاء اجتماعی و مانند آن ؛ 2- تحلیل شبکه های اجتماعی اثر گذار بر باز تولید اجتماعی دینی خداباوری پست مدرن ؛ 3- سنجش ایستارهای دینی گروه های اجتماعی مختلف به ویژه جوانان در خصوص نسبت های سازگاری علم و دین ، دنیا و آخرت ، ماده و روح ، واقعیت و ارزش و مانند آن ؛ 4- سنجش میزان احساس اجتماعی دینی از سازگاری آزادی دنیوی و خداباوری ها در زندگی خصوصی و فرهنگ مردمی ؛ 5- نحوه باز نمایی خداباوری پست مدرن در فرهنگ مردمی با تأکید بر موسیقی ، فیلم ، ورزش و اینترنت .
این ها همان گونه که گفته شد پیوند مستمر و پویایی با آخرت گرایی و روح گرایی سازنده در جهان پست مدرن دارند ؛ و ضمناً از طریق ساز و کارهایی مشخص می توانند بر رهایی گرایی دنیوی نیز دخالت کنند.
(4) آخرت گرایی پست مدرن و رهایی گرایی دنیوی
جهان بینی علمی غالب مدرنیته دست کم از سه موضع به سمت انکار آخرت گرایی گام برداشته است : تکذیب همزمان نفس ، خداوند و معجزات . بدین ترتیب انکار نفس و روح متمایز از بدن و اثر گذار بر آن ، تمثیل ابتدایی را که خدای را متمایز از جهان و اثر گذار بر آن بدانند از میان برد. انکار خداوند نیز فقط توانست اساس تبیین چگونگی نسبت یافتن نفس روحانی و بدن ماشین وار را مرتفع کند. سر انجام نیز انکار خدای متافیزیکی اساس فهم چگونگی وقوع معجزات را از بین برد و به تبع آن انکار چنین پایگاه خداباوری مهمی به انکار اعتقادات اصلی به خداوند منجر گردید. روی هم آن مساله مهم سرنوشت ساز و سرشت ساز انسانی – مرگ و زندگی پسامرگ – نیز دستخوش تشکیک و تزلزل گردید( ف 6: 187-179).
بر خلاف این نوع جهان بینی مدرن ، جهان بینی پست مدرن هر چهار مساله مزبور را – نفس، معجزات ، مرگ و آخرت – را دوباره به صحنه نظریه پردازی دینی ، کلامی و فلسفی بر گردانده است. ( ف6: 195-188).
در این جا نیز چند موضع نظری پست مدرن در این الهیات تقویت شده است : 1- امکان وجود حیات پسامرگ به ویژه از طریق فراهم شدن دلایل و شواهد تجربی پیرا روان شناسی در این زمینه که به نحوی مؤید تجربیات پیشامرگ و نیز پسامرگ از طریق رؤیاها و خواب ها است ؛ 2- هم چنین تأملات حاکی از آن هستند که نفس و روح مجزا از بدن می تواند تجربه ها ی گذشته خود را به یاد آورده و به تجربه های تازه از خداوند دست یابد . همان گونه که روح قادر است تجربیاتی از جهان های نادیده و تجربه ناشده به صورت عینی را باز سازی ذهنی کند. 3- تکثیر ایده های دو گانه فنا ناپذیری روح و معاد و رستاخیز در حوزه های اجتماعی فکری و فلسفی نوعی بازگشت مجدد به ایقان به تأثیر پذیری این هستی ها را بر زندگی دنیوی نشان می دهند. به عنوان نمونه می توان از مطالعات بین فرهنگی مرگ شاهد آورد که نشان می دهد تجربه های دم مرگ در فرهنگ های گوناگون وجود دارد و این ها بسیار شبیه به هم هستند. تجربیات ملاقات های روحی پس از مرگ با در گذشتگان نیز بخشی از این تجربه بینافرهنگی فراشمول هستند ( ف6: 209-195).
با وجود این پاسخ گویی پست مدرن به انتقادات اخلا قی وارده به اعتقاد به آخرت که از سوی مدرن ها مرکز اتهام است ضروری است. بر این اساس در جهان بینی غیر دینی مدرن معمولاً شش انتقاد به آخرت گرایی ایراد شده است که قابل پاسخ گویی اند: 1- آخرت گرایی مستلزم آموزه های ترسناک کیفری است ؛2 - آخرت گرایی حربه ای است برای کلیسا جهت تقویت قدرت نامشروع خود ؛3- آخرت گرایی پادزهری برای توجیه بی عدالتی است ؛ 4- آخرت گرایی ایدئولوژی ساز و توجیه وضع موجود است ؛5- آخرت گرایی موتور تحرک دنیا گرایی و زندگی عادی را از کار می اندازد ؛ 6- آخرت گرایی ،فاعلیت گرایی انسانی را طرد می کند( ف6 : 209).
در جهان بینی آخرت گرایانه پست مدرنی استدلالات فلسفی کلامی مقبولی برای رفع این انتقادات صورت بندی شده است که به صورت مختصر وارسی می شوند : 1- آخرت گرایی از این لحاظ که جنبه کیفری و بازدارنده دارد برای جلو گیری از آسیب های اعتقادی و اجتماعی ضروری است 2- آخرت گرایی اگر چه می تواند مانند هر اعتقاد درست دیگری مورد سوءاستفاده قرار گیرد با این وجود حقیقت این ایده را ابطال نمی کند ضمن این که نبود اعتقاد به آخرت اتفاقاً مردم را بیشتر در معرض کنترل های مرکزیت یافته قدرت های دنیوی قرار می دهد3- آخرت گرایی با وعده تحقق عدالت اخروی مردم را وادار به تلاش برای عادلانه عمل کردن در این زندگی دنیوی می کند 4- آخرت گرایی به هیچ وجه مانعی برای تحقق پتانسیل های خلاقیت دنیوی نیست بلکه بر شدت و گستره آن به لحاظ بار اخلاقی کردارهای مقبول خداوند می افزاید 5- آخرت گرایی از حسن اتفاق می تواند عاملی باشد برای نجات سیاره زمین از آلودگی های زیست محیطی و اجتماعی تا مرگ معنا اتفاق نیفتد 6- آخرت گرایی نمی تواند انسان را به جایگزینی خداوند خالق ارزش های اخلاقی تصور کند (ف6 : 225-209).
درنتیجه تلقی پست مدرن اززندگی پسامرگ وآخرت گرایی سرسپردگی مارا به خداوندودر نتیجه خیرمطلق وکل تقویت میکند.( ف 6: 226). چنین باوری تأثیر به سزایی بر زندگی دنیوی ما به جای می گذارد که می توان آن را در رهایی گری دنیوی و آزادی گرایی از عبودیت های جز خداوند ملاحظه کرد. این رهایی گرایی دنیوی بیشتر نقطه امیدی است برای رهایی از امپریالیزم کفروشرک و ظلم که اکنون دست کم در جهان غرب وجود دارد و از طریق جهانی شدن سایر جهان های غیر غربی را بیشتر تحت تأثیر قرار داده است ( ف8: 289-257) . نمونه هایی از این نوع الهیات رهایی گرایی را می توان در الهیات های سیاسی و آزادی بخش آخرت گرا ملاحظه کرد که خود موضوع مستقلی برای بررسی است.
در پرتو آن چه که گفته شد اکنون باید بتوان دست کم مواضع نظری پژوهشی را که جامعه شناسی های دین پست مدرن و پست مدرنیته دینی می توانند اتخاذ کنند فهرست وار مرتب کرد. این ها عمدتاً متوجه این محورها هستند: 1- تجربیات اجتماعی از(به قول نوربرت الیاس جامعه شناس)" تنهایی دم مرگ "برحسب ویژگی های اجتماعی تجربه کنندگان ؛ 2- تأثیرات اجتماعی ناشی از آخرت گرایی و زندگی پس از مرگ در زندگی دنیوی بر حسب گروه های اجتماعی مختلف ؛ 3- وارسی گروه های اجتماعی دینی ذی نفوذ و فشار ؛ 4- وارسی سازوکار اجتماعی جنبش های اجتماعی مذهبی .
نتیجه کوتاه
آن چه که الهیات پست مدرن صورت بندی می کند می تواند خط مشی های نظری پژوهشی برای تحلیل و تبیین اجتماعی دو شکل متفاوت و سرنوشت ساز از مواجهه جهان های مدرن و پست مدرن با "عرفی شدن" (سکولاریزم) و" پساعرفی شدن" ( پست سکولاریزم ) در جامعه شناسی های دین پست مدرن و پست مدرنیته فراهم کند. وارسی این خط مشی ها خود موضوع نوشتاری مستقل خواهد بود.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 