بخش پنجم
3. فقه و جامعه : صورت بندی اولیه از جامعه شناسی فقه شیعی
همان گونه که در ابتدای مقاله آورده شد "خط سیرهای مفهومی نظری را به عنوان شالوده های مفهومی نظری صورت بندی یک رویکرد می توان در نظر گرفت . عناصر کلیدی یک صورت بندی نیز درفلسفه علم عبارتند از : مفروضات و گزاره های کلیدی ، فرضیه های کلیدی و نظریه مبنایی . برای صورت بندی جامعه شناسی فقه شیعی نیز به دست دادن این عناصر کلیدی – که گرانیگاه آن خط سیرهای نظری است – ضروری است. این ها ، همان طور که یاد آوری شد ، با توجه به جامعه شناسی فقه که ناظر به نسبت " فقه و جامعه" با تأکیدبر جامعه ایران اسلامی معاصر است. لذا در صورت بندی جامعه شناسی فقه نیز این نسبت دو سویه فقه – جامعه دیده خواهد شد.
31. مفروضات و گزاره های کلیدی
مفروضات و گزاره ها بنا به یک تعریف عمومی جملاتی اند که منطقاً نوعی ارتباط انتزاعی میان موضوعات ، پدیدارها و مفاهیم را برقرار می کنند . به نظر ما با توجه به خط سیرهای مفهومی نظری که تا این جا ارائه شد ، مهم ترین مفروضات و گزاره های کلیدی "جامعه شناسی فقه شیعی" را می توان به صورت زیر مرتب کرد:
الف. عرف مبنای شکل گیری جامعه است
- هر جامعه ای دارای یک نظام جامعه ای عرفی است.
- نظام جامعه ای عرفی مؤلف ازخرده نظام های اقتصادی، سیاسی، حقوقی، اجتماعی ، فرهنگی است .
- نظام جامعه ای ایران اسلامی معاصر نیز مؤلف از نظام های اقتصادی ، سیاسی ، حقوقی ، اجتماعی ، فرهنگی است.
ب. شرع مبنای شکل گیری فقه است
- فقه شیعی مبتنی بر شرع مقدس اسلام شکل گرفته است.
- فقه شیعی به صورت یک نظام نظری است .
- نظام نظری فقه شیعی مؤلف از خرده نظام های عبادات ، معاملات و سیاسات است.
- نظام نظری فقه شیعی با دو حوزه خصوصی و عمومی سر و کار دارد.
- حوزه خصوصی قلمروی اخلاقیات فردی است .
- حوزه عمومی قلمروی اجتماع ، اقتصاد، سیاست ، حقوق و فرهنگ است.
پ . عرف (جامعه ) و شرع ( فقه ) با یکدیگر نسبت دوسویه دارند
- شرع ، دین و فقه با هر دو حوزه خصوصی ( فردی ) و عمومی ( جمعی ) سروکار دارند.
- حوزه های خصوصی و عمومی حوزه های اصلی زندگی در جامعه است.
- دین نیز یکی از نهادهای اصلی اجتماعی در جامعه است .
- دین به عنوان یک نهاد اجتماعی اصلی با دیگر نهادهای جامعه – نهادهای اقتصادی ، سیاسی ، حقوقی ، فرهنگی – نسبت دو سویه دارد.
- نظام فقهی تجلی نهاد اجتماعی دین است.
- نظام نظری فقه شیعی و نظام عرفی جامعه ای با یکدیگر نسبت دو سویه دارند.
- نظام نظری فقه شیعی متأثر از نظام جامعه ای عرفی است.
- نظام جامعه ای عرفی نیز تحت تأثیر نظام نظری فقه شیعی است .
این مفروضات و گزاره های کلیدی که بر گرفته از خط سیرهای مفهومی نظری جامعه شناسی فقه شیعی اند برای صورت بندی فرضیه های کلیدی مبنایی هستند.
32.فرضیه های کلیدی
فرضیه ها را می توان نتیجه گیری های منطقی [1] از مفروضات و گزاره ها دانست که ناظر به برقراری نسبت انضمامی بین پدیدارها و مفاهیم هستند و از کارآیی لازم برای تبیین ، توضیح و تفسیر پدیدارهای مورد نظر برخوردارند . به نظر ما مهم ترین فرضیه های کلیدی که در زمینه جامعه شناسی فقه می توان ارائه نمود عبارت هستند از :
الف. نظام نظری فقه شیعی به نوبه خود از نظام عرفی وجامعه ای ایران اسلامی تأثیر پذیرفته است .
ب.نظام فقهی ایران اسلامی یک" نظام فقهی عرفی شده" است.
پ.نظام فقهی عرفی شده ایران اسلامی دارای خرده نظام های "فقه اقتصادی، فقه سیاسی ، فقه اجتماعی ، فقه حقوقی و فقه فرهنگی "است .
ت.نظام عرفی جامعه ای ایران اسلامی از نظام نظری فقه شیعی متأثر است.
ث.نظام عرفی جامعه ای ایران اسلامی یک "نظام جامعه ای شرعی شده" است .
ج.نظام جامعه ای شرعی شده ایران اسلامی دارای خرده نظام های" اقتصاد فقهی ، سیاست فقهی ، اجتماعیات فقهی ، حقوق فقهی و فرهنگ فقهی شده" است.
33.نظریه مبنایی
نظریه را می توان سر جمع منطقی از خط سیرهای مفهومی نظری و بر آیند منطقی مفروضات ، گزاره ها و فرضیه های کلیدی دانست. برحسب تعریف متعارف در ادبیات فلسفه علم نظریه ها دستگاه های منطقی مؤلف از فرضیه هایی هستند که به کار تبیین پدیدارها می آیند. بنابر این در مجموع با توجه به آن چه که ارائه شد" نظریه مبنایی جامعه شناسی فقه شیعی" را می توان به صورت زیر مرتب کرد:
الف . نظریه مبنایی اصلی
با توجه به نسبت دوسویه عرف (جامعه ) و شرع ( فقه و دین) در جامعه ایران اسلامی پس از انقلاب اسلامی ؛ جامعه ای دو قطبی شکل گرفته است که مؤلف است از :
1. " یک نظام جامعه ای شرعی شده "که خود دارای خرده نظام های اقتصاد فقهی ، سیاست فقهی ، اجتماعیات فقهی ، حقوق فقهی و فرهنگ فقهی شده می باشد.
2. یک "نظام فقهی عرفی شده "که خود دارای خرده نظام های فقه اقتصادی ، فقه سیاسی ، فقه اجتماعی ، فقه حقوقی و فقه فرهنگی است.
برای آزمون این نظریه مبنایی (تأیید ، ابطال و یا نشان دادن پاگیری آن با توجه به شواهد تجربی ) نیازمند یک " نظریه مبنایی رقیب" نیز هستیم که شالوده های آن بر خط سیرهای مفهومی نظری جامعه شناسی فقه شیعی متکی است. این 2 نظریه مبنایی رقیب را می توان به صورت زیر مرتب کرد:
ب- نظریه رقیب 1:
مفروض گرفتن عدم نسبت عرف ( جامعه) و شرع ( دین و فقه ) و استقلال این دو از هم دیگر ، جامعه ایران اسلامی معاصردارای این دو ویژگی است:
1. نظام جامعه ای یک "نظام جامعه ای عرفی" است مؤلف از خرده نظام های اقتصاد عرفی ، سیاست عرفی ، حقوق عرفی و فرهنگ عرفی .
2. نظام فقهی شیعی نیز یک " نظام فقهی شرعی" است مؤلف از خرده نظام های معاملات ، سیاسات ، عبادات و اخلاقیات .
پ.نظریه رقیب 2 :
با توجه به رابطه نسبی و در عین حال استقحالی فقه و جامعه ، نظام جامعه ای ایران معاصر یک "نظام دو گانه عرفی و شرعی" است . ( نک جداول 5و4) .
2 Theoremshc.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 