ظرفيت هاي متون ديني براي سياست صلح گرايي و حل گفتگويي منازعه a
[مروري فشرده بر متون اديان ابراهيمي و آسيايي]
b (سيد محمود نجاتي حسيني(خراساني
چكيده
در بحث از ظرفيت هاي دین برای ایجاد جهانی پر از صلح و عاری از خشونت مي توان متون ديني را فراهم سازنده زیست جهاني تلقي نمود ؛پر از آموزه هاي اخلاقي معنوي كه از حيث جامعه شناختي مبشر تفاهم ، تساهل ، رفتار مسالمت آمیز و نهايتا وفاق فرهنگي ، همبستگي اجتماعي و انسجام سياسي اند.
اگر چه منتقدان اين ايده - كه متون ديني صلح ساز و در خدمت حل منازعه اند- بر آن اند تا نشان دهند اديان فقط به صورت "دژوره" [ايده اي] منادي صلح گرایی اند،امادر عمل و به صورت "دفاكتو "[رويه اي] مروج يا مسبب ناصلح گرايي هستند.منتقدان مزبورخصوصا براي تاييد ادعاي خود به تاريخ زيست اديان ابراهيمي [يهوديت ،مسيحيت، اسلام] ارجاع مي دهند ؛ به نمونه آنان از دوران كلاسيك به "جنگ های صلیبی" دویست ساله در سده های 11و 12میلادی میان مسیحیت و اسلام و از دوران مدرن به پديده هاي جامعه شناختي مانند " اسلام هراسی - اسلام ستیزی" [درغرب مسیحی و شرق یهودی ] و بربریت دين نماي گروههای "اسلام گرايي" سلفی و تکفیری و تروریستی [وهابیزم و القاعده و طالبانیزم و داعشیزم و بوکو حرام و الشباب در قلب جهان اسلام از خاورميانه تا شمال آفريقا و آسياي ميانه ] فاكت مي آورند.
منتقدان هم چنين با كاويدن تاريخ انديشه و تبارشناسي معرفتي الاهيات ابراهيمي - و البته از منظر مطالعات صلح و حل منازعه – و براي تاييد تقويت شده ادعاهاي خود به چند تز و دكترين در الاهيات سياسي حقوقي كلاسيك استناد مي كنند؛ منظور آن ها تاكيد اديان ابراهيمي بر لزوم "جنگ مقدس" [جهاد مشروع ]براي ترويج دين و حفظ ديانت و نيز "اصل جنگ عادلانه"just- war tenet و تز jus ad bellum یا "منطق حق جنگ" right - to- war است كه پیش روی اجتماعات دینی،جمعیتها ی دین ورز و سازمانهای رسمی متولي دین قرار می گیرد تا برای تثبیت صلح به جنگند(!؟).
ضمن پذيرش كليت اين انتقادات، اما مقاله حاضر در پي بحث درباره اين مساله مهم است كه « چرا و چگونه متون ديني در اديان ابراهيمي[يهوديت ،مسيحيت، اسلام ] واديان آسيايي [هندو- بوديزم ، زرتشتي - مانوي ، كنفوسيوسي- تائوييزم ] از ظرفيت هاي ترويج صلح گرايي و پرهيز از ناصلح گرايي برخوردارند ».
اما براي پاسخ به اين مساله مقاله به چند پرسش راهنما متكي است :« متون ديني در ترويج صلح گرايي براي پيروان خود به چه آموزه هاي معنوي اخلاقي تاكيد دارند ؟ و براي پرهيز از ناصلح گرايي پيروان شان را به چه چيزي توصيه مي كنند؟ و در حل منازعه چه طريقي را براي پيروان خود ترجيح مي دهند؟ » .
آشكار است كه مشي روشي پژوهشي اين مقاله بر"متن كاوي"و" تحليل مضمون"[كه ازتكنيك هاي "مطالعات اسنادي " است]استواراست.اين متون ديني هم به نمونه كاويده و مقايسه مي شوند:«تورات، انجيل و قرآن ؛ اوستاي زرتشتي ، زبور مانوي، اوپانيشادهاي هندي ، مكالمات كنفوسيوسي و تائوته چينگ لائوتزه ».
کلید واژه
متون ديني ، سياست صلح گرايي ، حل گفتگويي منازعه، اديان ابراهيمي ، اديان آسيايي.
a اين مقاله براي ارائه به " دومين كنفرانس بين المللي صلح و حل منازعه " [دانشگاه تهران، دانشكده مطالعات جهان، 19و 20 خرداد 1399 ] تهيه شده است.
b دين پژوه - مدير گروه دين انجمن انسان شناسي ايران [استاديار جامعه شناسي دانشگاه آزاد اسلامي].
cell phone 0912-2045262
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 