مبانی گفتگوهای دروندینی و بینادینی درقرآن : نگاهی از منظر جامعه شناسی الاهیاتی | سید محمود نجاتی حسینی
منتشره در سایت موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران/ارشیو بخش جامعه شناسی دین /16اذر1404
https://isr.ut.ac.ir/fa/article/167791342

https://isr.ut.ac.ir
https://isr.ut.ac.ir/fa/religion-studies
مبانی گفتگوهای درون دینی و بینادینی درقرآن : نگاهی ازمنظر جامعه شناسی الاهیاتی
سید محمود نجاتی حسینی(خراسانی)
[مدیر بخش جامعه شناسی دین – موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران]
چکیده
"گفتگو"،اساس زیست جمعی مسالمت آمیز درجهان مدرن معاصراست.در"زیست جهان دینی" و "بینادینی" نیز گفتگو بن مایه "دین ورزی مسالمت آمیز" است. مبنای یک"گفتگوی دین ورزانه مسالمت آمیز" نیز که مبتنی بر"تساهل - تفاهم – توافق"است؛ خود یک نهاده فرهنگی و اجتماعی است که محصول تاریخ و فرهنگ وجامعه ای است که قرار است این امر درآن محقق شود. به عبارتی، گفتگوهای دین ورزانه بینادینی و درون دینی و برون دینی از تعامل و تقابل میان متن و زمینه برمی خیزند. دراین میان، سبک خوانش و قرائت متن های مقدس(ازجمله سرمتن مقدس ادیان ابراهیمی– قرآن) می تواند به فهم این گفتگوها ازحیث شناختی و عقیدتی کمک کند. مساله مقاله حاضر نیز فهم هرمنئوتیکی این گونه گفتگوهای دین ورزانه بینادینی و درون دینی و برون دینی(با تاکید بر گفتگوهای بینا دینی و مذهبی) درزیست جهان اسلام معاصر با ارجاع به متن "قرآن"است. مقاله با طرح این پرسش کلیدی راهنما مبنی براین که: «فرهنگ گفتگوی بنیادینی درقرآن چگونه صورت بندی شده و بر چه زمینه اجتماعی قابل ظهور وبروز است؟»؛ در پی به دست دادن پاسخ های متنی همراه با تفسیر هرمنئوتیکی آن ها است. لذا به همین منظور در این مقاله روش"هرمنوئتیک دینی و الاهیاتی" و نظریه "جامعه شناسی الاهیاتی" به فراخور بحث، جهت تحلیل پاسخ ها به کارگرفته شده اند. در مجموع در این پژوهش نشان داده می شود که گفتگوی های بینادینی در قرآن با چهارالگو قرابت دارد: الگوی گفتار- کنش خداوند در مقام عامل گفتگویی، الگوی گفتگوی ارشادی – رهایی، الگوی گفتگوی اعتراضی– انتقادی، الگوی گفتگوی روایی - تاریخی – آیینی.
کلید واژه ها
قرآن، گفتگوهای دین ورزانه بینادینی ودرون دینی و برون دینی،هرمنوئتیک دینی والاهیاتی،جامعه شناسی الاهیاتی
اشاره
امرالاهیاتی the theological درادیان ابراهیمی وبرحسب ماهیت آن شامل مفهوم-پدیده هایی است مانند:صفات جلال وجمال وکمال واقتدارخداوند،وحی،ایمان،معاد،رستاخیز،عدل الاهی،آخرت،رستگاری،رهایی،مشیت الاهی،معجزه،ملکوت،خلقت،روح،بشارت وانذار،وعده،عذاب وعقاب وعتاب و پاداش، شفاعت.دانش مرتبط با شناخت امرالاهیاتی نیزبه صورت سنتی وآکادمیک آن الاهیات(تئولوژی درفرهنگ یهودی مسیحی)وکلام(درفرهنگ اسلامی)است.الاهیات فلسفی و فلسفه دین نیز دانشهای مدرن شده ای هستند که سوژه انها امرالاهیاتی است منتهی درفرمت بحث عقلی واستدلال فلسفی.این دانشها دراصل به ماهیت ومعنای امرالاهیاتی میپردازندتا نحوه تجلی ومکانیزم تحقق امرالاهیاتی دربافتار تاریخی فرهنگی و اجتماعی.ازاین روکاویدن تاریخی- تجربی نسبت میان امرالاهیاتی وامراجتماعی دردانشهای دیگری انجام میشودمشتمل بر:1-الاهیات اجتماعیsocial theology(وارسی نسبت میان امرالاهیاتی وامراجتماعی با هدف شناخت نحوه تجلی امرالاهیاتی در بافتار جامعه وچگونگی فهم شدن ومعناشدن امرالاهیاتی درجامعه و نحوه کاربست امر الاهیاتی فهم شده ومعناشده به صورت اجتماعی آن در بافتار جامعه)،2- جامعه شناسی الاهیات sociotheology(بررسی تاثیرات متقابل میان جامعه و امرالاهیاتی)و3- جامعه شناسی الاهیاتیtheosociology(استنباط جامعه شناختی مضامین اجتماعی،مفاهیم اجتماعی،آموزه های اجتماعی،الگوهای اجتماعی،مکانیزمهای اجتماعی،فرایندهای اجتماعی مرتبط با امرالاهیاتی ومتاثر وملهم از امرالاهیاتی ازمتن مقدس).درحالی که جامعه شناسی الاهیات با تحقق امرالاهیاتی در زمینه تاریخی اجتماعی و بافتار فرهنگ و جامعه مرتبط است؛اما جامعه شناسی الاهیاتی با فهم امراجتماعی درمتن الاهیاتی ومتن مقدس مرتبط است.ازین منظر جهت گیری نظری و روشی مقاله حاضر در اصل متعلق به ساحت جامعه شناسی الاهیاتی است تا الاهیات اجتماعی و جامعه شناسی الاهیات .
[ 1] پروبلماتیک بحث
پروبلماتیک (منظومه شناختی متشکل از"مساله پرسش، ایده، مفروض،روش،نظریه،تز،سنتز" )مقاله حاضر بر مبنای "منطق گفتگویی"بناشده است.می دانیم که "گفتگو"، اساس زیست جمعی مسالمت آمیز درجهان مدرن معاصراست. در"زیست جهان دینی" و "بینادینی " نیز گفتگو بن مایه "دین ورزی مسالمت آمیز "است. لذا مبنای یک"گفتگوی دین ورزانه مسالمت آمیز" نیزکه مبتنی بر"تساهل - تفاهم – توافق"است؛ خود یک نهاده فرهنگی و اجتماعی است که محصول تاریخ و فرهنگ وجامعه ای است که قرار است این امر درآن محقق شود. به عبارتی گفتگوهای دین ورزانه بینادینی و درون دینی و برون دینی از تعامل و تقابل میان متن و زمینه بر می خیزند.
پس مساله مقاله قاعدتا این خواهد بود که کشف شود این گفتگوی دین ورزانه مسالمت آمیز در فرمت چه منطق گفتگویی در سرمتن مقدس ادیان ابراهیمی (قرآن) صورت بندی شده است. ایده ما اینست: این"منطق گفتگویی قرآنی" ضمن این که در نوع خود منحصر به فرد است، اما ازدلالت های بینافرهنگی نیز برخوردار است که اجازه می دهد آن را با متون فرهنگی دیگر و در بافتارهای اجتماعی دیگر نیز مقایسه کنیم. این منطق در قرآن معطوف به کشف و فهم حقیقت "امرالاهی و توحیدی"برای گفتگو کنندگان و گفتگو شوندگان از خرده فرهنگ های دینی متنوع است .
دراین میان، سبک خوانش و قرائت متن های مقدس(ازجمله سرمتن مقدس ادیان ابراهیمی– قرآن) می تواند به فهم این گفتگوها ازحیث شناختی و عقیدتی کمک کند.مساله مقاله حاضر نیز فهم هرمنئوتیکی این گونه گفتگوهای دین ورزانه بینادینی و درون دینی و برون دینی(با تاکید بر گفتگوهای بینا دینی و مذهبی) درزیست جهان اسلام معاصر با ارجاع به متن "قرآن" است.
بنابراین مقاله حاضر با طرح این پرسش کلیدیِ راهنما مبنی براین که: «فرهنگ گفتگوی بنیادینی در قرآن چگونه صورت بندی شده و بر چه زمینه اجتماعی قابل ظهور و بروز است؟»؛ در پی به دست دادن پاسخ های متنی همراه با تفسیر هرمنئوتیکی آن ها است. مفروض(پاسخ موقتی) ما نیز این است که این منطق در نزدیک ترین صورت مقایسه با امر گفتگویی مدرن ،"منطق گفتگوی سقراطی– هابرماسی" را تداعی می کند.
اما از حیث روشی نیز در این مقاله ازروش"هرمنوئتیک دینی الاهیاتی"و چنین نظریه "جامعه شناسی الاهیاتی"به فراخور بحث، جهت فهم منطق گفتگوی قرآنی و هم چنین منطق گفتگویی سقراطی – هابرماسی بهره برده ایم؛ تا بتوانیم به یک تحلیل فلسفی - الاهیاتی - جامعه شناختی از پاسخ ها نائل شویم.
[2 ] منطق گفتگوی سقراطی - هابرماسی
"گفتگو" ، اساس زیست جمعی مسالمت آمیز درجهان مدرن معاصراست. با استناد به "نظریه اخلاق گفتگویی"، که یورگن هابرماس فیلسوف-جامعه شناس بزرگ اروپایی معاصر پرورانده است[1] ؛زیستِ کنشگر اجتماعی مدرن در حوزه عمومی و جامعه مدنی منوط به برخورداری از یک زبان فرهنگی برای "تعامل مسالمت آمیز" است. آن چه که ریشه آن نیز بر/در یک گفتگوی سرشار از "تفهم" (فهم عقلانی مساله)،تفاهم (فهماندن عقلانی مساله به یکدیگر)وتوافق (پذیرش عقلانی تفاهمات فیمابین برای عمل مشترک جمعی) نهاده شده است[2]
وفق منطق گفتگویی هابرماسی، دو مقوله مهم اند: اول- توجیه ضرورت گفتگو ؛ دوم- احراز شرایط ضروری برای شکل گیری یک گفتگوی ایدئال. این دو برای مساله مورد بحث ما، به ویژه به هنگام مقایسه گری این منطق با "منطق گفتگویی قرآنی"[3] و هم چنین نسخه کلاسیک منطق گفتگویی فلسفی که "گفتگوی سقراطی" است[4] ،نیز بسیار ضروری اند. به طورخلاصه منطق گفتگویی هابرماسی برچند مولفه سیستمی استوار است[5]؛ از جمله بر:«حق و توانش ارتباطی و عقلانی واخلاقی انسانها به عنوان موجودات اجتماعی برای پذیرش و نقد دیگری و ابراز منویات خود از طریق یک فرایند منطقی مبتنی برگفتگوی آزادانه وعادلانه بینا طرفینی وبیناذهنیتی در حوزه عمومی ».
همانگونه که خواهیم دید در"زیست جهان دینی" و"بینادینی" نیز گفتگو بن مایه"دین ورزی مسالمت آمیز "است. مبنای یک"گفتگوی دین ورزانه مسالمت آمیز" نیز که مبتنی بر"تساهل- تفاهم – توافق"است؛ خود یک نهاده فرهنگی و اجتماعی است که محصول تاریخ و فرهنگ وجامعه ای است که قرار است این امر درآن محقق شود.به عبارتی گفتگوهای دین ورزانه بینادینی و درون دینی و برون دینی از تعامل و تقابل میان متن و زمینه برمی خیزند.
دراین باره نیز قاعدتا باید به "منطق استدلال سقراطی" نیز توجه نمود که نشان دهنده مکانیزم منطقی پیشبرد یک گفتگوی منتج به نتیجه ایدئال است[6].در نزد سقراط «گفتگوی منطقی عقلانی اخلاقی مبتنی بر پذیرش آگاهانه مرزهای دانایی و نادانی و کران مندی آگاهی و ناآگاهی از سوی طرفین گفتگو برای رسیدن به ذات و حقیقت امور اخلاقی و سیاسی و معنوی والاهیاتی به قصد داشتن یک زندگی حقیقی اخلاقی الاهی است ».
این دومنطق گفتگویی که ما آن ها را "منطق گفتگوی فرهنگی فلسفی اجتماعی" می نامیم، در زیست جهان مدرن معاصر در مقام یک پیش فرض مبنایی و حتی یک الگوی تیپ ایدئال برای پیشبرد "گفتگوهای درون گفتمانی"(به ویژه میان خرده فرهنگ های دین ورز) ونیز"گفتگوهای برون گفتمانی"(خصوصا میان دین گرایان وسکولارگرایان) هستند.
[3] منطق گفتگوی قرآنی
در مقام مقایسه نیز ما با "گفتگوی قرآنی"، یعنی امر گفتگویی آن گونه که در قرآن مندرج شده است، مواجهیم؛ مواجهه ای که به نوعی یک "روایت سنتی/مدرن/ پست مدرن" می تواند باشد و نه عین آن چه قرآن صورت بندی شده است. این مولف در پژوهشی دیگر به تحقیق و به تفصیل این امر مهم را ذیل عنوان «منطق گفتگویی قرآن: الزامات حکمتی-فلسفی،دلالت های الاهیاتی-متافیزیکی،رهنمودهای گفتمانی–ایدئولوژیکی»کاویده است[7]
وفق این پژوهش قرآنی مدرن، خصایص و شئونات و مقتضیات فرمت اصلی"منطق گفتگوهای قرآنی"را که از جنس"گفتگوی الاهیاتی – فرهنگی" هستند می توان در ذیل چند مولفه خلاصه نمود. با این توضیح که"مبانی گفتگوی بینادینی" درقرآن، علاوه بر اینکه در زیر این چتر قرار می گیرد، خصایص ممتاز و تمایز خود را نیز دارد که حسب شئونات و مقتضیات "امربینا ادیانی" (میان ادیان) و "امربینادینی"(درون دین) متفاوت است. به این ها نیز در جای خود خواهیم پرداخت.و اما خصایص امر گفتگوهای قرآنی به صورت زیر است[8]:
1- ریختار گفتگوها در قرآن
گفتگوها در قرآن، به دو صورت ظاهر می شوند و به همین نحو نیز قابل فهم و به تبع آن قابل شناخت اند : به صورت "فرم" ، یعنی شکل هایی که به خود می گیرد (:مانند گفتگوی خداوند با پیامبران، با فرشتگان، با ابلیس و شیطان، با آدم، با انسان، باتاریخ، با هستی، با طبیعت) و هم به صورت "محتوا"،یعنی ابژه گفتگوی خداوند با سوژه وطرف گفتگویی اش (:از ابژه وعده و وعید تا انذار وبشارت و از ابژه سرشت انسان و هستی وتاریخ وجهان تا سرنوشت همه آن ها).
2- کلیدواژه های ناظر به گفتگو درقرآن
به طور عمده مهم ترین کلیدواژه هایی که در آیات قرآنی گفتگوساز هستند(در حدود530 مورد)عبارتند از زه اژه اژه اژه اژه واژه های: «قالت، واژه قالوا، قلنا، قیل، القول، قولا، قولهم، قولوا، قیل، نادی ».
3- مکانیزم فرایندی گفتگو در قرآن
این مکانیزم "الاهیاتی–حکمتی–متافیزیکی– فرهنگی" است. به این صورت که : 1) همه مفاد گفتگو های قرآنی به نوعی ناظر به نسبت الزامی و دایمی و ازلی و ابدی خداوند با "هستی– طبیعت– انسان-تاریخ" است (وجه الاهیاتی)؛2) این نسبت الاهیاتی درگفتگوهای قرآنی به نوع خود حاوی درس زندگی و سعادت است (وجه حکمتی)؛3) چنین درس حکمتی در گفتگوهای قرآنی که راجع به سرشت فطری انسان و سرنوشت نهایی انسان ها است، به طرح بحث از مسایل بنیانی وجودی می انجامد، که علم و حتی فلسفه ازرسیدن به پاسخ نهایی و قطعی آن معذور و قاصر است (وجه متافیزیکی )؛4) و نهایتا این که نتایج مترتب بر متافیزیسم درگفتگوهای قرآنی و برون داده آن نوعی الگوسازی ارزشی–هنجاری برای پروژه و سیاست زندگی انسان های اجتماعی گذشته– حال-آینده جهت نائل شدن انسان به سعادت دنیوی و اخروی است (وجه فرهنگی ) .
[4 ] نمونه های معرف از الگوهای گفتگو در قرآن
بر مبنای الگوهای تحلیلی گفته شده و فهم هرمنوتیکی آیات متناظر با امرگفتگویی در قرآن، که در متن مقاله توضیحات و مستندات مفصل آن آمده است، می توان از 5 نوع الگوی گفتگویی قرآنی صحبت به میان آورد .
- الگوی "گفتار-کنش و خداوند در مقام عامل گفتگویی".
که برای نشان دادن «حقیقت،آگاه نمودن، از جهل - رهانیدن، پذیرش امر حق و عمل به حقیقت» است؛ که نوعی "گفتن به قصد انجام دادن عمل" است. به این معنا که در قرآن و منطق گفتگویی آن گفتن و شنیدن برای صرف گفتگو نیست، بلکه برای تثبیت وضعیت انجام عمل به حقیقت مورد نظر قرآن یا پرهیز از عمل به ضد آن حقیقت قرآنی است. اما این نوع گفتن که خطاب آن ابژه ها و سوژه های اصلی خلقت متافیزیکی و الاهیاتی، یعنی فرشتگان و آدم و ابلیس وشیطان، هستند؛ در چند فراز و اپیزود متنوع اما به هم وابسته مانند یک منظومه سیستمی رخ می دهد.
2-الگوی "گفتگوی ارشادی – رهایی"
که در این نمونه گفتگو حاوی عناصری از ارشاد معنوی اخلاقی و نیز راه برون شد از چالش است . دراین گفتگو خداوند در مقام "ناظر گفتگو" است و اما پیامبر مورد خطاب او در مقام "عامل گفتگو" قرار می گیرد.
3-الگوی " گفتگوی اعتراضی– انتقادی ".
که درآن گفتگوهای اعتراضی – انتقادی به ارشاد و انذار پیامبرِ مورد خطاب ختم می شود و نشان دهنده تثبیت سنت های قانونمند تاریخی خداوند و نیز پابرجایی ازلی ابدی "منطق های عنایت، لطف، رحمت و عدالت" خداوندی است؛ که شامل بندگان مومن او می شود. همان گونه که "منطق غ ضب، خشماگینی، عذاب، عتاب، عقاب" خداوند نیز شامل نابندگان کافر او می گردد. این گفتگوها حاوی یک درس مهم زیستن معنوی اخلاقی وجودی است برای همه مخاطبان قرآن و نیز برای معتقدان به الاهیات توحیدی برای آن که بدانند وفق"منطق عدالت همه شمول الاهی" و معیارهای مقدر و سنت های تدبیر شده الاهی، از جمله تقدیر رهایی مومنان و هلاکت کافران، و اینکه اوامر الاهی بی هیچ تبعیضی شامل همگان فارغ از وابستگی به خاندان پیامبر نیز می شود. و نیز این واقعیت تاریخی اجتماعی را می باید نشان دهد که رهایی از هلاکت تنها ناشی از شایستگی های بندگان خداوند (و البته با عنایت خداوند ) است، و لذا این رهایی و هلاکت هیچ ربطی به وابستگی های جناحی حزبی طبقاتی جنسیتی نژادی مدرن و نسبت های سنتی قومی قبیله ای طایفه ای ندارد. در سنت قرآنی صالحان (نیک کارورزان) می رهند و طالحان (بد کار ورزان) می رمبند .
4- الگوی " گفتگوی انذاری – ارشادی "
که در آن "انتقاد" خداوند از پیامبرِ مورد خطاب به خاطر درخواست ناثواب او و این که چنین درخواستی مبتنی بر علم نیست ؛ به این توصیه منجر می شود که پبامبر مورد خطاب باید مراقب باشد در تله جهالت نیفتد. متعاقب آن نیز پیامبر مورد خطاب به لحاظ گشادگی روحیه پیامبری که همراهی با امر حق است، ونه اعراض و مخالفت با آن، به اصطلاح زمینی ما این نقد را می پذیرد وضمن عذرخواهی، از خداوند طلب بخشش و رحمت می کند. لذا پبامبر مورد خطاب هم چنین تلویحا قول می دهد که دیگر چنین درخواستن هایی که خارج از منطق و سنت الاهی است نداشته باشد.
5- الگوی "گفتگوی روایی-تاریخی–آیینی"
که این نوع گفتگو در قرآن، منحصر به روایت نمودن "رخ دادهای آیینی" تاریخی و قومی است و عمدتا بیشترین فراوانی مصداقی آن به گفتگوی میان پیامبران با قوم خود و خصوصا گروه کافران و نشان دادن مواضع کافران و مومنان و نهایتا سرنوشت تلخ و شیرین مومنان و کافران است. از حیث رتوریک و خطابه ای، فرم اصلی این گفتگوها تلفیقی از"روایت" یعنی حکایت همراه با پیرنگ و طرح و"حکایت" یعنی گزارش بی پیرنگ و بی طرح است. این به معنای یک گزارش تاریخی حکایت وار هدفمند و معنادار و توصیفی ازآغاز و انجام رخ دادهایی است که به نوعی برای نشان دادن سرنوشت تاریخی یک قوم و آیین مذهبی آن ها کفایت معنایی دارد. قصص الانبیاء قرآنی پر است از این نوع گفتگو».
مصداق های خاص این نوع گفتگوها در قرآن را می توان از طریق قاعده روشی "نمونه یابی" و مصداق کاوی به دست آورد. وفق وارسی ما ازطریق کشف آلایات تحلیلی قرآن، روی هم 1114 مورد فراوانی آیات قرآنی است که دارای"واژه های ناظر به گفتگو" هستند.این ها حاوی اشاراتی درباره «منطق گفتگو، فرم گفتگو، محتوای گفتگو، مساله گفتگو، تزهای گفتگو، سنتز گفتگو، راهبرد گفتگو، توصیه گفتگو»هستند. این واژه ها عبارتند از: واژه های"قال"(529 مورد فراوانی در آیات قرآنی)؛ زه اژه اژه اژه اژه "قالت" ( 43 مورد)؛ واژه "قالوا" (332 مورد)؛ "قلنا" (27 مورد)؛"قیل"(49 مورد)؛ "القول" (52 مورد)؛ "قولا"(19 مورد)؛ "قولهم" (12 مورد)؛ "قولوا" (12 مورد ) و واژه "قیل"(49 مورد فراوانی در آیات قرآنی )[9].
[5 ] سنتز بحث
مساله –پرسش مقاله حاضر فهم هرمنئوتیکی گفتگوهای بینادینی و درون دینی و برون دینی درزیست جهان اسلام معاصر و با ارجاع به متن "قرآن" از نگاه جامعه شناسی الاهیاتی بود.نشان دادیم (در مقام مقایسه با منطق گفتگوهای سقراطی -هابرماسی ) [10] و بر مبنای پرسش مقاله(فرهنگ گفتگوی بینادینی درقرآن چگونه صورت بندی شده و بر چه زمینه اجتماعی قابل ظهور وبروز است؟) که (بنظر ما)این الگوهای گفتگویی درمنطق قرآن( ذهن و زبان و رتوریک و گفتمان قرآن)صورت بندی شده اند:1-الگوی"گفتار-کنش و خداوند در مقام عامل گفتگویی".2- الگوی"گفتگوی ارشادی– رهایی".3- الگوی" گفتگوی اعتراضی– انتقادی".4- الگوی " گفتگوی انذاری – ارشادی ".5- الگوی "گفتگوی روایی-تاریخی–آیینی".
***
- منابع فارسی
- منوچهری ،عباس ونجاتی حسینی ، سید محمود «درآمدی بر نظریه شهروندی گفتگویی در فلسفه سیاسی هابرماس »، نامه علوم اجتماعی(نشریه علمی پژوهشی دانشگاه تهران – دانشکده علوم اجتماعی ) شماره پیاپی 29 ، زمستان 1385،صص1-29 .
- نجاتی حسینی ، سید محمود منطق روشی در فلسفه سیاسی سقراط تاریخی : لوگوی گفتگویی و پرابلماتیک تردید ، فصلنامه (علمی - پژوهشی) رهیافت های سیاسی و بین المللی (دانشگاه شهید بهشتی- دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی ) ، شماره 9 ، بهار 1386،صص 155-174
- نجاتی حسینی ، سید محمود بازخوانی فلسفه سیاسی سقراط تاریخ / افلاتونی ، دو فصلنامه پژوهش علوم سیاسی ( پژوهشگاه علوم انسانی ، فرهنگ ومطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ) ، شماره 2 ، بهار و تابستان 1385 ،صص 69-91 .
- نجاتی حسینی ، سید محمود « پروبلماتیک مطالعات قرآنی سنتی و مدرن : برخی نکات انتقادی – راهبردی برای فلسفه مطالعات قرآنی»،دو فصلنامه مطالعات سبك شناختي قرآن كريم (دانشگاه علوم و معارف قرآن كريم- دانشكده مطالعات قرآني خوي ) سال 3 ، شماره 1 ، شماره پیاپی 5 ، پاییز و زمستان 1398 ، (تاریخ نشر بهمن 1399 ) صص 219-241 .
- نجاتی حسینی ، سید محمود «زمینه جامعه شناختی گفت و گوهای درون – برون دینی : روایت الاهیات فلسفی – اجتماعی گفتگویی هابرماسی» چکیده مقالات هشتمین همایش بین المللی فلسفه دین معاصر :تنوع ادیان (مشهد، 15 و 16 بهمن 1398 ، انجمن علمی فلسفه دین ایران و مرکز تخصصی آخوند خراسانی - دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی ) ،بهمن 1398، ص 57 .
- نجاتی حسینی ،سید محمود قرآن ، جامعه ، تاریخ ، فرهنگ : مجموعه مقالات قرآن پژوهی فرهنگی اجتماعی، جلد اول،تهران، نشرآرما،1401
هولاب، رابرت ، یورگن هابرماس : نقد در حوزه عمومی – مجادلات فلسفی هابرماس، حسین بشیریه ، تهران، نشر نی ،1375.
- منابع لاتین
- Adams, Nicholas Habermas and Theology, Cambridge university press, 2006.
- Bartholomew, Craig G, Introducing biblical hermeneutics: a comprehensive framework for hearing God in Scripture, Baker Publishing Group, United States of America, 2015
- Bowald, Mark Alan, Rendering the word in theological hermeneutics: mapping divine and human agency, Ashgate Publishing Limited, 2007.
- Grill, Robin (Ed) the Theology and Sociology: A Reader, Cassell, 1996.
- Jeanrond, Werner G, Theological hermeneutics: Development and Significance, MACMILLAN ACADEMIC AND PROFESSIONAL L TO, 1999.
- Junker –Kenny, Maureen, Habermas and Theology, T&T Clarck International, USA, 2011.
[1] پیوزی1390؛هولاب1393؛ منوچهری و نجاتی حسینی 1385.
[2] نجاتی حسینی 1389
[3] نجاتی حسینی1401
[4] نجاتی حسینی 1386الف؛نجاتی حسینی 1386 ب
[5] نجاتی حسینی 1389
[6] نجاتی حسینی 1386 الف
[7] نجاتی حسینی 1401
[8] نجاتی حسینی 1401
[9] نجاتی حسینی 1400
[10] آدامز 2006 ؛بارثلموو2015؛گریل 1996 ؛ژنروند 1999 ؛یانکر- کنی 2011 ،بووالد 2007
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 