[شبکه دین-توسعه-جامعه:جامعه شناسی دین وتوسعه]
جستار منتشر در سایت «موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» مهر 1405
https://isr.ut.ac.ir/fa/article/276558635

شبکه دین ـ توسعه و جامعه | سید محمود نجاتی حسینی
https://isr.ut.ac.ir/fa/article/276558635
کد خبر : 276558635
تعداد بازدید : 12
سید محمود نجاتی حسینی، مدیر بخش جامعهشناسی دین موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران
[۱] مسئلهوارگی دین ـ توسعه و پرسشهای جامعهشناختی
برای فهم جامعهشناختی هر امر واقعی، از جمله امر توسعه (the development) و واقعیت اجتماعی آن، منطق مطالعه و پژوهش علم اجتماعی ایجاب و الزام میکند که سوژههای جامعهای، از جمله سوژه «توسعهیافتگی» و «توسعهنیافتگی»، در یک چشمانداز کلانتر و تاریخیتر و سیستمی دیده شود. از این منظر، برای فهم «نسبت دین و توسعه» هم منطقاً باید این نسبت را در بافتار عینی و انضمامی «جامعه» قرار داد و پیوندهای تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ـ حقوقی میان دین و توسعه و جامعه را همزمان وارسی کرد. عنوان «شبکه دین و توسعه و جامعه» از این حیث معنادار و کاربردی و راهبردی است.
سرآغاز مطالعه این شبکه، طرح مسئله و پرسش شبکهمند شده است. چرا باید به نسبت دین و توسعه پرداخت؟ چگونه میتوان نسبت دین و توسعه را بهتر فهم کرد؟ در چه جامعهای نسبت دین و توسعه ضروری است؟ تیپ ایدئال وبری یک «دین توسعهپذیر» و «توسعه دینپذیر» برای جوامع جهان اسلام معاصر و مدرنشده کنونی چگونه است؟
در این جستار ، از منظری جامعهشناختی که مبتنی است بر «جامعهشناسی دین و توسعه»، به این چهار پرسش کلیدی و راهنما میپردازیم. لذا باید این مسئله را بررسی کرد که چرا نسبت دین و توسعه برای جوامع سنتگرای دینی، از نوع جوامع جهان اسلام، ضروری است. سپس باید توضیح داده شود که چرا توسعهگرایی متعارف [مبتنی بر آموزههای علوم اجتماعی مدرن] که معمولاً یک توسعهگرایی عرفیِ بینسبت یا با کمترین نسبت با دین است، دستکم در جوامع جهان اسلام، کاملاً با موفقیت همراه نبوده است.
آنگاه به این مسئله باید توجه کرد که چگونه میتوان از فرهنگ بهعنوان کاتالیست مهم برای پلزنی بین دین و توسعه سود جست. مهم است که در این سویهها به «جنبههای توسعهای فرهنگ دینی» و «جنبههای دینی فرهنگ توسعه» توجه کنیم و نهایتاً مکانیزمهای جامعهشناختی را نشان دهیم که میتوانند این فرهنگ دینی و فرهنگ توسعه را به هم پیوند زنند. در همین زمینه بحث خواهد شد که چگونه امر دینِ توسعهپذیر و فرایند توسعه دینپذیر میتوانند در یک پیچ تاریخی، بهصورت قرابت انتخابی و کشش فرهنگی ـ عقیدتی، همدیگر را پیدا کنند.
[۲] نسبت دین و توسعه
جامعهشناسی توسعه، انسانشناسی توسعه و مطالعات فرهنگی توسعه عمدتاً بر وجه دنیوی و مادی و سکولار و عرفیِ پیشرفت و توسعه و تحول و تغییر تأکید دارند. لذا آنچه به تبع از این دیدگاههای مهم و مؤثر و مرتبط بیرون افتاده یا نادیده گرفته شده است، جایگاه اجتماعی و سهم فرهنگی «امر معنوی ـ اخلاقی ـ دینی» در فرایند توسعه و پیشرفت و تحول و تغییر است.
هرچند در نظریه و استراتژی توسعه انسانی تلاش شده است تا نقش امر اخلاقی و معنوی هم در فرایند و طراحی و نظریهپردازی توسعه لحاظ شود، با این حال، در تحلیل نهایی برای ایفای امور معنوی ـ اخلاقی در توسعه و پیشرفت، عمدتاً نقش تبعی دیده شده است؛ تا یک نقش اصلی و هموزن با عوامل مادی (اقتصادی) و فنی (تکنولوژی).
بنابراین، یک مسئله ـ پرسش مهم و کلیدیِ قابل طرح میتواند این باشد که چگونه میتوان امر دینی و امر توسعه را به سمت هم کشاند؟ یک پاسخ مفروض به این مسئله، که نسبتاً مبتنی بر امر واقع و تجربههای زیسته تمدنی در شرق و غرب است، این خواهد بود که تقویت جنبههای توسعهای فرهنگ دینی و نیز تقویت جنبههای دینی فرهنگ توسعه میتواند این امر را ممکن سازد.
اینکه چرا فرهنگ دینی و فرهنگ توسعه باید متلازمِ هم در توسعهگرایی کنونی به کار گرفته شوند، به این برمیگردد که برنامه توسعهگرایی کنونی ناقص و ناکافی است. اما دلایل متنوع و متعددی برای این امر که چرا توسعهگرایی کنونی ناقص و ناکافی است، میتوان برشمرد.
یکم، جنس توسعه فنی ـ فیزیکی است؛ لذا تابع عقلانیت ابزاری پوزیتیویستی است و نیازمند بهره بردن از عقل تجربی و علم طبیعی و علم اجتماعی پوزیتیویستی است. به تبع آن، توسعهگرایی کنونی، آن هم در صورتی که درست و بهجا برنامهریزی و محقق شود، فقط میتواند بهزیستی مادی ـ فیزیکی ـ اقتصادی را فراهم آورد. اما هدف و نتایج آن متضمن تأمین حیات معنوی ـ اخلاقی و رستگاری و رهایی انسان بهزیست نیست. پس باید از منابع دیگر این کاستی را جبران و این هدف را نیز در توسعهگراییها (حقوقی ـ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ـ فرهنگی) پی گرفت.
دوم، جنبههای فرهنگی ـ اجتماعی توسعه را میتوان با علوم انسانی ـ اجتماعی ـ فرهنگی سامان داد. جنبههای اخلاقی توسعه را نیز میتوان با فلسفه اخلاق سازمان داد. اما تأمین جنبههای معنوی ـ عقیدتی ـ مذهبی ـ آیینی توسعه مستلزم بهرهمندی از الهیات و فلسفه دین است.
بنابراین، تا جایی که اینها به جوامع جهان اسلام معاصر برمیگردد، باید گفت که در جوامع جهان اسلام (که جوامع دینگرای: سنتی/در حال گذار/نیمهسنتی ـ نیمهمدرن/پیوندی هستند)، ما نسبتاً شاهد توسعهگرایی بدون دینگرایی و دینگرایی بدون توسعهگرایی هستیم که نتیجه مناسبی برای بهزیستی مادی ـ معنوی و مدنی ـ اخلاقی این جوامع در پی نداشته است.
به نظر میرسد دلیل جامعهشناختی مهم این است که دینگرایان سنتی نتوانستهاند یا نخواستهاند در فرایند توسعه حضور مؤثر و مشارکت جدی داشته باشند. توسعهگرایان مدرن هم نتوانستهاند یا نخواستهاند دینگرایان را در فرایند توسعه مشارکت دهند. بنابراین باید پرسید چگونه توسعهگرایی، دینپذیر است و چگونه دینگرایی، توسعهپذیر میشود.
برای فهم بهتر این مسئله، لازم است ببینیم چه تعبیر و تعریفی مناسب این امر از توسعه میتوان داشت که مناسبتی هم با آموزههای دین داشته باشد. در یک روایت جامعهشناختی، توسعهگرایی را گذار ریشهای و اساسی جامعه سنتی بهسوی مدرن شدن؛ امروزین شدن؛ نو شدن؛ از لفافه سنتی برون آمدن نهادها؛ جامه نو و مدرن پوشاندن بر تن آدم و عالم و نهادها و سازمانها و ساختارها و کنشگران و کنشها و باورها و رفتارها و سنتها؛ فهم جدید از عقل و علم و عالم؛ و درک نو از عالم و آدم تلقی کردهاند.
همچنین ادبیات توسعه، فرم و محتوای توسعهگرایی را یک پروژه سیستمیک و سیستماتیک، مبتنی بر برنامهریزیهای فنی ـ فرهنگیِ کارشناسیشده و کاملاً تخصصی میدانند که مقتضی شرایط جامعه و فرهنگ است و باید با ملاحظات اقتصادی ـ سیاسی ـ حقوقی مرتبط با امر محلی و جهانی و، به عبارتی، جهانی ـ محلی هم همراه باشد.
در این ادبیات، کارگزاران توسعه نهادهای فنی ـ فرهنگیِ متخصص، اعم از دولتی و عمومی و خصوصیاند. بخش مردمی توسعه نیز همه کنشگران اجتماعی و همه گروههای اجتماعی، قومی و نژادی و جنسیتی و مذهبی و اعضای جامعه هستند.
اما آنچه از تجربه تمدنی و چندفرهنگی و چندقارهای توسعهگرایی در سدههای ۲۰ و ۲۱ م. حاصل شده این است که: «بدون علم و تکنولوژی و سرمایه توسعه میسر نیست؛ بدون مردم توسعهخواه هم توسعه موفق نیست؛ و بدون دولت توسعهگرا هم توسعه ممکن نیست.»
حال باید دید جایگاه دین ـ توسعه در این مقام چگونه است. اکنون وقت تأمل درباره دینگرایی توسعهپذیر و توسعهگرایی دینپذیر است. به این منظور، لازم است دو مقوله کلیدی مرتبط تشریح شوند: نسبت فرهنگ دینی و فرهنگ توسعه.
[۳] جنبههای توسعهای فرهنگ دینی
منظور از جنبههای توسعهای فرهنگ دینی، باورها و ایدهها و آموزهها و سنتهایی است که مناسب توسعهاند و یا در فرهنگ دینی نهفته شدهاند و به کار نرفته یا به کار گرفته نشدهاند و یا بارزند، اما به کار نمیروند. اینها در هر حال برای جلب مشارکت دینگرایان در فرایند توسعه مهم و مؤثر و سازندهاند. همچنین این امکان هست که در حالت سوم بتوان این جنبههای توسعهای مهم و مؤثر را در فرهنگ دینی نشاند و یا تزریق کرد؛ بهویژه وقتی که اصلاً اینها وجود ذاتی و واقعی هم نداشته باشند. در زیر، برای نمونه، چند جنبه مهم توسعهای از فرهنگ دینی را میآوریم.
یکم ـ عقلانیتگرایی دینی
منظور، داشتن بینش و منش و کنش و روش منطقی برای فهم امور و تحلیل همزمان هزینه و فایده کارها و شناخت مسئله و حل مسئله با استفاده از عقل و هوش و درایت و ذکاوت و دانش بشری است. بنابراین، عقلانیتگرایی دینی مستلزم داشتن «باورهای دینی عقلپسند و منطقی، دوری از خرافهگرایی و پرهیز از توسل به امور جادویی، دوری از سرنوشتگرایی محتوم از پیش تعیینشده و پرهیز از تقدیرگرایی و تعینگرایی و جبرگرایی مهلک، مخرب اراده و مانع اختیار» است. بخشی از اینها ممکن است در آموزههای دینی و فرهنگ دینی موجود باشند و بخشی هم لازم است از طریق آموزش ترویجی علمیِ کارشناسیشده مدرن به فرهنگ دینی تزریق شوند.
دوم ـ مدنیتگرایی دینی
مدنیتگرایی به معنای گرایش سازنده اعضای جامعه به سمت داشتن و حفظ و تقویت و توسعه یک زیست جمعی مدرن در فضایی سرشار از سلامت زیستمحیطی و سلامت فرهنگی ـ اجتماعی و سلامت اخلاقی ـ معنوی، به همراه داشتن امنیت و آزادی و رفاه و بهزیستی برای همگان است. در این مدنیتگرایی، تقویت حس مسئولیت اجتماعی ـ مدنی برای داشتن حساسیت نسبت به امور جامعه و سرنوشت مردم و طبیعت و فرهنگ و تأثیرگذاری مثبت و مؤثر بر رخدادها و برای تغییر مناسب شرایط و محیط زندگی فردی و گروهی و جمعی، حرف اول را میزند.
وجود اخلاق شهروندی نیز برای شارژ اجتماعی ـ فرهنگی این مدنیتگرایی دینی و مسئولیتگرایی اجتماعی ضروری است. همه این موارد را، چنانچه نیستند، میتوان در فرهنگ دینی و زیست دینگرایی و در باور و رفتار و ایستار و نگرش و گرایش دینگرایان و دینورزان نشاند و، اگر هستند، آنها را تقویت کرد و با ملاحظات و مقتضیات و شئونات توسعهگرایی مناسبسازی کرد.
سوم ـ دگرخواهی و جمعگرایی دینی
دوری از فردگرایی افراطی و مضر و پرهیز دادن اعضای جامعه و دینورزان و دینگرایان از خودخواهی و، در عوض، تشویق و ترویج و تبلیغ داشتن حس مسئولیت در قبال دیگران و نیز داشتن تعهد اخلاقی نسبت به رعایت آزادی و امنیت و رفاه و بهزیستی دیگران دور و نزدیک، از خویشان و آشنایان و همسایگان و همکاران تا همشهریان و هموطنان و همکیشان و مانند آن، بخش مهمی از پروژه اجتماعی ـ فرهنگی است که در جامعهشناسی مدرن و جامعه و فرهنگ مدرن تحت عنوان دگرخواهی نام میبریم.
این برنامه مدنی میتواند در خدمت تقویت انگیزش مؤثر برای مشارکت در بهبود حوزه عمومی و جامعه و حضور مؤثر در گروههای داوطلبانه و نهادهای غیرانتفاعی و امور خیریه و نیکوکاری قرار گیرد؛ کاری که معمولاً مورد توصیه فرهنگ دینی نیز هست و بخشی از دینورزان و دینگرایان نیز بهصورت فردی و یا گروهی و یا محلی و یا سازمانی و نهادی و جمعی در آن مشارکت دارند.
چهارم ـ پیشرفتخواهی دینی
تقویت این باور در میان دینباوران و دینورزان و دینگرایان، مبنی بر اینکه زیست دنیوی خوب و پیشرفته و مناسب که همراه با بهزیستی مادی است، برای رستگاری و رهایی معنوی ـ اخلاقی هم ضروری است؛ و نیز تقویت این نگرش ـ گرایش در رفتار دینباوران و دینگرایان و دینورزان که این امر فقط از طریق تغییر دادن وضع موجود زندگی فردی و گروهی و جمعی و نهادی و سازمانی و نیز بهینه ساختن آن، تحولخواهی و تغییرجویی و پیشرفتگرایی میسر میشود، میتواند منجر به تزریق ویتامین تحولگرایی و تغییرخواهی و بهبودگرایی و نهایتاً توسعهگرایی در فرهنگ دینی و در میان اجتماعات عقیدتی ـ دینی و جماعتهای آیینی ـ مذهبی شود.
رویهم، «دینگرایی» تحولخواه و تغییرگرا و پیشرفتجو، از لحاظ فرهنگی ـ عقلانی، به اندازه «توسعهگرایی» پیشرفتگرا و تحولخواه و اصلاحطلبانه، از لحاظ معنوی ـ اخلاقی، مهم و مؤثر و ضروری است.
پنجم ـ عملگرایی دینی
ترویج و تبلیغ و تقویت فرهنگ کار و تلاش بیوقفه، افزایش وجدان کار، کوشش برای سازندگی و آبادانی، جدیت برای رعایت اخلاق شهروندی ـ سازمانی و نیز عمل به اخلاق کار و اخلاق حرفهای و مانند آن، بخشی از جنبههای توسعهگرایی است که هم در فرهنگ دینی موجودند و هم اینکه باید آنها را تقویت کرد.
[۴] جنبههای دینی فرهنگ توسعه
منظور از جنبههای دینی فرهنگ توسعه، اموری است که برای جلب نظر توسعهگرایان به توانش فرهنگ دینی در توسعه مهم و مؤثر است. همچنین مقولههای دینی با پتانسیل توسعهسازی وجود دارند که در مرحله پیشاتوسعهگرایی صرفاً برای امور دینی مورد استفاده قرار میگیرند و لذا لازم است از آنها با ورژنی جدید در مرحله توسعهگرایی و پساتوسعهگرایی هم استفاده نمود.
برای نمونه، میتوان به این آموزههای سنتی دینی اشاره کرد که از توان توسعهگرایی و توسعهسازی برخوردارند:
«عبادت بودن کار و تلاش بیوقفه؛ اخلاقی بودن و دینی بودن و دینی دانستن عمل ایثار و انفاق و خیرخواهی و نیکوکاری؛ توصیه دینی به حفظ محیطزیست و آسیب نرساندن به طبیعت (مخلوق خداوند)؛ دینی بودن و دینی دانستن عمل انساندوستانه و خیرخواهانه و شرعیِ مقابله با فقر و فلاکت و محرومیت؛ دینی بودن و دینی دانستن تلاش برای رفع تبعیض و نابرابری؛ دینی بودن و دینی دانستن رعایت اخلاق شهروندی (حقالناس)؛ دینی بودن و دینی دانستن عمل رعایت بهداشت فردی و پاکیزه نگهداشتن محیط زندگی گروهی و جمعی؛ دینی بودن و دینی دانستن نگاه انساندوستانه و فارغ از ابزارانگاری به مردم؛ دینی بودن و دینی دانستن ترجیح منافع جمعی بر منفعت فردی؛ دینی بودن و دینی دانستن تلاش برای بهبود دنیا بهعنوان مزرعه آخرت.»
[۵] پیششرطهای تحقق دین توسعهپذیر و توسعه دینپذیر
برای تحقق آنچه گفتیم و نهایتاً برای شکلگیری یک «دین توسعهپذیر» و «توسعه دینپذیر»، از منظر دانش و بینش تخصصی «جامعهشناسی دین و توسعه» که نظرگاه ما در این کتاب است، شرایطی باید مهیا شود. از جمله:
یکم ـ شکل دادن به مکانیزمهای توسعهای، مانند: فرهنگپذیری توسعهگرا؛ اجتماعی شدن توسعهگرا؛ آموزش شهروندی توسعهگرا؛ آموزش زیستمحیطی توسعهگرا؛ آموزشهای عمومی توسعهگرا؛ بازاجتماعی شدن توسعهگرا.
دوم ـ استفاده از پتانسیل فضاهای توسعهساز، شامل: خانواده؛ مسجد؛ مدرسه؛ دانشگاه؛ رسانه؛ محل کار؛ محل سکونت؛ واحد همسایگی.
سوم ـ مشارکت همهجانبه همه کارگزاران توسعه، شامل طیف گستردهای از حوزویان و دانشگاهیان؛ اصحاب رسانه؛ اصحاب فرهنگ و هنر؛ اصحاب قلم؛ نهادهای مدنی و غیرانتفاعی و گروههای داوطلبانه و سمنها؛ دولت و حکومت؛ سازمانهای محلی و عمومی.
چهارم ـ بهکارگیری حاملها و میانجیهای فنی ـ فرهنگی در فرایند توسعهسازی و توسعهگرایی، شامل: آموزش؛ ترویج؛ تبلیغ؛ سازماندهی؛ سرمایهگذاری؛ نواندیشی و نوگرایی و نوسازی.
[۶] برآیند دین ـ توسعه در جامعه
بحث نسبت دین و توسعه در علوم انسانی ـ اجتماعی مدرن و نیز در میدان حکمرانی و سیاستگذاری همچنان پرمناقشه و پرمنازعه و پرحرارت است. سکولارگرایان توسعهگرا و توسعهگرایان سکولارگرا صرفاً بر علوم اجتماعی مدرن و تکنولوژی و علوم فنی ـ مهندسی در فرایند توسعهگرایی تأکید دارند و معتقدند هدف توسعه و جنس توسعه صرفاً فنی، مادی و کمی است و نه کیفی و معنوی و اخلاقی. چون هدف غایی توسعه رشد و بهزیستی مادی است، لذا به جد بر آن هستند که در توسعهگرایی، اخلاق و الهیات و دین جایی ندارند و به آنها نیز نیازی نیست.
در طرف مقابل نیز سنتگرایان و دینگرایان قرار دارند که معتقدند هدف غایی هرگونه برنامه و پروژه [طرح مدون از پیش تعیینشده و سازمانیافته با اهداف روشن و دستیافتنی از پیش مشخص] و پروسه [تحول خودجوش تاریخی ـ فرهنگی ـ طبیعی و ارگانیستی] تأمین و تضمین سعادت معنوی ـ اخلاقی ایدئال بشری است. لذا این کار از عهده توسعهگرایی متعارف برنمیآید و یک کار استراتژیک از جنس عقیدتی ـ ایدئولوژیک است که باید بر دوش دانشهای سنتی ـ عقیدتی ـ بومی ـ محلی ـ تاریخی [از نوع و جنس معارف دینی] گذاشت. این دیدگاه چندان با توسعهگرایی متعارف مدرنِ فنی ـ فرهنگی بر سر مهر نیست.
میماند دیدگاه میانجی، یعنی دیدگاه «جامعهشناسی دین ـ توسعه» که دیدگاه منتخب ماست و ما مبانی راهنمای مطالعه آن را مقدمتاً توضیح دادیم. این دیدگاه، همانگونه که ملاحظه شد، قویاً حامی و مدافع و مروج و مبلغ یک «توسعهگرایی دینپذیر» و یک «دینگرایی توسعهپذیر» در بافتار جامعه و تاریخ و فرهنگ است. این دیدگاه بهصورت علمی، و نه ایدئولوژیک، مستند و مستدل از یک دین و دینگرایی و دینباوریِ توسعهجو و توسعهخواه و توسعهنگر و توسعهپذیر دفاع میکند؛ همانگونه که مدافع یک توسعه دینپذیر نیز هست.
با این حال، دیدگاه جامعهشناسی دین ـ توسعه نمیتواند از توسعه دینمبنا و توسعه دینگرا و توسعه ملتزم به دین یا توسعه سازگار با دین دفاع ایدئولوژیک کند، چون مراقب خطرات و مخاطرات ایدئولوژیکی شدن توسعه و دور شدن دین از اهداف معنوی ـ اخلاقیاش نیز هست. لذا، با رعایت احتیاطهای تئوریک و متدولوژیک، تلاش میکند صرفاً در پی تشریح علمی ـ کارشناسی یک «توسعهگرایی دینپذیر» و «دینگرایی توسعهپذیر» باشد؛ یعنی آنچه که بهواسطه کاتالیست فرهنگ انجام میشود و، همانطور که نشان دادیم، از طریق پلزنی میان «فرهنگ دینی» و «فرهنگ توسعه» ممکن میشود.
پیوست:
طرح درسنامه «دین و توسعه با تأکید بر اندیشه اجتماعی متفکرین مسلمان»
برای کلاس «دین و توسعه» [دانشگاه تهران ـ دانشکده علوم اجتماعی ـ گروه توسعه اجتماعی ـ کارشناسی ارشد توسعه محلی] این جستار و نیز طرحنامه درس مبنای کار خواهد بود.
پیوست
عنوان درس: «دین و توسعه با تأکید بر اندیشه اجتماعی متفکرین مسلمان»
مدرس: سید محمود نجاتی حسینی (خراسانی)
nejati.hosseini@gmail.com
https://for-mystudents.blogfa.com
Telegram.me/smnejatihosseini
0912-204-52-62
۱ ـ هدف کلی:
آشنایی دانشجویان علوم اجتماعی و مطالعات توسعه با «نقش و اهمیت نسبت دین و توسعه و نقش فرهنگ دینی در فرایند توسعه».
۲ ـ اهداف ویژه:
شناخت اندیشههای بومی و محلی مرتبط با توسعه / آگاهی از روند اندیشهپردازی نسبت دین و توسعه / شناخت مقایسهای اندیشههای بومی توسعه با مطالعات توسعه معاصر / تمهید یک سیاستپژوهی بومی ـ محلی ـ دینیِ توسعهگرا / فراهمسازی امکان یک دانش بومی ـ محلی ـ دینیِ توسعه و کاربست آن برای سیاستگذاری توسعه بومی ـ دینی.
۳ ـ سرفصلها:
اندیشههای کلاسیک مرتبط با مفهوم «پیشرفت و تحول» در غرب / اندیشههای معاصر در مطالعات توسعه / مواجهه فکری اندیشمندان اجتماعی مسلمان کلاسیک با مفهوم «پیشرفت و تحول» / مواجهه فکری اندیشمندان اجتماعی مسلمان معاصر با مفهوم «پیشرفت و تحول و تغییر و توسعه» / مواجهه روشنفکران ایرانی معاصر با مفهوم «توسعه و تغییر».
۴ ـ منابع علمی پیشنهادی:
آ) برای آشنایی با «مطالعات توسعه»:
۱ ـ سایمون، دیوید (۱۳۹۹)، پنجاه متفکر کلیدی توسعه، مهدی فرهمندنژاد، تهران، نشر ثالث.
ب) برای آشنایی با «مواجهه اندیشمندان کلاسیک و مفهوم پیشرفت و تحول»:
۲ ـ لوفان بومر، فرانکلین (۱۳۹۷)، جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، حسین بشیریه، تهران، انتشارات چاپخش.
پ) برای آشنایی با «ماهیت جوامع اسلامی»:
۳ ـ لاپیدوس، ایرا. ام (۱۳۸۷)، تاریخ جوامع اسلامی، علی بختیاریزاده، تهران، انتشارات مؤسسه اطلاعات.
ت) برای آشنایی با «اندیشمندان اجتماعی مسلمان کلاسیک»:
۴ ـ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه (۱۳۹۲)، تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام، تهران، انتشارات سمت.
۵ ـ نجاتی حسینی، سید محمود (۱۴۰۲)، «درباره "تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام": نگاهی از منظر "تاریخ اندیشه" و "فلسفه علوم اجتماعی"، ۴ بخش»، منتشرشده در پایگاه فرهنگ سدید، قابل دسترسی اینترنتی در لینکهای زیر:
https://farhangesadid.com/fa/news/8564
https://farhangesadid.com/fa/news/8565
https://farhangesadid.com/fa/news/8566
https://farhangesadid.com/fa/news/8567
ث) برای آشنایی با «تحولات جامعه ایران از رنسانس تا دوران معاصر»:
۶ ـ فوران، جان (۱۳۹۰)، مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران ـ از صفویه تا سالهای پس از انقلاب، احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
ج) برای آشنایی با «نحوه مواجهه اندیشمندان و روشنفکران ایرانی با مفهوم تحول و پیشرفت و توسعه و تغییر»:
۷ ـ آبراهامیان، یرواند (۱۳۹۲)، ایران بین دو انقلاب، احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی.
۸ ـ قیصری، علی (۱۳۹۳)، روشنفکران ایرانی قرن بیستم، محمد دهقانی، تهران، نشر هرمس.
۹ ـ نجاتی حسینی، سید محمود (۱۴۰۰)، علم، جامعه و تکنولوژی در ایران: مطالعه تاریخی ـ اجتماعی و فرهنگی عصر قاجار (۱۸۰۰ تا ۱۹۲۵ میلادی)، تهران، مرکز آیندهپژوهشی جهان اسلام.
چ) برای آشنایی با «نسبت مفهومی ـ تجربی دین و توسعه»:
۱۰ ـ نجاتی حسینی، سید محمود (۱۴۰۲)، «دین در نسبت با رشد ـ توسعه ـ تغییر ـ تحول»، منتشرشده در پایگاه فرهنگ سدید، قابل دسترسی اینترنتی در لینک زیر:
https://farhangesadid.com/fa/news/8912
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 