درسگفتارهای جامعه شناسی فلسفی شناخت (5189)
For-mystudents.blogfa.com
(4 ) تاریخ شناخت شناسی
*اشاره
در درسگفتار پیشین ( نک درسگفتار جامعه شناسی فلسفی شناخت3189 در این وبلاگ) که اختصاص به اپیستمه قرون وسطای مسیحی داشت ؛ درباره شناخت شناسی های اگوستینی - اکویناسی و آبلاری بحث شد. اینک در ادامه آن بحث به نسخه شناخت شناسی اوکامی می پردازیم.
3.نسخه اوکامی : سازه گرایی و نام گرایی شناختی
نسخه شناخت شناسی اوکام را می توان نقطه مقابل دو نسخه پیشین (اگوستینی اکویناسی و آبلاری ) دانست . تزهای برجسته این نسخه را می توان به قرار زیر دانست.
31.کلیات نشانه های قراردادی هستند که با مفاهیم به عنوان نشانه های طبیعی اشیاء و امور رابطه دارند.
32.کلیت از رابطه دال و مدلول ناشی می شود.یعنی از این واقعیت که هم کلمات و هم مفاهیم ما می توانند نشانه ای برای نشان دادن ماهیت ، خاصیت ،صفات و ویژگی های اشیاء و اموری باشند که ماسعی در شناخت آن ها داریم.
33.با این وجود کلیاتی که متعلق شناخت هستند ؛ وجودی منطقی دارند؛ یعنی همان معانی یا مضامینی هستند که ذهن هنگام اندیشیدن آن ها را ایجاد می کند.
34.به این معنا کلیات نه تنها وجودی منطقی دارند بلکه از وجودی ذهنی نیز برخوردار می شوند ؛ به این ترتیب که ذهن ما هنگام اندیشیدن آن ها را به جانشینی اشیاء و امور ایجاد می کند تا ما به شناخت نایل شویم.
35.پس برای رسیدن به شناخت ذهن می تواند از طریق شهود (که نوعی شناخت بی واسطه از اشیاو امور هست ) نیز عمل کند.
36.در مسیر شناخت شهودی ، این حواس تجربی ما هستند که منجر به ادراک اشیاء و امور می شوند؛ و در این میان عقل نیز این ادراک شهودی را ایجاد می کند.
37.اما شناخت شهودی ما می تواند در جهان تجربی حالت مخدوش و تحریف شده نیز پیدا کند.
38.به این معنا شناخت های ما می تواند کامل، نیمه کامل ، وناقص باشد؛به عبارتی شناخت های ما در صورت کامل نبودن و ناقص بودن نمی توانند از وضوح و روشنی لازم برخوردار باشند.
39.در تحلیل نهایی ، روشن نبودن شناخت های ما می تواند رسیدن به حقیقت را بامشکل مواجه سازد.
**پی نوشت
هنگامی که شناخت شناسی های قرون وسطای مسیحی جای خود را به شناخت شناسی های رنسانس و مدرنیته داد؛ نوعی گسست شناختی و تحول در اپیستمه ها و پارادایم های شناختی نیز اتفاق افتاد،که تا دوران حاضر هم چنان تاثیرات آن ادامه یافته است. از جمله بخشی از تاثیر این تحولات شناخت شناسی را می توان درظهور جامعه شناسی های شناخت دید که برای اولین بار تحلیل و تبیین مساله شناخت را از آسمان فلسفی به زمین جامعه شناسی برگرداندند و به عبارتی هم صورت مساله و هم راه حل های آن را عوض کردند.البته در این میان اپیستمه میانجی که راه را برای بروز و ظهور اپیستمه جامعه شناسی های شناخت فراهم کرد؛ بدون شک اپیستمه فلسفه رنسانس در مدرنیته های اولیه و میانین ( 1500 تا 1950 میلادی ) بود.
بنابراین لازم است به طورمختصر در چند درسگفتار دیگر مروری بر مباحث اصلی مندرج در اپیستمه شناخت شناسی رنسانس داشته باشیم.
***ادامه دارد.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 