درسگفتارهای فلسفه علوم اجتماعی(6189)
For-mystudents.blogfa.com
(3 ) فلسفه علوم انسانی :یک تبارشناسی و دیرینه شناسی
*اشاره
دردرسگفتار پیشین ( نک درسگفتار دوم این مجموعه :شماره 281288 در این وبلاگ ) که راجع به جعبه ابزار فلسفی علوم اجتماعی یا به عبارت دقیق تر آن جعبه ابزار فلسفه علوم اجتماعی بود ؛ ما درباره محتوای این جعبه (شامل:آنتروپوسوفی اجتماعی؛ انتولوژی اجتماعی؛ اپیستمولوژی اجتماعی؛ متدولوژی اجتماعی؛ لوژیکولوژی اجتماعی؛ تلئولوژی اجتماعی؛ اگزیولوژی اجتماعی) بحث کردیم.
آز انجا که پیشینه این مباحث و صورت های اولیه آن را میتوان به رنسانس و مدرنیته اولیه و میانین(1500 تا 1950 میلادی ) برگرداند ؛ لذا اینک در ادامه آن بحث باز خوانی خواهم داشت از تاریخ ارزنده این مباحث از طریق نگاه به آرای فیلسوفان علوم انسانی . متن مورد ارجاع من نیز اثر زیر است :
ژولین فروند ( 1362 / 1387 ) نظریه های مربوط به علوم انسانی، محمد علی کاردان،تهران، مرکز نشر دانشگاهی،145 صص.
** پیش نوشت
فلسفه علوم انسانی ، را می توان مادر فلسفه علوم اجتماعی معاصر و جدید دانست.می دانیم که پس از رنسانس به دلیل تحول در عالم و آدم و تغییر نگاه به عالم و آدم ( فعلا به تبعات منفی و مثبت این تحول و نیز درست و غلط این نگاه کاری نداریم ) بنیان گذران اولیه علوم انسانی جدید با لنز فلسفی به سراغ تحلیل فلسفی و نقد هنجاری علوم انسانی رفتند؛ و از همین نقطه تاریخی فکری بود که پایگاه شناختی جدیدی به عنوان فلسفه علوم انسانی شکل گرفت . این فیلسوفان (هم دانشمندان تجربی که علاقمند به این پروژه بودند وهم عالمان علوم انسانی) می خواستند ، در بدو امر جایگاه علوم انسانی را در میان علوم دقیقه و تجربی ( و بویژه علوم پایه :ریاضیات ، شیمی ، فیزیک و زیست شناسی ) مشخص سازند.از این قرار بود که توجه به بنیان های فلسفی ماهیت روش شناختی و نظری علوم انسانی و روشن کردن جایگاه علوم انسانی در میان علوم جدید به همراه تثبیت موضع روشی و موقعیت روشی آن ، دغدغه اصلی فلسفه علوم انسانی گردید.
در طی زمان ، همان گونه که ملاحظه خواهد شد، این دغدغه منجر به شکل گیری و دامن زدن به مباحث جدیدتری شد ؛ که اکنون جزو بنیان های فلسفه علوم اجتماعی جدید و معاصر است.
با توجه به این مهم بازخوانی تحلیلی تاریخ این مباحث می تواند کمک سودمندی برای پی بردن به ریشه های مسایل فلسفه علوم اجتماعی معاصر باشد.به این منظور کتاب ارزنده و کلاسیک ژولین فروند ( نظریه های علوم انسانی 1387 ) و داده های تاریخی فلسفی آن ؛ منبع ارزشمندی برای این نوع بازخوانی است. این نوع بازخوانی را ، به لحاظ پرداختن به رگ و ریشه تاریخی و تبار اجتماعی آن ، می توان نوعی تبارشناسی و دیرینه شناسی فلسفه علوم انسانی دانست.
انتظار میرود دانشجویان درس فلسفه علوم اجتماعی ( بویژه دانشجویان خود من در ترم جاری 88-89 در دانشگاه تهران؛ دانشکده علوم اجتماعی ، گروه ارتباطات اجتماعی ؛ و نیز دانشجویان کارشناسی ارشد جامعه شناسی و پژوهشگری اجتماعی ؛ در دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان ) در پرتو این نوع درس گفتارها و با مراجعه به متن کتاب مزبور درس های بیشتری از فلسفه علوم انسانی بیاموزند .
با توجه به این مهم در این درسگفتار صرفا مروری بر فصل های متن مزبور خواهم داشت ؛ تلاش خواهم کرد تا مسیرهایی را که در این کتاب برای بازخوانی فلسفه علوم انسانی باز شده است به دانشجویان نشان دهم. به عبارت دقیق تر هدف اصلی از مرور هشت فصل کتاب ژولین فروند ، تشریح گام هایی است که فیلسوفان متقدم علوم انسانی ( صاحب نظرانی که فروند به آن ها پرداخته است ) برای تثبیت فلسفه علوم انسانی و ورود به فلسفه علوم اجتماعی معاصر برداشته اند.
اما عناوین این فصل ها ، که به ترتیب مرور خواهند شد ، عبارتند از :
I. فصل اول :دوره طبقه بندی ( صص 7- 24 )؛
II. فصل دوم :توجه به بعد تاریخی (صص 25- 43 ) ؛
III. فصل سوم : هرمنوتیک یاتاویل و نهان بینی ( صص 44- 57 ) ؛
IV. فصل چهارم : پوزیتیویزم یا جریان فلسفه تحصلی ( صص58- 67 )؛
V. فصلهای پنجم تا هفتم :دیلتای ، تقابل ناتورالیزم و هیستوریسیزم ، تبیین و تفهم ( صص68- 114 )؛
VI. فصل هشتم:تلاش در گذشتن از مرزهای تعارضات(صص115- 131 ).
***ادامه دارد .
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 