مساله حسین "وارث ادم"
مساله ادم "وارث حسین"
سید محمود نجاتی حسینی
(عاشورای 2010)
For-mystudents.blogfa.com
*پیش نوشت
این متن پیش طرحی است یادداشت گونه؛ که برای پایان کلاس درس جامعه شناسی دین در این ترم اماده کرده ام.امیدوارم بتوانم با تکمیل ان در ترم بعدی مفصل در باره ان صحبت کنم.فعلا ایده ای است برای دانشجویان کارشناسی ارشد جامعه شناسی که این ترم با من این درس را دارند .
** پیش درامد
چندسالی است که بنا به مناسبت تدریس جامعه شناسی دین (نگاه به دین با لنز اجتماعی ) و نیز درگیر شدن در ایده جامعه شناسی دینی ( نگاه به جامعه با لنز دینی ) و خصوصا تحقیق در باره دعای شیعی از این دو منظر(به عنوان یک گفتمان سیاسی فرهنگی از مقاومت و تغییر اجتماعی دینی) به مساله ای برخورده ام که برایم بیش تر از عاشوراهای پیش دغدغه مند و مساله انگیز شده است.به این خاطردست کم می اندیشم که در دعای وارث ایده هایی معنوی و گفتمانی نهفته است که ما کم تر به سراغ ان رفته ایم.حتی حسین شناس بزرگی چون مرحوم دکتر شریعتی( که تفسیرهای سیاسی او از حسین وارث ادم پرشور و پر شعور بود و برای ما نسل انقلاب ساز سال 56 و 57 بیانیه ای سیاسی برای عمل و نظر انقلابی بر علیه رژيم یزیدی پهلوی بود) و نیز روحانی فرهیخته کربلا شناس و عاشورا شناسی مانند مرحوم مطهری نیز ان را کشف نکرده بود.خوب این واقعا جای سوال برایم داشت که این ایده ها چه هستند؟.بهتر و دقیقتر بگویم : چه مساله کشف نشده ای در این دعا باید وجود داشته باشد؟.من سرراست به سراغ این ایده رفتم که هم دکترشریعتی و هم بسیاری از دعاپژوهان شیعی صرفا به حسین به عنوان وارث ادم نگاه کرده اند ؛ به عبارتی ان ها فقط از منظر تبیین و تفسیر قیام حسینی و برای نشان دادن این نکته درست که حسین چون وارث ادم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و علی است ؛ یعنی ادامه دهنده سنت الهی نبوت و سیره محمدی تشیع و امامت است ، وارث هست . پس می توان فقط و فقط به دنبال ردپایی برای تشریح و تفسیر تاثیر این نوع وراثت و قیام حسینی در عاشورای دهه60 هجری قمری برای حادثه کربلا و محرم بود.من واقعا این ایده را که بیشترساخته و پرداخته متن گفتمانی مرحوم دکتر شریعتی است دل پسند می دانم؛ اما نمی توانم آنرا تبیین و تفسیری مساله مند که مکفی و مقنع باشد بدانم .چرا باید چنین باشد؟.به قول روایت گرایان ازحسن اتفاق روایت من از حسین وارث ادم از همین نقطه شروع می شود.منتهی بااین تفاوت که به نظر من باید به ان به عنوان یک وضعیت مساله ای و پروبلماتیک ( ازجنس ایده ای که دارای مفروض و دغدغه و پرسش و پاسخ و رویه ای برای تغییر و حل مساله است ) نگاه کرد؛ تا یک وضعیت متنی شده ای که به راحتی قابل تفسیروخوانش انقلابی باشد( نظیر آن چه که دکتر شریعتی داشت).
اما این پروبلماتیک را باید بتوان در قالب مساله و پرسش به چنگ اورد.بر این اساس دو مساله را باید هم زمان باهم طرح کرد:
اول، در دعای وارث باید بتوان "مساله حسین" ( مساله ای که حسین بن علی با ان روبرو شده است ) را از این منظر که "ادم" نماد و نشانگر سمبلیک "نبوت و امامت"است فهم کرد ؛ و سپس "مساله حسین با ادم" را از این حیث که "چگونه حسین بن علی باید این وراثت را مستمر سازد" تبیین و تفسیرو تشریح کرد؛
دوم، در دعای وارث باید بتوان "مساله ادم " (مساله ای که نسل های تاریخی و ادم های پس ازحسین با حسین وارث ادم دارند) را از این منظر که "حسین" نماد و نشانگرمعنوی تاریخی اجتماعی سیاسی "ایمان مومنانه و جهاد مخلصانه و اگاهانه در راه خدا " است تفهم کرد؛ و سپس "مساله ادم معاصر و اینده "را از این حیث که "چگونه باید یک ادم حسینی شد و بود وباقی ماند"را تبیین و تفسیر کرد.
نیاز به گفتن نیست که در پروبلماتیک مورد نظر من به شرحی که گفته شد هر دو مساله دو روی سکه امامت شیعی واستمرار انقلاب حسینی هستند؛احتمالا عبارت تکان دهنده و حیرت اور منسوب به امام جعفر صادق ع که گفته اند:"هرروز عاشورا و هر ماه محرم و هر سرزمین کربلا است" باید قرابت خاصی با این نوع تفاسیر گفتمانی از عاشوراها و کربلاها و محرم های طول تاریخ داشته باشد.
پس به طور خلاصه باید بتوان دعای وارث را از این دو منظر تشریح کرد. اما با توجه به رابطه بینامتنیتی ( این که از منظرنقد ادبی و ادبیات پست مدرنیستی متن ها با هم دیگر هم داد وستد متنیتی دارند واین که متن های مختلف به هم دیگر مفهوم و ایده و سرنخ وام می دهند ) که میان متن های مختلف عاشورایی ( متن های ادبیاتی تاریخی الهیاتی که روایت گر عاشورای حسینی هستند) وجوددارد؛ باید فراتر از ایده های گفتمانی که در دعای وارث امده است به سراغ متن های دیگر نیز رفت؛ از جمله این ها می توان به متن هایی مانند زیارت امام حسین در روز عاشورا و از همه این ها مهم تر خطبه های عاشورایی امام حسین را کاوید.
پس بر این مبنا با نگاهی گفتمانی تلاش کرده ام مقدمتا چند نکته کلیدی گفتمانی را در این زمینه طرح کرده و بحث کنم. تفصیل این گفتمان کاوی البته نیازمند پژوهش وسیع تر است.در این خصوص به صورت خاص ان جا که با مساله جامعه شناختی مانند مواجهه شیعه ایرانی با امام حسین وعاشورا و محرم و کربلای حسینی پیوند می خورد(یعنی جایی که به هر حال ناگزیریم در باره "مساله ادم وارث حسین" تبیینی نیزبدست دهیم ) باید بتوان از پژوهشهای تجربی ( پیمایشی) و نیز روش کیفی ( با تمرکزبر مشاهده میدانی عزاداری های کنونی و اکنون جاری ) بیشتر سود جست .
خوش بختانه مصادف شدن نوشتن این یادداشت (روز تاسوعا) با گشت و گزار میدانی من در سطح شهر تهران ( البته بخشی از جنوب و مرکز شهرکه فضای شلوغ تر و گرمتری برای عزاداریهای محرم است) فرصتی برایم فراهم کرد تا بهتر بتوانم در خصوص این مقوله ماحصل مشاهدات میدانی ام از عزاداریهای "شب عاشورای 2010 شیعه ایرانی" را روایت کنم.من همین عنوان اخیر را برای روایت مشاهدات میدانی ام انتخاب کرده و به صورت یک یادداشت مستقل در همین وبلاگ خواهم اورد.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 