دین ، فقه و جامعه : درآمدی بر جامعه شناسی فقه شیعی
سید محمود نجاتی حسینی
for-mystudents.blogfa.com.
nejati.hosseini@gmail.com
* پیش نوشت
این مقاله در سال 1385 نوشته شد.قرار بود فصلی باشد از یک کتاب ادیتوریال.مثل بسیاری از مقاله هایی که سفارش داده می شوند اما کارفرما بنا به دلایلی نمی تواند ان ها را چاپ کند ؛ این مقاله نیز متاسفانه فرصت انتشار در قالب آن کتاب را پیدا نکرد! ؛ اکنون که دیگر فرصت انقضای تعهد من به کارفرما سر رسیده است؛ حیفم آمد دانشجویانم در کلاس های "جامعه شناسی دین و جامعه شناسی شناخت" و مخاطبان این وبلاگ آن را نخوانند. به این منظور با ویرایش وکوتاه کردن بخشی از پاره های مقاله آن را به صورت کاربلاگ درسی( در 6 بخش ) تقدیم می کنم.امید که مورد استفاده وبلاگ خوانان واقع شود.
بخش یکم
مقدمه
یکی از حوزه های نظری مغفول در مطالعات اجتماعی دین و جامعه شناسی دین در ایران "فقه پژوهی اجتماعی مدرن" است . از این حیث و با توجه به اهمیت نظری و راهبردی این حوزه پرداختن به صورت بندی های اولیه جامعه شناسی فقه شیعی از چشم انداز جامعه شناسی دین سودمند خواهد بود . ادعای فروتنانه این مقاله به دست دادن صورت بندی اولیه از" پروبلماتیک جامعه شناسی فقه شیعی" است به همان معنایی که از" پروبلماتیک" ( پرسش ها ، مفروضات ، پاسخ های موقتی ) مورد اجماع علوم اجتماعی است. این مقاله بسیار فشرده در سه بخش ارائه می شود : در بخش (1) به صورتی بسیار کوتاه برخی از خط سیرهای مفهومی نظری جامعه شناسی دین به دست داده شده است . در بخش ( 2) نیز به برخی از این خط سیرها در حوزه فقه پژوهی های سنتی و جدید اشاره شده است . سرانجام در بخش ( 3) صورت بندی اولیه جامعه شناسی فقه برای تحلیل و تبیین های آتی از نسبت فقه و جامعه در ایران معاصر عرضه شده است.
اگرجه بهتر است ( هم چون آلتوسر ) این مقاله را "یادداشت هایی برای یک پژوهش آتی" تلقی کرد؛ با این وجود مقاله حاضر می تواند فارغ از دیدگاههای سیاسی چالش انگیز و گفتمان های قدرت مدار و صرفاً در عرصه یک داوری آکادمیک فتح بابی برای ارزیابی جامعه شناسی فقه شیعی محسوب گردد . به نظر این داوری ها و باز خورد های آکادمیک می تواند راه را برای پژوهش های بهتر و کامل تر در این حوزه نو ظهور از جامعه شناسی دین در ایران فراهم کند.
1. دین و جامعه : برخی خط سیرهای جامعه شناسی دین
آلفرد نورث وایت هد زمانی گفته بود آینده جامعه بشری در گرو نحوه رفتار کردن و دادو ستد انسان ها با" علم و ودین" است و این که بین این دو چه پیوندی برقرار می شود. کی تاگاوا (1990)یکی از گام های فکری را که به قصد چنین پیوندی برداشته شده مطالعات بین رشته ای دین می داند – روان شناسی دین، روانکاوی دین، روان شناسی اجتماعی دین ، فلسفه دین و سرانجام مردم شناسی دین و "جامعه شناسی دین" ( کیتاگاوا1990 ).مضمون جامعه شناسی دین بررسی دین در بافت اجتماعی و انضمامی جامعه و تحلیل نسبت دین ، فرهنگ و جامعه است . این نوع دین پژوهی ، از حیث صورت بندی مبتنی بر" خط سیرهای مفهومی نظری"ا ست که شالوده اصلی آن : « مفاهیم ، مفروضات ، گزاره ها، فرضیه ها و نظریه ها » هستند. خاستگاه این خط سیرها را باید در نظریه اجتماعی کلاسیک سراغ گرفت – به صورت عمومی آن در نزد کنت و مارکس ؛ به صورت دقیق تر و صورت بندی شده تر در نزد دورکیم و وبر ؛ و با اندکی تسامح در نزد پارتو . برای آشنایی با این خط سیرهادر جامعه شناسی دین مروری فشرده بر آرای این نظریه پردازان اجتماعی کلاسیک خواهیم داشت. به چند جامعه شناس دینی دیگر نیز ، که متأثر از نظریه اجتماعی کلاسیک اند ، اشاره می کنیم .
11. نظریه اجتماعی کلاسیک و دین
اگوست کنت فرانسوی – به عنوان بنیان گذار جامعه شناسی – سر آغازی است برای گنجاندن "دین" در نظریه اجتماعی . او دین را محور" وفاق اجتماعی" محسوب می کند . به نظر کنت دین ناشی از دو التزام اجتماعی است: اول ، هر جامعه ای برای تثبیت نظم اجتماعی ناگزیر باید محوری برای وفاق اجتماعی داشته باشد یعنی اعضای آن می باید با هم بر سر ارزش ها و اخلاقیات توافق داشته و با یکدیگر متحد باشند. دوم، وحدت و وفاق اجتماعی بر سر ارزش ها و اخلاقیات مشترک در جامعه منوط به این است که اعضای جامعه و اجزای مؤلف آن یک اصل وحدت دهنده یعنی" دین" را پذیرفته باشند. (آرون 1372 :116 ) کنت دو مفروض مبنایی و کلیدی برای جامعه شناسی دین فراهم می کند:
الف- نظم اجتماعی مستلزم وفاق اجتماعی ارزشی ، اخلاقی ، عقیدتی است .
ب- محور وفاق اجتماعی ارزشی ، اخلاقی ، عقیدتی دین است.
مشخص کردن ابعاد دین نیز در نزد کنت دیده می شود. به نظر وی دین یک جنبه عقلی دارد که همان اعتقاد جزمی است و از یک جنبه عاطفی نیز برخوردار است که همان عشق است و در حد پرستش نمودار می شود. و هم چنین یک جنبه عملی دارد که آن را نظام می گویند. از نظر کنت پرستش ، احساسات اعضای جامعه را تحت نظم در می آورد و نظام ، رفتار عمومی و خصوصی پیروان دین را منتظم می سازد . در این نظریه دست کم سه مفروض کلیدی دیگر از جامعه شناسی دین صورت بندی می شود:
پ- دین دارای سه جنبه عاطفی، اعتقادی ، رفتاری است.
ت- دین عواطف و اعتقادات اعضای جامعه را نظم می دهد.
ث- دین رفتارهای اعضای جامعه را منتظم می سازد.
روی هم این مفروضات برخی از خط سیرهای نظری جامعه شناسی دین را ترسیم می کنند : نسبت دین و وفاق اجتماعی ، نسبت دین و رفتار اجتماعی ، نسبت دین و عقاید اجتماعی ، نسبت دین و عواطف و احساسات اجتماعی و نسبت دین و نظم اجتماعی در جامعه .
کارل مارکس آلمانی دومین نظریه پرداز اجتماعی کلاسیک است که سر آغاز دیگری برای ترسیم این خط سیر است. به نظر وی در هر جامعه ای دو چیز می توان تشخیص داد: بنیان اقتصادی یا زیر بنا و بنیان های فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی و حقوقی یا روبنا. زیر بنا اساساً از روابط تولیدی و مادی و اقتصادی شکل گرفته است. روبنا نیز شامل دین، نهادهای حقوقی، طرز تفکر، ایدئولوژی و فلسفه ها می شود که از زیر بنا تأثیر می پذیرد(همان،164؛ برتران1979 :مقدمه).به نظر می رسد از این دیدگاه عمومی مارکس می توان یک خط سیر مفهومی نظری دیگر برای جامعه شناسی دین استخراج کرد : نسبت دین و اقتصاد . علاوه بر آن با توجه به نگرش انتقادی مارکس به دین ، که در جمله معروف وی ( دین تسلی خاطر توده هاست) آمده است ، خط سیر مفهومی نظری دومی نیز به دست می آید : نسبت دین و سیاست و نظم سیاسی( همان: 7-34 ) . به این ها، خط سیر سومی را نیز می توان اضافه کرد : نسبت دین و روح بخشی به جهان مادی. این خط سیر متأثر از نگرشی است که مارکس آن را با عبارت" دین روح یک جهان بی روح است "بیان کرده است( پیشین).
صورت بندی های دقیق تر و تحلیلی تر خط سیرهای مفهومی نظری جامعه شناسی دین را در نزد دورکیم و وبر می توان ملاحظه کرد . این دو نظریه پرداز اجتماعی کلاسیک نقش برجسته ، سازنده و تأثیر گذاری در شکل دادن به جامعه شناسی دین داشته اند. امکان به دست دادن حتی خلاصه ای از رویکردهای جامعه شناختی دین این دو با توجه به حجم محدود مقاله فراهم نیست . لذا ما صرفاً به ارائه چند خط سیر اکتفا می کنیم.
در نزد دورکیم دین دستگاهی به هم بسته از باورها و اعمال مربوط به امر مقدس است که مجزا از امور عادی است و این باورها و اعمال همه کسانی را که پیرو آن دین هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام کلیسا متحد می سازد . بنابر این :
.......... باورکردنی نیست که دستگاه های فکری مانند دین که در تاریخ چنین مقام مهمی پیدا کرده اند و مردمان در تمامی دوران ها نیروی لازم برای حیات را از سرچشمه آن ها بر گرفته اند چیزی جز تاروپودی از اوهام نباشد. امروزه همگان در این نکته توافق دارند که حقوق ، اخلاق و حتی خود اندیشه علمی هم در دین پدید آمده است و تا مدت های مدیدی با آن آمیخته بوده است و تحت نفوذ روح دین قرار داشته اند........... از این رو جامعه بستری مناسب برای پیدایی ، گسترش و تداوم اعتقادات دینی است . چرا که جامعه احساس دینی را در ما بیدار می کند و پذیرش اعتقادات را نیز آسان تر می سازد. دین یک آفرینش جمعی است و تجلی وجدان جمعی جامعه است. ( آرون، پیشین:374 ، 378، 83-382 ).
از جامعه شناسی دین دورکیم چند خط سیر مهم به دست می آید: نسبت دین و حقوق ، نسبت دین با اخلاق و جامعه ، نسبت دین،فرهنگ و جامعه و نسبت دین، شناخت و جامعه. ماکس وبر هم چون دورکیم ، منتهی با لحنی دیگر، از اهمیت دین در جامعه و جامعه شناسی آغاز می کند. به نظر وبر :
........ساختارهای اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی ، حقوقی ، فرهنگی از دیر باز تحت تأثیر اعتقادات دینی قرار داشته اند . لذا دین یکی از آنتن های حساسیت انسانی است. بنابر این هر گونه مطالعه جامعه شناختی اگر از دین غفلت کند جامعه شناسی را ناقص کرده است. بی اعتنا بودن نسبت به دین محکوم کردن خود به نفهمیدن پدیده"فرهنگ" است. ( فروند 1362 :42 )
......... بنابر این رفتار آدمیان در جوامع گوناگون زمانی فهمیدنی است که در چهار چوب دریافت کلی آن ها از هستی قرار داده شود. اصول جزمی دینی و تعابیر آن ها جزئی از جهان بینی است و برای درک رفتار افراد و گروه ها ناگزیر باید دین را هم درک کرد. از سوی دیگر دریافت های دینی نیز در عمل از عناصر تعیین کننده رفتارهای اقتصادی و در نتیجه از علل دگرگونی های اقتصادی جوامع به شمار می روند ( آرون ، پیشین: 572 ) .
از آرای وبر نیز چند خط سیر می توان بیرون کشید : نسبت دین و ساختارهای جامعه، نسبت دین و جهان بینی ، نسبت دین و دگرگونی های اجتماعی ، نسبت دین و رفتارهای اجتماعی .در نزد ویلفردوپارتوی ایتالیایی نیز ابعاد سه گانه دین یعنی آداب، اعتقادات و وضع روحی افراد دین دار بر رفتارهای اجتماعی [این] افراد [در ] جامعه تأثیرگذار است( آرون ، پیشین : 456) .
برای شناخت بیشتر این خط سیرها مروری مختصر بر دو متن جامعه شناسی دینی وبر و دورکیم سودمند است. دورکیم در صورت های ابتدایی دینی ( 1968 ) به بررسی و تحلیل جامعه شناسانه و مردم شناختی دین به عنوان یک" پدیدار اجتماعی" و وارسی صورت ابتدایی دین یعنی توتمیزم پرداخته است. محورهای اصلی این کتاب شامل تعریف دین ، تعاریف ارائه شده از دین ، جان پنداری ، طبیعت گرایی ، عقاید توتمیستی ، انسان و حیوان توتمیستی، نظام جهان شناختی توتمیستی ، توتم های فردی و جنسی ، نیروی مرموز ساری و جاری در چیزها ، تصورات مربوط به روح یا جان ، شعائر دینی ، تابوها یا محرمات و سرانجام مقوله های متأثر از دین ( علیت ، کلیت، جمع و......) است. این محورها در حقیقت خط سیرهای جامعه شناسی دین دورکیمی است(دورکیم 1968).
ماکس وبر نیز در جامعه شناسی دین (1963 )محورهای اصلی بررسی جامعه شناختی دین را ، که می توان آن ها را خط سیرهای سنت جامعه شناسی دین وبری تلقی کرد، به دست داده است . این ها عبارتند از : ظهور ادیان ، اخلاقیات دینی ، پیامبران و روحانیون ، کاست ها و طبقات اجتماعی و رفتارهای دینی، تجدید حیات دینی ، رستگاری دینی ، دین های آخرت گرا و دین گرا ، اخلاقیات دینی و نظم دنیوی ، مناسبات دین با سیاست و اقتصاد و فرهنگ ، نظم اقتصادی اجتماعی و مسیحیت ، گرایشات ادیان توحیدی( وبر 1963 ). ژولین فروند در" جامعه شناسی ماکس وبر " ( 1362) محورهای اصلی جامعه شناسی دین وبر را شامل رفتار دینی معنادار ، دین های آخرت گرا و دنیا گرا ، پیامد های رفتار دینی ، تنش های رفتار دینی با رفتارهای اجتماعی ، نمونه های رفتار دینی در نزد پیامبران و قدسیان و روحانیون و تأثیرات دو سویه ساختارهای جامعه و رفتار های دینی می داند( فروند ، پیشین :221-187 ؛ ترنر 1378 ) .
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 