*پیش نوشت
دوست عزیزم دکتر جوادی یگانه(دانشیار جامعه شناسی دانشگاه تهران) به خوبی پرسیده است چرا و چگونه در جایی کسی یا جریانی به خود اجازه می دهد به شئونات مقدس یک مذهب موثر به اسم هنر و بیان هنری توهین کندو دیگران نیز به خود اجازه می دهند به بهانه دفاع از آزادی قلم و بیان و آواز چنین فرد یا جریانی را تبرئه کنند .اما سوال دیگری که مهم تر است نیز هست :چرا بر خلاف زمانی که ایرانیت ما به خطر می افتد{مانند جعل اسم خلیج فارس توسط غربی ها و عرب ها و امثالهم} حرکات خودجوش مردمی کم تر برای پاسخ اینترنتی به چنین توهینی از سوی شیعیان به راه می افتد؟.به راستی چرا این گونه است و مردم شیعه ایرانی چنین حساسیت پایینی در قبال این نوع توهین ها از خود نشان می دهند{ حتی برخی از همکاران دانشگاهی مان که اتفاقا متدین متعارف نیز هستند ظاهرا بی تفاوتند فقط بچه بسیجی های دانشگاهی که به صورت سازمانی پی گیر چنین اموری هستند} ؛ در حالی که همین مردم در پاسداشت ظاهری نام و یاد امامان معصوم سلام الله علیهم { دستکم در رثای امام حسین ع و فاطمه الزهرا ام الائمه ع } هفته ها مراسم روضه و نذری و مانند آن برپا می کنند؟.این ها سوالاتی است برای تامل در باره بسیاری از امورات دینی ما و نیز تفکر در باره تاثیر منفی سیاست بازی دولت مدعی دین داری و نیز برخی از تبعات منفی ناشی ازسوء رفتار متولیان دین و هم چنین بی اعتمادی بخشی از مردم به دین رسمی حاکم. شخصا می اندیشم جریانی ساختار شکن در پی شالوده شکنی از امور مقدس با هدف شیعه ستیزی است و متاسفانه افراد خواه هنرمند خواه عامی و خواه متخصص با استفاده از فضای رسانه و اینترنت و ظرفیت های حوزه خصوصی و عمومی نماینده و سخنگوی آنان می شوند. به هرروی مطلب زیر حرف های دکتر جوادی یگانه است که از سایت او عینا نقل می کنم.
*
www.Mohammad Reza Javadi-Yeganeh.com
*
عذر تقصير به آستان مقدس امام علي النقي
(عليه السلام)
{يادداشت نوشته
شده براي پايگاه همکاري هاي بين المللي خبري شيعه. شفقنا }
مدتي است به همت سياست هاي جديد ارتباطي جايي که
نمي دانيم اسمش چيست (چون هيچکس مسئوليتش را بر عهده نمي گيرد)، دسترسي مان به
اينترنت آنقدر محدود شده که گوگلمان هم بالا نمي آيد، چه رسد به اينکه بخواهيم از
فعاليت هاي ماوراء بحار خبردار شويم. سايت هاي خبري داخلي هم آنقدر محتاطانه مي
نويسند که متوجه هيچ مساله اي نمي شود شد. آن سايت خبري هم که بيشتر در باره اين
موضوع نوشته، مشمول فيلترهاي مهرورزانه شده است. تا اينکه امروز در خبرگزاري اي
بوديم و فيلترشکني مهيا بود و تازه متوجه عمق ماجرا شدم.
کسي در جايي چيزي خوانده وهن آلود و نام مقدس يکي از ائمه شيعه را هتاکانه بيان کرده است. ماجرا به سرعت سمت و سوي ديگري گرفته است، يک خبرگزاري از فتواي آيت الله صافي سخن گفته و ديگري بر سر زمان صدور فتوا و شمول آن بر اين مورد بحث کرده، لابد در چند روز آينده سايت هاي رسمي (مستقيم يا غيرمستقيم) در باره آن سخن مي گويند، کسي هم لابد جايزه نقدي اي متقبل مي شود، و اگر هنوز کفن پوشاني مانده باشند، تظاهراتي به مدد ارگان هاي دولتي صورت مي گيرد و به آرامي آبها از آسياب مي افتد. ما هم حتما راضي از اينکه تکليف از ما ساقط شد و ديگران موضع شديد گرفتند و انواع فتواها و محکوميت ها صادر شد، آسوده سر به بالين مي گذاريم. البته آن هتاکي هيچ ارزشي ندارد و مطرح کردن آن باعث تشييع فاحشه مي شود. اما اگر زنده باشيم، چنين هتاکي هايي بايد به هم بريزدمان، و دست و سري تکان بدهيم که نشان بدهيم هنوز زنده ايم.
و کساني که وقيح گوييهاي اين خواننده را آزادي بيان قلمداد مي کنند، نگاهي هم {به }حرم تخريب شده عسگريين داشته باشند و خون هاي شيعيان، که فقط به جرم اکثريت بودن در عراق و بحرين به زمين ريخته مي شود و آزادي بيان هيچکس هم به درد نمي آيد. تاريخ يکصد ساله اخير ايران هم نشان داده که بيشترين ضربه به آزادي را کساني زده اند که از آن سوء استفاده کرده اند و آن را به آزادي همجنسگرايي و توهين به مقدسات فروکاسته اند.
در مقابل اين هتاکي و هتاکي هايي از اين دست، هر کسي مسئوليتي دارد. مرجعي که فتوايي مي دهد يک مسئوليت دارد، و همه ديگراني که شاهد هستند، مسئوليت اضافه اي دارند و آن موضع گيري علني و آشکار است در برابر اين واقعه و آنچه مشابه آن است. و آنچه ديگران يا حکومت انجام مي دهد، رافع مسئوليت شخصي ما نيست و بايد «به دمي، يا درمي يا قدمي يا قلمي» موضعي گرفت.
اگر اندکي از آن غيرتي که در عرصه مجازي در باره خليج فارس داشتيم، در باره ائمه شيعه هم داشتيم، اکنون شاهد رواج اين هتاکي ها نبوديم. حمله سايبري به صفحه فيسبوک پادشاه عربستان به دليل استفاده از نام مجعول براي خليج فارس، نشان داد که مي توان از امکانات اينترنتي هم استفاده کرد، و تلاش هاي رسمي دولت جايگزين فعاليت هاي رسانه اي خودجوش نمي شود.
مي گويند در برخورد با يک منکر، اگر هزار نفر فقط چهره در هم بکشند و ناراحتي خود را علنا نشان دهند، بهتر و موثرتر است از اينکه فقط يک نفر به شديدترين وجهي برخورد کند. و اگر هر کسي که دستي و جايي در عرصه مجازي دارد (از کامنت در يک سايت گرفته تا يک ايميل يا يک پست در يک وبلاگ يا يک موضع گيري در يک خبرگزاري، تا هک کردن و حمله سايبري و....) چيزي بگويد، آنگاه معلوم مي شود در مقابل تعداد اندک هتاکان که مقدسات شيعه را وسيله بيان ذهنيت هاي آلوده خود و نيز تسويه حساب هاي سياسي کرده اند، (و کثرت آنها مجازي است و لينک دادنشان به همديگر، آنها را پرشمار نشان مي دهد)، انبوهي از متدينين هم هستند. و البته اينترنت هم مي تواند وسيله اي باشد در دستان «جوانان عجم» که با همان ابزار با آن مقابله کنند. اين ظرفيت هم اکنون در ايران موجود است، نگاه کنيد به انبوه وبلاگ ها و سايت ها و مشارکت هاي در اين عرصه.
ياد مرحوم مدرس بخير که همه شنيده ايم که گفت «سياست ما عين ديانت ماست» و نشنيده ايم که آن را در چه موقعيتي گفت. مدرس در جلسه مجلس شورا مي گويد (از حافظه نقل مي کنم): «به صدر اعظم شهيد عثماني گفتم که اگر کسي به خاک ايران حمله کند، اول به او تير مي اندازيم. بعد که کشته شد ]...[ (تحقيق مي کنيم ببينيم مسلمان است يا خير. البته مدرس با طنز خاص خود، راه ساده اي را براي اين تحقيق پيشنهاد مي کند!!!). اگر مسلمان بود، بر او نماز مي گزاريم و خاک مي کنيم و اگر نه، بدون نماز ميت او را خاک مي کنيم. سياست ما عين ديانت ماست.» حيف که در عوض، ديانت ما کاملا شبيه سياست ما شده است. شيعيگريمان کجا رفته؟
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 