سمیناردرسی سیاست فرهنگی 1
(دو یک شنبه 10 و17 دی 91 / دانشگاه تهران – گروه ارتباطات:کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی )
سید محمود نجاتی حسینی
*اشاره
آن چه ملاحظه می شود رئوس مباحثی است که نگارنده به عنوان مدرس میهمان درکلاس درس سیاست فرهنگی – دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (جلسات 10 و17 دی 91) برای دانش جویان ارشد مطالعات فرهنگی ایراد نموده ام.به این وسیله از مدرس درس مزبور( دکترعلی ربیعی) برای دعوت ازاین جانب وفراهم نمودن فرصتی برای طرح این نوع مباحث ونیزدانش جویان کلاس به خاطرمشارکت دربحث تشکرمی شود.این مباحث حول محورهای زیرارائه شده است.
1- معنا(های) سیاست
در این جا سیاست باید به دو معنا گرفته شود: توجیه justification و تدبیر treatment.از اولی پولیتیک politicحاصل می شود که از جنس ایده است ؛ اما از دومی پالیسی ناشی می شود که جنس آن رویه است.به این دو معنا هنگامی که از سیاست سخن به میان می اید توجیه ایده - تدبیر رویه مطرح می شود.حال فرض کنیم اگرما مضمون اصلی سیاست را قدرت قرار دهیم، دراین صورت سیاست را باید توجیه ایده قدرت و تدبیر رویه اعمال قدرت بر / درجامعه معنا کنیم .فرض دیگری هم متصور است. اگر مضمون سیاست هویت باشد ، به همین منوال هر گونه توجیه ایده ای و تدبیر رویه ای مرتبط با هویت اجتماعی از جنس سیاست است.
2- معنا(های)فرهنگ
اما معنای فرهنگ نیز به همین روال لغزنده است.فارغ از تعاریف نخ نمای فسیل شده و متاسفانه موجود در رشته مردم شناسی !؟ اگر به سراغ تعابیر نو از فرهنگ برویم مشاهده خواهیم کرد که دو نوع تعبیر جاری و ساری است: نرماتیو(هنجاری) وآنالیتیک(تحلیلی).درتعبیراول ،بهترین ایده ها و رویه های اندیشیده شده و بهترین مصنوعات ساخته شده مادی و نا مادی ذیل عنوان فرهنگ قرار می گیرند. اما وفق تعبیر دوم،هر گونه تحول ذهنی و فکری و نیز رویه های زندگی و سبک زیستن به همراه مجموعه ساخته های تمدنی به مثابه فرهنگ تلقی می شوند.آن چه تعبیر هنجاری را از تحلیلی متمایز می کند اطلاق قید بهترین درتعبیرهنجاری وعدم قید آن درتعبیرتحلیلی ازفرهنگ است. نکته دیگراین است که این نوع تعبیرنرماتیو و هنجاری از فرهنگ با کمال گرایی perfectionism هم راه می شود ؛ اما تعبیر تحلیلی چنین نیست.
3- تعابیر سیاست(های)فرهنگی
بسته به این که شما چه تعبیری ازسیاست و فرهنگ داشته باشید؛آن گاه برداشت از سیاست فرهنگی نیز به تبع آن شکل می گیرد.دراین جا با توجه به تعابیر ما ازاین دومقوله (سیاست و فرهنگ)منطقا تعبیرخاصی از سیاست فرهنگی نیزحاصل می شود.از این جهت ما با یک تعریف دو سویه از سیاست فرهنگی مواجهیم:
الف) توجیه – تدبیر[در جهت تثبیت / تقویت/ توسعه / تکامل] بهترین ایده ها و رویه های اندیشیده شده و بهترین مصنوعات ساخته شده مادی و نا مادی در سطح جامعه ؛
ب) توجیه – تدبیر[درجهت تثبیت / تقویت / توسعه / تکامل ] تحول ذهنی و فکری و نیز رویه های زندگی و سبک زیستن و مجموعه ساخته های تمدنی در سطح جامعه.
4- گونه های سیاست(های) فرهنگی
هر چند تعابیر از سیاست فرهنگی ، به همان صورتی که گفتیم ، وابسته به تعابیر ما از سیاست – فرهنگ است، اما درعین حال نمی توان از تسلط دو گونه شایع از سیاست فرهنگی غفلت کرد:
الف)کریتیکال [انتقادی ] : نگاه منفی به سیاست فرهنگی به مثابه نوعی مهندسی ذهن وبدن در راستای سرکوب و سلطه بر فرد و جامعه ؛
ب)پراگمتیکال و پراتیکال [مصلحتی و عملی ] : نگاه مثبت به سیاست فرهنگی به مثابه خط مشی ارتقا و بهبود عملکرد فرهنگ درجامعه.
*ادامه دارد.
5- مصادیق جاری وسرزنده سیاست فرهنگی
6- "همزاد"های سیاست فرهنگی
7- "مازاد"های سیاست فرهنگی
8- کوارتت < چها رگانه > سیاست فرهنگی
9- چرا "سیاست فرهنگی" ونه "سیاست فرهنگ "؟
***
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 