یادداشت کلاس جامعه شناسي معرفت وعلم
(دانشگاه آزاد- 8 آبان ماه 92)
*اینفو - بيوگرافيa
الف)بنيان گذاران
(A دوركيم
1. مقولات بنياني علم و تفكر(: زمان، مكان، علت) ريشه اجتماعي داشته و از يك گروه به گروه ديگر و از يك زمان به زمان ديگر متفاوتند.
2. انديشه های بنياني علم منشاء مذهبي دارند؛اما علم جديد آن ها را با روح نقادي خود پرداخت جديدتري مي كند.
3. علم با رها كردن دين مي خواهد جايگزين آن شود.
4. علم ، دين جهان مدرن است ؛ حال آن كه دين ، علم جهان سنتي است.
(B ماركس
1. علم يك محصول اجتماعي است.
2. علم همچون بخشي از روبنا متأثر از ماهيت زيربناي اقتصادي جامعه سرمايه داري و حامل ارزشهاي بورژوازي است.
3. جامعه سرمايه داري مشوق و محرك توسعه علمي مدرن است.
4. علم جديد براي بهره برداري از طبيعت و كنترل كار با بازار و پول و سرمايه داري گره مي خورد.
5. علم و دانشمندان مي توانند نقش ايدئولوژي وايدئولوگ را براي نظام سلطه و سرمايه داري و بورژوازي فراهم كنند.
ب)پيشاهنگ
رابرت مرتون – هم چون واضع جامعه شناسي علم
(A ايده
(علم به عنوان يك نهاد اجتماعي است ؛ با سازمان خاص و نظام ارزش و هنجاري منحصر بفردی كه متأثر از زمينه اجتماعي است.)
(B هدف
(تحليل ريشه هاي اجتماعي + مكانيزم اجتماعي + كاركرد اجتماعي + نتايج اجتماعي علم و فعاليت هاي علمي در جامعه با لحاظ زمينه هاي فرهنگي تاريخي آن.)
(C نظريه سرشت علم
(خلوص علم و پيرايش آن از طريق معارف بشري/ استقلال علم و ابزار نشدن براي بازار و دولت و قدرت ها/ عينيت علمي و وفاداري به واقعيت محض/ غايت علمي با هدف توسعه شناخت محض و توسعه علوم.)
(D نظريه خصايص نهادي علم
جهان روايي universalism /اشتراگ گرايي communism /بي غرضي disinterestedness / شك گرايي skepticism
***
**ماهیت جامعه شناسي علم
ت) تعاريف
(A تعريف كلاسيك
(جامعه شناسي علم به عنوان زيرمجموعه جامعه شناسي معرفت= مطالعه نسبت فضاي علم{دانشمندان،نهادها، ساختارها؛شبكه ها،هنجارها،كنشها،كنش گران علم}با جامعه{ساختارهاي اقتصادي، سياسي واجتماعي،فرهنگي} است.)
(B تعريف سيستماتيك
(جامعه شناسي علم = مطالعه فضاي علم به عنوان يك سيستم از منظر اجتماعي)
ث) جامعه شناسي تاريخي علم
(A ماهيت
(مطالعه زمينه ها، رشد و نتايج ظهور و افول علم و فعاليت هاي علمي در جوامع با استناد به نگاه اجتماعي)
(B يافته هاي مهم و عام
1 .نقش تمايز ساختي و فرهنگي {: تخصصي شدن و حرفه اي شدن}
2.وجود نظام ارزش مناسب {: عقلانيت گرايي، علم گرايي، عرفي گرايي}
3 .تشديد نظام نيازهاي اجتماعي {: احساس نياز به اختراع و اكتشاف و ابداع ايده ها، رويه ها و تكنولوژي}
4 .نقش نظام اقتصادي {: حمايت بازار و سرمايه داري}
5 .نقش نظام سياسي {: وجود سياست ها ی علمی و دولت مشوق}
6 .نقش نظام مذهبي {: دين و مذهب موافق علم}
7 .نقش نظام آموزشي {: ظرفيت و توانايي آموزشي علم و تقويت روحيه دانشمندي و نخبه گرايي}
8 .نقش نظام پاداش دهي {: وجود سيستم كنترل و تشويق و تحريك}
9 .نقش شبكه ارتباطات {: وجود رسانه و سازمانهاي تبادل ايده ها و اطلاعات و رويه ها}
10 .نقش نظام حقوقي {: وجود مقررات و ضوابط تضمين كننده و پشتیبان خلاقيت و حمايت از نخبگي}
***
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 