خلاصه درس:تاریخ تفکر اجتماعی دراسلام
دانشگاه آزاد تهران مرکزی : گروه جامعه شناسی(جلسه 28 مهر 1394 )
1- جایزبودن مفهوم" تفکر– در– امر اجتماعی" (تفکراندیشمندان مسلمان درباره امراجتماعی )
به نظر می رسد به چند دلیل لازم است به جای مفهوم رایج "تفکر اجتماعی دراسلام" از مفهوم منطقا و تجربتا مناسب تر مانند "تفکر– در– امر اجتماعی" ( تفکر اندیشمندان مسلمان درباره امر اجتماعی) استفاده کرد:
الف) "تفکر اجتماعی" )حقیقتا ان گونه که که درتمدن غربی به برگ و بار نشسته است) به معنای وجود نوعی از اندیشه ورزی در حوزه علوم انسانی است که جنس و محوریت ان با "امر اجتماعی" the social ( امر مرتبط با زندگی اجتماعی،انسان اجتماعی ، هویت اجتماعی ، نظم اجتماعی ، رفتاراجتماعی ، اخلاق اجتماعی ) است .
ب) به این معنا متاسفانه به سختی می توان (دست کم بر حسب اطلاعات نا چیزموجود و امکانات علمی نا کافی کنونی ما برای کشف داده های نو ) از وجود "تفکر اجتماعی" به معنای بالا در تمدن ایرانی اسلامی نام برد.
پ) اما از حیث امکانات مکشوف کنونی و داده های دراختیار مرتبط با حوزه" اندیشه ورزی های علوم انسانی متفکران مسلمان"{درعرصه های مختلف "فرهنگ ادبی" ( ادبیات،تاریخ،جغرافیا ) و" معارف اسلامی" (فلسفه،فقه،عرفان،کلام)} منطقا می توانیم از مفهوم مهم "تفکر– در– امر اجتماعی" ( تفکر اندیشمندان مسلمان درباره امر اجتماعی ) استفاده کنیم.
ت)اطلاعات موجود حاکی است اندیشمندان مسلمان درتمامی حوزه های متعارف علوم انسانی (فلسفه،فقه،عرفان،کلام،ادبیات،تاریخ،جغرافیا) ناگزیر آرایی کلی و تا اندازه ای راهگشا درخصوص"امر اجتماعی"the social (امر مرتبط با:زندگی اجتماعی،انسان اجتماعی، هویت اجتماعی، نظم اجتماعی ، رفتاراجتماعی ، اخلاق اجتماعی) ابراز نموده اند و اما نتوانسته اند درحد "تفکر اجتماعی ناب" آن را ارتقا دهند.
2- علل و دلایل مهم شکل نگرفتن " تفکراجتماعی ناب درجهان اسلام "
به نظر می رسد منظومه ای ازعوامل (مکانیزم های عینی )و دلایل (مکانیزم های ذهنی ) دراین باره موثر و مقصر بوده اند:
الف) پررنگ بودن "امرسیاسی"the political (امر مرتبط با دولت ورزی ،حکومت،سیاست ،قدرت ،نظم و امنیت ،اطاعت و تکلیف ،رعیت پروری ) و سایه انداختن ان بر هر گونه اندیشه ورزی در حوزه علوم انسانی ؛ منجر به تولید حجم ادبی قابل توجهی از ارای سیاسی (که تحت عنوان "اندیشه های سیاسی متفکرین مسلمان"و "اندیشه سیاسی دراسلام و ایران" منجر شده است ( که البته درجای خود بسیار با ارزش است و حتی می تواند برای استنباط و استخراج و استنتاج " ارای مرتبط با امر اجتماعی "نیز مورد استفاده قرارگیرد) و لذا "امر سیاسی" به عنوان امر محوری برای " امر اجتماعی فرهنگی اخلاقی حقوقی" محسوب شده است . و همین عمدتا به عنوان منبع اصلی اندیشه ورزی متفکران مسلمان ماخذ قرار گرفته است .
ب) کم رنگ بودن "زندگی اجتماعی" در جهان اسلامی عصر سنت ،خصوصا ، و عدم "حضور پررنگ مردم" در عرصه سیاست ، و یحتمل شکل نگرفتن عرصه ای به نام عرصه " امرعمومی"the public (عرصه حضور جمعی همه مردم و اکثریت تاثیر گذار برای تعیین سرنوشت جمعی خود از طریق مذاکره،گفتگو،بحث ،نقد و نظر --- یعنی تفاهم و توافق موردنظر در فلسفه اجتماعی امر عمومی و نظریه" کنش ارتباطی" هابرماس{فیلسوف جامعه شناس برجسته آلمانی}) قطعا و حتما توانست بر غفلت اندیشمندان مسلمان از رای پردازی در زمینه "امر اجتماعی" و "امر عمومی" تاثیر گذار باشد .
پ) شیوع گسترده" امردینی" the religions (امر مرتبط با تدین و تعبد و تشرع ) ،که منطقا جزو مقتضیات تمدن اسلامی است،درتمام حوزه های دانشی مرتبط حوزه های متعارف علوم انسانی (فلسفه،فقه،عرفان،کلام،ادبیات،تاریخ،جغرافیا)و استناد تمامی اندیشمندان به آن به عنوان منبع کامل تمام و کافی برای تمام تحلیل ها ،منجر به این توجیه نظری شد که با وجود تعابیر و تعالیم و تفاسیردینی دیگر نیازی به نوع دیگری از منبع سازی برای تحلیل مسایل علوم انسانی از جمله مصادیق" امر اجتماعی" ( امر مرتبط با زندگی اجتماعی،انسان اجتماعی ، هویت اجتماعی ، نظم اجتماعی ، رفتاراجتماعی ، اخلاق اجتماعی ) نیست.زین روی این امر سبب ساز کم رنگ شدن "تفکر اجتماعی" گردید.
ت) استفاده ناکافی و نه چندان مناسب از "مبانی دینی عقیدتی" موجود برای تحلیل مسایل"امر اجتماعی"(در حروزه های مسایل مرتبط بازندگی اجتماعی،انسان اجتماعی،هویت اجتماعی،نظم اجتماعی،رفتاراجتماعی، اخلاق اجتماعی) سبب شدتا حتی " تحلیل عقیدتی دینی ازامر اجتماعی" قوت نگیرد.و به تبع این غفلت نیزمنجر به عدم شکل گیری قوی "تفکر اجتماعی دینی عقدیدتی " شد.
3- برخی ملاحظات درباره نحوه مطالعه " ادبیات تفکر – در – امراجتماعی" (در جهان اسلام)
برای مطالعه متدیک(روشمند)و سیستماتیک(منتظم)ادبیات موصوف،سودمند است برخی ملاحظات مهم که مرتبط با خصایص این نوع ادبیات(ادبیات تفکر– در– امراجتماعی" درجهان اسلام) است،موردتوجه قرارگیرد:
اول.چندفرهنگی بودن
ادبیات مزبور عمدتا به سه زبان فرهنگی مهم جهان اسلام مشتمل برعربی ،فارسی،ترکی عثمانی نگاشته و بیان شده اند.
دوم.چندعقیدتی بودن
هرچندرویه عقیدتی غالب- قالب درجهان اسلام خصوصا درعصر سنت ،مذهب تسنن است واکثراندیشمندان مسلمان اهل تسنن اند ،بااین وجود نمیتوان سهم مذهب تشیع و اندیشمندان شیعی اقلیت را نایده گرفت
سوم.چندتاریخی بودن
پهنای تاریخی تمدن اسلامی به مدت 15 قرن و تنوع تاریخی اجتماعی فرهنگی هر کدام ازآن ها نیازبه دوره بندی تاریخی برای بررسی هرگونه ادبیات علمی فلسفی دانشی ازجمله" ادبیات تفکر– در- امراجتماعی"را ایجاب می کند.از این حیث خصوصا توجه به دوره های جامعه شناختی مشتمل بر:"دوره سنت ، دوره گذار به مدرن ،دوره شبه مدرن ،دوره نیمه مدرن ،دوره بازگشت به سنت" ضروری است
چهارم. چنددانشی بودن
تکثر شکل های معرفتی ابراز"تفکر– در– امراجتماعی"درجهان اسلام نیز قابل توجه است.ازاین لحاظ ما با حجم انبوهی ازمعارف"فلسفی،فقهی،علمی،کلامی،عرفانی،ادبی،تاریخی ،جغرافیایی"مواجهیم که هرکدام شان خاصی خود را دارند.
پنجم. چند ژانری بودن
گونه های متنوع بیان محتوا (ژانر) دراین ادبیات نیز قابل توجه اند.از جمله می توان به ژانرهای"عقیدتی ،روایتی ، دانشی ،فلسفی" اشاره کرد که هرکدام موازین خاص خود را دارند. دراین جا ما به ترتیب با "عقیده اجتماعی " (ابراز عقیدتی گونه آرای اجتماعی) ؛ " روایت اجتماعی"(گزارش روایت گونه و توصیفی و سفرنامه ای آرای اجتماعی) ؛" فلسفه اجتماعی" (ارائه تحلیل های فلسفی در آرای اجتماعی) ؛ و " دانش اجتماعی" ( ارائه واقعیات اجتماعی تجربی گونه در آرای اجتماعی ) هستیم.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 