بحث کلاسی فلسفه علوم اجتماعی
("علم" و "غیرعلم " ازمنظر"فلسفه علم")
(دانشگاه تهران- دانشکده علوم اجتماعی :جلسات 27 مهر،4 و 18 آبان 1394 )
"حکمت" wisdom و "متافیزیک " metaphysic
اشاره
در فلسفه علم ، پرداختن به مساله مهم تمایز"علم" از"غیرعلم" non-science دیده می شود . در این مورد در ادبیات "فلسفه علم"(به نمونه به این منابع فارسی شده نگاه شود :اوکاشا1387 ؛چالمرز1389 ؛ پاپینیو1391 ؛ روزنبرگ 1384؛ لیدمان1390؛ گیلیس 1381 ؛ سروش 1388 ؛ کاپالدی 1377) عمدتا بحث بر سر بزرگداشت مقام شامخ "علم" است که آن را از هر نوع شناخت و آگاهی و دانشی که منطبق با منطق معرفت شناختی علم نیست ، ومی توان آن ها را "غیر علم " نامید، مجزا می سازد .در این میان البته باید بین سه مقوله تفاوت ماهوی قاِئل شد ، بین علم با :
- نارس علمproto-science (دانشهای قرارگرفته درآستانه علم ماننددانشهای انسانی اجتماعی )
"نیمه علم" semi-science (دانشهای انسانی اجتماعی)
-"شبه علم" quasi-science (دانشهای علمی تخیلی ، روانکاوی ، پیرا روان شناسی )
-"ضدعلم" anti-science و"علم کاذب"pseudo-science (اطلاعات مغایربا اطلاعات علمی مانند فال بینی،اختربینی ،کف بینی ،جادوگری ،انرژی درمانی)
درادبیات موجود فلسفه علم(یا دست کم منابعی که در بالا معرفی شدند) که با نگاهی پوزیتیویستی همراه است ، تنها به سهم ممتاز "علم" به معنای آمپیریستی و تجربه گرایانه آن ( علم به مثابه نوعی معرفت تجربی متدیک و سیستماتیک راجع به جهان که هدف آن تببین و پیش بینی و کنترل است ) در پیش برد معرفت بشری و توسعه معارف فرهنگی و تقویت آگاهی های اجتماعی انسان مدرن توجه شده است .با این وجود اما نقش ممتاز معارف دیگری مانند "حکمت" و "متافیزیک" دراین باره نادیده گرفته شده است ؛خصوصا نقش "حکمت " . البته در برخی ازادبیات فلسفه علم به "متافیزیک" اشاره شده است ،اما صرفا درحد بیان تعابیر تخصصی زیراز"متافیزیک" در نزد دانشمندان :
- متافیزیک به مثابه "جهان نادیدنی و مشاهده ناپذیرازنظرعلم "
- متافیزیک به مثابه " دانش آگاهی دهنده ازسرشت جهان وسرنوشت انسان "
- متافیزیک به مثابه " مفروضات شالوده ای نهان معرفت علمی" .
با توجه به آن چه که گفته شد،اکنون این سوال به جا مطرح است که :
- "متافیزیک" چه نسبتی با "علوم انسانی مدرن" دارد؟ a
درپاسخ باید گفت، با توجه به اهمیتی که شناخت "جهان نادیدنی و مشاهده ناپذیرازنظرعلم " ونیز آگاهی از"سرشت جهان وسرنوشت انسان " درتکوین ،توسعه ،تعمیق و تقویت فهم ما از"زندگی اخلاقی" و داشتن یک"اجتماع انسانی" دارد؛ لذا علوم انسانی مدرن نسبتی وثیق با "متافیزیک" برقرارمی کند.این امر خصوصا برای تمدن اسلامی که جوامع آن سنتا هنوزدرذیل "فرهنگ دینی ومعارف عقیدتی " زیست می کنند،استراتژيکی ترازتمدن غربی است که عمدتا ذیل "تجربه مدرنیته "روزگارشان را سپری می کنند.
باری،درحالی که فلسفه علم به"متافیزیک"اشاره میکند،امادراین میان کمترین اشاره ای درباره "حکمت " درادبیات فلسفه علم نیست.چرا؟ . درمورد"چرایی" فعلا نمی توان واردبحث شد،اما برای روشن شدن ماهیت ونقش"حکمت"برای علوم انسانی مدرن لازم است که درمورد"چیستی" مفهوم "حکمت " وفضای مفهومی آن توضیحاتی موردی و فهرست وار ارائه شود .
این توضیحات (که درجلسه 18 آبان ماه 94 کلاس فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیزطرح شده اند واکنون باویرایشهای لازم ارائه می شوند) محصول استنباط نگارنده ازمتن تخصصی مورداشاره درپانوشت است که به عنوان یکی ازمتن های درسی می تواند مورد استفاده علاقمندان قرارگیرد. b
فضای مفهومی "حکمت"
*ادامه دارد
a این منبع برای آشنایی با مفهوم "متافیزیک "به دانشجویان معرفی می شود:««« پل ادواردز(1379) تاریخ مابعدالطبیعه،ترجمه شهرام پازوکی،تهران،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی »»»
b این منبع نیزبرای آشنایی با مفهوم "حکمت "به دانشجویان معرفی می شود:««« مالک حسینی (ترجمه و تالیف) (1388 ) حکمت :چند رویکرد به یک مفهوم ،تهران ،هرمس .»»»»»
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 