((تحول پارادایمیک علم و نسبت آن با علم اجتماعی))
{خلاصه بحث کلاسی فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران- دانشکده علوم اجتماعی: جلسه 16 آذر1394 }
(1 ) مقدمه بحث
بحث مناقشه آمیزتوماس کوهن آمریکایی ، مورخ علم ،درباره"چرخه تحول معرفت علمی ومعارف علمی"در دوران مدرن ؛ اگرچه درحال حاضر بحثی است کلاسیک، با این وجود به لحاظ اهمیت آثار و عوارض ایده تحول پارادایمیک علم(هم براساس آن چه که خود کوهن درکتاب "ساختارانقلاب های علمی" اش گفته است ؛و هم برمبنای خلاصه ها و شرح و بسط هایی که از این نظریه در متون تخصصی تاریخ و فلسفه علم آمده است؛ و نیز بر مبنای ان چه که منتقدان و معاندان کوهن می گویند ) می توان از نو به این نظریه ارجاع داد. خصوصا از حیث نسبت جاری بودن شئونات و مقتضیات تحول پارادایمیک در علم اجتماعی.
باری باتوجه به این مهم،بحث خلاصه ای که درادامه خواهدآمدخوانشی است به این مضمون از ایده کوهن.لذا تلاش شده است تا چند پرسش نیز ذیل نسبت"جهان پارادایم" ها با" علم اجتماعی" نیزآورده شود تا دانشجوی کلاس فلسفه علوم اجتماعی ونیز سایر مخاطبان کنجکاو وعلاقمند فلسفه علوم انسانی ضمن تامل دراین پرسشها خود دست به تفحص بیشتر برای یافتن پاسخ های مقنع و وافی به مقصود بزنند.
(2 ) مختصری درباره الزامات ، دلالت ها، لوازم و عوارض تحول پارادایمیک علم
الزامات
کوهن قصدداردنشان دهد که چگونه علم(معرفت و معارف علمی و مناسک و مراسم مرتبط ودخیل در علم)تاریخا توسعه یافته و حفظ می شود .به این منظور او از اصطلاح تخصصی تحت عنوان "پارادایم" بهره می گیرد .این ترم تخصصی را می توان به این معنا مد نظر قرار داد:
(( پارادیم عبارت است از : منظومه معرفتی از ایده ها،نظریه ها،مفروضات،مسایل،روش ها ومنطق تبیین و پیش بینی در یک علم خاص که اعضای یک اجتماع علمی خاص به آن وفادارندو با آن به عنوان یک سرمشق فعالیت علمی شان رفتارمی کنند )) .
دلالت ها
کوهن بر این مبنا طرحی از روند و فرایند و چرخه نحوه تکوین و توسعه و تعمیق پارادایم های علمی به دست می دهد که خلاصه آن را می توان به این صورت مرحله وارتقریر نمود:
مرحله اول-پیش علم صفر(فعالیت های پراکنده وجزیره واردانشمندان علوم گوناگون درحوزه تخصصی شان) .
مرحله دوم– پارادایم یک(شکل گیری مدون یک سرمشق علمی دریک علم خاص برای یک اجتماع علمی خاص که من بعد اساس فعالیت های علمی اعضا خواهد بود)
مرحله سوم– علم متعارف و روتین و عادی یک (شکل گیری فعالیت های روال مند شده دریک علم برمبنای مفاد پارادایم قالب – غالب)
مرحله چهارم – بحران معرفتی یک(هر گونه مشکل و معضله و مساله ای که فعالیت های عادی و روزمره پارادایم را مختل نماید، خواه ناشی از "رخ دادهای برون گفتمانی" باشد مانند فشارهای پارادایم های رقیب و خواه ناشی از " کاستی ها و تناقضات درون گفتمانی" باشد، مانند ناتوانی پارادایم درحل مسایل نو، ورود نسل های جدید دانشمندان به پارادایم وآوردن ایده های ، تعارض نظر نسلهای نو و کهن در مورد ادامه روال قبلی یا تغییر مواضع واصلاحات در آن ، کنار رفتن نسل بانی پارادایم و ... )
مرحله پنجم– انقلاب علمی یک( با بروز بحران مقدمات برای شکل گیری یک تحول معرفتی نو در متن پارادایم شکل می گیرد تا پارادایمی نو دوباره ایجاد شود) )
مرحله ششم– پارادایم دو(و به این سان چنین چرخه ای برای پارادایم دو نیزمتصور است و الی آخر ......!؟ ) .
لوازم
آرای کوهن که به شرح بالاتقریرشد، دارای آثار معرفتی اجتماعی نیز هست که توجه به آن ها ضروری است.از جمله می توان به این دومورد مهم درخصوص وجود پارادایم درعلم اشاره نمود :
الف) مقایسه ناپذیری پارادایم ها(استقلال ومنحصر بفرد بودن هر پارادایم مانع از مقایسه آنها با هم دیگر می شود- برای نمونه پارادایم فیزیک نیوتنی با همتای انیشتینی ان قابل مقایسه نیست،یا این دو با نمونه فیزیک هاوکینگی قابل مقایسه نیستند،به این دلیل مهم که هر کدام منطق و اجتماع علمی وفادار به خود را دارندو ازکارکرد خاصی نیز برخوردارند و لذا موجه و منطقی نیست که آن هارا ازحیث مهتری یا کهتری با هم مقایسه نمود )
ب) سرسپردگی و وفاداری و اعتقاد اجتماع علمی به پارادایم ها(به نظر کوهن آن چه مایه ادامه کار یک پارادایم علمی می شود دلبستگی عقیدتی و قلبی اعضای اجتماع علمی به حقانیت پارادایم است و زین روی آن ها مصرند تا پای جان در درون آن کار کنند .این امر همان اعتقاد به پارادایم است )
عوارض
آثارمعرفتی پارادایم به شرح موصوف در بالا منجر به تبعات نه چندان مناسب و نه چندان سودمند برای معرفت علمی،معارف علمی، فعالیت های علمی و درکلیت خود زیست جهان علم می گردد که ما آن را عوارض می نامیم .این ها عبارتنداز :
- ایدئولوژیک شدن علم
- انتقاد ناپذیری علما
- نامتنوع شدن معارف علمی
- رکود معرفت علمی .
(3 ) پی نوشت :پرسش هایی برای علم اجتماعی
در پرتو آن چه که گفته شد اکنون نوبت به باز خوانی نسبت تحول پارادایمیک و علم اجتماعی می رسد.در این جا می توان از این نسبت به عنوان یک پروبلماتیک (اصل پرسش و پاسخ مساله ای به هم مرتبط ) در فلسفه علوم اجتماعی معاصر یاد نمود .برای شروع ما این جا فقط پرسش هایی برای تامل و سپس تفحص طرح می کنیم.
اما پیش از آن لازم است به طرح ایده مقدماتی که"جرج ریتزر "( درکتاب" نظریه های جامعه شناسی معاصر" ،ترجمه محسن ثلاثی ،بخش پیوست ) ذیل عنوان "پارادایم در جامعه شناسی " آورده است اشاره نماییم .به نظر ریتزر کل نظریه ها ی جامعه شناسی را می توان ذیل سه پارادایم مرتب نمود:
الف)پارادایم واقعیت اجتماعی ( ساختارگرایی - مارکس و دورکیم )
ب)پارادایم تعریف اجتماعی (کنش گرایی - وبر و زیمل )
پ) پارادایم رفتاراجتماعی (روان شناسی اجتماعی - هومنز)
با فرض صحت منطقی رای ریتزر ،چند پرسش مطرح می شود :
1- ایا این ها پارادایم به معنای کوهنی آن هستند؟
2- اگر این ها پارادایم هستند،بروز رخ دادهایی بیرون از این سه پارادایم درجامعه شناسی مانند" نظریه های اجتماعی فمنیستی و پست مدرنیستی"چگونه توجیه پذیرند؟
3- فرضا اگرنظریه های اجتماعی فمنیستی و پست مدرنیستی نیزخود پارادایم اند(!؟) این تحول و انقلاب علمی در جامعه شناسی به چه صورت قابل تبیین است؟
4- "تناقض پارادایمیک"در درون پارادایم واقعیت اجتماعی (مورد اقتصاد گرایی سیاسی مارکسی و جمع گرایی اجتماعی دورکیمی)چگونه باید حل شود؟
5- "تضاد پارادایمیک"در درون پارادایم واقعیت اجتماعی (مورد انقلاب گرایی سیاسی مارکسی و اصلاح گرایی اجتماعی دورکیمی)چگونه باید حل شود؟
6- "تعارض پارادایمیک"در درون پارادایم تعریف اجتماعی (مورد فلسفه گرایی اجتماعی وبری وفلسفه گرایی فرهنگی زیملی )چگونه باید حل شود؟
7- "تقارب وتشبه بینا پارادایمیک" میان پارادایم تعریف اجتماعی وپارادایم واقعیت اجتماعی(مورد مارکسی گرایی وبری و زیملی ) به چه صورت قابل تحلیل است؟
8- و.................................
(4 ) سنتز بحث
ما دراین نوشتار تلاش نمودیم نشان دهیم تحول پارادایمیک درعلم از منظر دو دانش رشته تاریخ و فلسفه علم چگونه است و نیز گفتیم که این تحول دارای چه عوارض نامناسبی برای معرفت علمی و معارف علمی و کارعلمی است .ضمن ان نیزدر خصوص نسبت تحول پارادایمیک با علم اجتماعی هم تعدادی پرسش مطرح نمودیم برای تامل.
امید آن که دانشجویان درس فلسفه علوم اجتماعی و نیز علاقمندان به فلسفه علوم انسانی برای یافتن پاسخ های مناسب برای این پرسش ها تفحص نمایند.
***
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 