" وحدت در جهان اسلام در پرتو تحولات اخیر خاورمیانه"
خلاصه سخنرانی سید محمود نجاتی حسینی در" همایش دانشگاهی – حوزوی هفته وحدت"
(وزارت علوم - معاونت فرهنگی و اجتماعی 7 دی 1394 )
***
(* ) اشاره
آن چه ملاحظه خواهید نمود خلاصه منقح و ویرایش شده ای است ازمباحث این جانب ذیل عنوان"وحدت در جهان اسلام درپرتو تحولات اخیر خاورمیانه"درهمایش دانشگاهی حوزوی هفته وحدت.این همایش دروزارت علوم وبه همت معاونت فرهنگی اجتماعی وبا حضورومشارکت تعدادی از شخصیت های اهل سنت وتشیع وکارشناسان معاونت های فرهنگی اجتماعی دانشگاههای کشور ونیزاصحاب فرهنگی حوزوی برگزارشد.لازم به ذکراست درپانلی که به این بحث اختصاص داشت ،جناب مولوی قتالی(از علمای اهل سنت)وجناب دکترمحمدعثمان حسین بر(استادیار جامعه شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان) نیز سخن رانی داشتند.مضاف برآن و ضمن آن که به موازات مباحث ما درپانل،تعدادی دیگر از اصحاب دانشگاهی حوزوی هم به طرح بحث های ارزشمند ومرتبط با موضوعات و یا نقد و نظر مطالب ما می پرداختند که مع الاسف ذکر آن ها دراین جا مقدور نیست.
(**)تذکر روشی نظری
در بحث ازموضوع و مضمون مهمی مانند"وحدت در جهان اسلام در پرتو تحولات اخیر خاورمیانه"ابتدا لازم است فضای مفهومی مولفه های این بحث ،روشن شود: اینها مشتمل اند بر :
الف)مفهوم "وحدت"
ب)مفهوم "جهان اسلام"
ج)مفهوم "تحولات"
علاوه بر این ، موضوع دیگری که باید ایضاح گردد این است که در چنین مباحثی حتما لازم است تراز های مولف و تشکیل دهنده مساله و مضمون مورد بحث به خوبی دیده شود .منظور ما دقیقا توجه به این سویه ها است :
د) سویه "وضع موجود"
ه) سویه "وضع مطلوب"
و) سویه "استراتژی مقدور "
ز) سویه "راهبرد ممکن".
(1 ) معنای "وحدت "
در بادی امر و درکلیت موضوع دوتعبیر مهم می توان از "وحدت" داشت: وحدت به مثابه یک فریضه دینی،آن گونه که درمتن مقدس قرآن و نیزسنت النبی ص و معصوم ع آمده است(مانند :واعتصموا به حبل الله جمیعا ولا تفرقوا ) وفق این متون ، اعتقاد حداکثری به وحدت برای معتقدان به اسلام اعم از همه مذاهب آن لازم است .تعبیر دوم ، وحدت به مثابه امت واحده است که تعبیری ا ست از جنس اجتماعی فرهنگی با پیامدهای سیاستی – تعبیری که منجر به اتحاد و همبستگی و انسجام امت اسلام می گردد.با این دو توضیح مشخص می شود که هم وحدت به معنای التزام عقیدتی منظور است و هم وحدت به معنای هم بستگی و انسجام اجتماعی فرهنگی درقالب یک امت واحده .اکنون که این ها را روشن نمودیم جا دارد بار دیگر تصویری از لایه های متنوع و مختلف وحدت اسلامی – مسلمین را نشان دهیم.
1.1. وحدت درتراز اجتماع مسلمین (وحدت عقیدتی،معرفتی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی)
2.1. وحدت درتراز "دین داری"
این نوع وحدت که به لحاظ اهمیت بسی موسع وپرنفوذ وپرتاثیر است،درچندلایه بایدمورد توجه قرارگیرد :
آ ) وحدت درمیدان اجتماعی"دین"
در این لایه منظور وحدت میان دین داران (مردم مسلمان )، دین یاران (مجاهدان و نهادهای موسس)،دین بانان(روحانیت و نهادهای دینی تبلیغی ترویجی)، دین خوانان (دین پژوهان و روشن گران دینی) است .
ب)وحدت در عرصه اجتماعی"بینا دینی"
دراین لایه منظوروحدت درسه سطح است:وحدت برون دینی(میان دین گرایان وسکولار گرایان)؛وحدت بینا ادیان ( میان ادیان ابراهیمی:یهودیت،مسیحیت، اسلام// ادیان ابراهمی با دین های آسیایی به رسمیت شناخته شده پرپیرو وپرسابقه مانندبودیزم، هندوییزم،کنفوسیوسیزم،تائوئیزم،شینتوئیزم،زرتشتی گری)؛وحدت درون دینی(وحدت میان فرق ومذاهب اسلامی خاصتا میان تسنن وتشیع،هم به صورت افقی{فرق شیعی با یک دیگر}وعمودی{فرق اهل سنت با هم دیگر}) .
فارغ از این تیپولوژی ها که در نوع خود و به سهم خود مهم اند، آن چه که اصحاب دانشگاهی حوزوی ما باید به آن توجه نمایند این است که وقتی از وحدت سخن به میان می آید پاسخ دادن به چند سوال مهم است:(( وحدت چه کسی ؟ وحدت بر سر چه چیزی؟وحدت با چه کسی ؟وحدت برای چه چیزی ؟وحدت به چه صورت ؟وحدت با چه تضمین و ضمانت اجرایی ؟ )). پرواضح است که دقت نظربه این امر منجر به کاستن از بارتبلیغاتی نمایشی رسانه ای مراسمی می گردد که از"وحدت" فقط عنوان آن را یدک می کشند!
( 2 ) تعابیر متنوع از"جهان اسلام "
جهان اسلام هم به معنای ژئوپولیتیکی(سیاست– فضا) و هم به معنای ژئوکالچرالی (سیاست – فرهنگ) موسع ومتنوع است .بنابراین لازم است به هنگام هرگونه بحث مرتبط با جهان اسلام چنین ظرافت و خاصیتی رعایت شود. اتفاقا دربحث مورد نظرما نیز مهم است که جهان اسلام با توجه به این دو اقتضائات(سیاست– فضا وسیاست – فرهنگ) دیده شود، خصوصا به این دلیل مهم که شئونات مرتب بر هر کدام متفاوت است . بنابراین تعبیر درست و دقیق و بجایی که از جهان اسلام باید داشت :
الف) دردرجه اول،منظر ژئوپولیتیکی جهان اسلام است(خاورمیانه ، شمال آفریقا ،مالزی و اندونزی ، آسیای میانه و قفقاز ) که کشورهای اسلامی نامیده می شوند .
ب) در درجه دوم ، منظر ژئوکالچرالی جهان اسلام است(اجتماعات مسلمین پراکنده در سایر کشورها : اجتماع مسلمین اروپایی،امریکایی،آسیایی،افریقایی،اقیانوسیه ).
درهردومنظرما با مفهوم – پدیده جامعه شناختی روبرو هستیم که امت اسلامی نامیده می شوند ؛ یعنی از خصایص سیاسی اجتماعی فرهنگی حقوقی اخلاقی اقتصادی مختص به خود برخوردارند که ان ها را ازسایر اجتماعات دینی بزرگ(مانند اجتماع مسیحیان جهان ، بوداییان و هندو ها و...) متمایز می کند.
(3 ) معنای "تحولات "
فارغ از بحث مستوفایی که درعلوم اجتماعی متاخر راجع به معانی چند لایه و هم عنان با "تحول" شده است(مانند توسعه ، تکامل ، ترقی ، تغییر ) ؛ آن چه که برا ی بحث ما مهم و اساسی است ، ماهیت تحولات جهان اسلام و لایه های متکثر وعوارض وتبعات آن ها برای"اجتماع مسلمین" ،"آینده دین داری" و"دین اسلام" است .از این لحاظ به نظر ما چند نکته قابل توجه است :
الف) گر چه عمدتا به هنگام بحث از تحولات، سویه سیاسی این تحولات مطرح می شود خصوصا رخ داد نیم قرن اخیر یعنی نزاع خونین و مهلک میان اجتماع فلسطینیان اشغال شده با دولت بنیادگرای اسراییل ورخ دادهایی نوظهور مانند بهار عربی(یا آن چه بیداری عربی و اسلامی نیز می نامندش) در تونس ومصر و سوریه ؛ و نیز جنگ های نیابتی در یمن و سوریه و عراق و افغانستان و تا اندازه ای لبنان میان حکومت با اپوزیسیون و یا با معارضان و تروریست ها و خصوصا "داعش و القاعده و طالبان " در خاورمیانه عربی و شمال افریقا و خشونت های مذهبی نمای تروریست های اسلام گرای "بوکوحرام و الشباب" در قاره افریقا ؛ و یا تنش های سیاسی میان عربستان و ایران ، ایران و بحرین ؛ نزاع پرسابقه و اکنون خونین تر میان کردهای ترکیه با دولت قومیت کش آن و امثالهم ؛ با این وجود در پس و پشت این نوع تحولات باید به تغییرات اجتماعی فرهنگی مدرنیستی و نو ظهور و شتابانی اشاره داشت که از حیث دگرگونی های بینانسلی وحتی درون نسلی در سطح اجتماعات اسلامی حادث شده است .
ب) تحولات نوع بالاطبعا تنش وکشمکش میان دونسل سنتی ومدرن را دامن زده است وطوری عمل نموده است که خصوصا حاکمیت های سنتی شیخ نشین عربی درحوزه خلیج همیشه فارس نتوانسته اندآن را درک ومهار نمایند.دردیگرحوزه های اسلامی غیر عربی موثر نیز مانند هند و پاکستان،مالزی– اندونزی،آسیای میانه،ترکیه وایران نیزبه هم چنین ما شاهد تحولات فرهنگی شگرفی هستیم که بیش ترناشی ازشتابانی تغییرات مدرنیستی وحتی رواج سبک های زندگی پست مدرنیستی است.روی هم این تحولات نیز به چند معنا تاثیرات مهمی ازخود برجای گذاشته است که لازم است موردتامل قرارگیرد.مانندتحولات دردین داری،در سبک زیستن فردی و جمعی، در رابطه مردم با حاکمیت ، مردم مسلمان با غرب.
پ)نکته دیگردراین تحولات تقویت و ترویج نادرست و غیرمدنی فرقه گرایی های مذهبی خصوصا از نوع سنی/ شیعه است که بزرگ ترین مایه تفریق و تفرقه است.دراین خصوص به ویژه باید مسایل سیاسی فرهنگی کلانی اشاره کرد که جامعه بزرگ اسلامی دچار افات و بلایای آن شده است- منظور مسایلی است ازقبیل:((تروریزم،تعصب،تحجر،تکفیر،توهین ،تخریب، تهمت)) که راه را برای هرگونه رفتارمدنی صلح آمیز بینا جامعه ای،بینا دینی،بینا گروهی،بینا قومیتی سخت می کند.
ت)متاسفانه دراین میان سهم موثر منفی دولت های جوامع اسلامی کم ترازسهم سایر نیروهای اجتماعی خارج ازبدنه دولت ویا نیروهای سیاسی خارجی نیست.تاسف برانگیزترنقش ناچیز دانشگاه ودانشگاهیان جوامع جهان اسلام در تغییر رو به مثبت چنین وضع نابسامانی است .والبته ازآن تاسف آمیزترهمراهی بخشی ازبدنه نهاد روحانیت درجهان اسلام خصوصا بخش سنتی افراطی آن(با نمایندگی نهادتاریخی مذهبی"الازهر"مصر؛ ونیزنهادافراطی متحجر ومتصلب "وهابیت"عربستانی؛ونیزبرخی نهادهای شیعه گرایی افراطی درایران) با حاکمیت های متبوعشان در زمینه ترویج و تبلیغ نفرت گرایی و ستیزه گرایی بینا مذهبی و بینا فرقه ای است.
(4 ) سنتز بحث
باری با توجه به این تحولات ظاهرا اجتناب ناپذیر و نیز بعضا مهارناپذیر و نیز به لحاظ نقش مهم تاریخی و رسالت اجتماعی فرهنگی که دانشگاه و دانشگاهیان باید درتوسعه وترویج فرهنگ مدنی صلح و آشتی و گفتگوهای بینا تمدنی و بینا ادیانی داشته باشند؛ما برآنیم که یکی از استراتژی های "مدنی– عقیدتی" تقریب به شرایط کنونی جهان اسلام می تواند پیش بردن جدی و حقیقی پروژه"شهروندی صلح گفتگویی درحوزه عمومی" باشد که هم ازمبانی عقیدتی اسلامی برخورداراست وهم متکی برمبانی فلسفی اجتماعی فرهنگی علوم انسانی جهان شمول است - خصوصا ((تز"صلح پایدار" امانوئل کانت فیلسوف برجسته آلمانی )) و((تز" کنش ارتباطی " یورگن هابرماس فیلسوف اجتماعی برجسته آلمانی)).
در این خصوص نیز برای تقویت و ترویج حقیقی و جدی روح و روحیه " وحدت – صلح -گفتگو" در جهان اسلام باید به چند نکته راهبردی توجه نمود:
الف) لزوم بحث جمعی میان دانشگاهیان با سیاست ورزان در زمینه " راههای عملی برای کاستن از نفرت گرایی بینا مذهبی وقومیتی "
ب) کمک فکری دانشگاهیان به دولت های متبوع خود برای اتخاذ "سیاست فرهنگی گفتگو با هم ، اخلاقیات مدنی جمع گرا وهم زیستی مسالمت آمیز بینا اجتماعاتی "
ج) دورخیز دانشگاهیان برای" ترویج برنامه اسلام اجتماعی فرهنگی " جهت کاستن از نتایج مخرب اسلام گرایی های سیاسی موجود.
( 5 ) پی نوشت
درخاتمه با توجه به این سه نکته راهبردی ، پیشنهاد خاص نگارنده به همایش که مورد توجه دانشگاهیان و حوزویان حاضر درآن نیز واقع شد ؛ مقدمتا برگزاری دو تیپ نشست هم اندیشی در وزارت علوم( معاونت فرهنگی و اجتماعی ) بود :
اول) برنامه مطالعاتی مبانی گفتگویی شهروندی دینی
دوم) برنامه مطالعاتی مبانی دینی شهروندی گفتگویی.
***
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 