حضور اجتماعی زن مسلمان:چالش معرفتی – عقیدتی سنت و مدرنیته
سید محمود نجاتی حسینی*
***
اشاره : این مطلب به درخواست دبیرخانه "دومین همایش ملی اعتدال : زنان ، اعتدال و توسعه " (معاونت امور زنان ریاست جمهوری و انجمن جامعه شناسی ایران) جهت درج در ویژه نامه آن همایش (بهمن 94 ) تحریر(ونیز منتشر) شده است . امیدوارم برای دانشجویان درس "جامعه شناسی دین" و علاقمندان این نوع نگاه جامعه شناختی به موضوعات فقهی دینی معاصر نیز سودمند باشد . باز نشر آن زین سبب بوده است .
درآمد بحث
یکی از مهمترین مسایل عرفی عقیدتی چالشی درجهان اسلام معاصربود/ نبود "حضوراجتماعی زن مسلمان " است - یعنی مشارکت جدی وتاثیر گذارزن مسلمان در"بیرون ازپستوی خانه"وشراکت فرهنگی اجتماعی واقتصادی سیاسی زن مسلمان دربازار،بروکراسی وحوزه عمومی با رعایت هنجارهای عرفی وعقیدتی .
ازاین روی هدف این نوشتارمختصروموجز تنها نشان دادن وجوه مساله ای"حضوراجتماعی زن مسلمان" ازمنظر دو رقیب فرهنگی تمدنی دیرینه - "سنت و مدرنیته" - است .پرواضح است که برای بررسیدن چنین مساله تاریخی اجتماعی مهمی ما با پاسخ هایی نه چندان یک دست مواجهیم.
اما این پاسخ ها درمجموع هم مشتمل بر"فتاوی"جهان اسلامی سنتی اند،که"فقها"ی تشیع وتسنن ابراز نموده اند،وهم حاوی"آرای"جهان اسلامی شبه مدرن اند،که" نواندیشان"مسلمان اعم ازشیعه وسنی عرضه نموده اند.
اما درباره بررسی جامعه شناختی این مساله ونیزتوصیف پاسخ های داده شده به آن باید به چند دلالت نظری تجربی "تاریخی اجتماعی" و "معرفتی عقیدتی" مهم توجه داشت:
- فتاوی دینی فقها دردومذهب شیعی وسنی ازواریانس برخورداراست،هم واریانس درون گروهی(وجود تفاوت فتوا بین فقهای یک مذهب) و هم واریانس بین گروهی (وجود تفاوت فتوا بین فقهای دو مذهب ) .
- آرای نواندیشی دینی نیز دارای واریانس است،منتهی این واریانس بین دو طیف اسلام گرایی مدرن (با محوریت اسلام گرایی) و مدرن گرایی اسلامی (با محوریت مدرن گرایی )وجود دارد.
- اما فتاوی فقهی درحوزه تشیع وفضای فرهنگی ایران نیزازسه نوع واریانس برخورداراست: واریانس تاریخی(فتاوی قبل ازانقلاب اسلامی)،اجتماعی (فتاوی بعد ازانقلاب اسلامی ) و سیاسی (فتاوی جمهوری اسلامی ).
- آرای نواندیشی دینی نیزدرحوزه تشیع وفضای فرهنگی ایران ازدوواریانس برخورداراست: تاریخی اجتماعی (آرای قبل ازانقلاب اسلامی) و سیاسی (آرای جمهوری اسلامی ).
- فتاوی فقهی و آرای نواندیشی دینی جمهوری اسلامی نیز از دو واریانس برخوردارند : حاکمیتی ( التزام به مقررات جامعه سیاسی) وغیرحاکمیتی ( التزام به قواعد جامعه مدنی ).
- اما فتاوی فقهی حاکمیتی خود می توانند ازدو واریانس ناشی شوند: فتاوی ارجاعی به دیدگاه های فقه سیاسی رهبرفقید انقلاب ( امام خمینی ) و فتاوی ارجاعی به بیانات فرهنگی مقام محترم رهبری ( آیت ا... خامنه ای ) .
- آرای نواندیشی دینی غیرحاکمیتی نیزاز سه واریانس برخوردار هستند : یا ملتزم به ملاحظات جامعه مدنی دینی اند ؛ یا فمنیستی اند ؛ و یا تلفیقی اند .
- و بالاخره باید به یک واریانس دو قطبی یا دو طیفی دیگر نیز اشاره داشت که تمامی آرای موصوف درخصوص "مساله حضور اجتماعی زن مسلمان" را به " نزاع گفتمانی" می کشاند و بر آنست که این ارا یا " درون گفتمانی" اند ( داخل در اسلام اند) ویا "برون گفتمانی" اند ( خارج از اسلام اند ) .
باری،اما ما دراین نوشتار کوتاه نمی توانیم به خاستگاه این نزاع های معرفتی عقیدتی در باره "مساله حضور اجتماعی زن مسلمان" ونیز تبعات و نتایج جامعه شناختی حاصل از آن ها بپردازیم.
تنها به لحاظ ضرورت طرح یک بحث عمومی و نه تخصصی ؛ لازم است به نمونه برخی از یافته های این گونه مباحث مهم را در قالب " سه روایت" مرتب کنیم.البته روایاتی که خود می توانند محل مناقشه باشند و منتقدانه تامل شوند .
اما از ان جا که "روایت" ها خود به خاطر "روایتی" بودن ( حکایت شدن رخ دادی و امری به صور متنوع ) محل قراءت ها و شرح و تفسیرها وتعابیر مختلف اند ؛ لذتا روایت ها ی " حضور اجتماعی زن مسلمان" را بدون عنوان نامیدن و بی لیبل عرضه می کنیم ، باشد تا دست هرمعبری و هرمولفی و هر مخاطب و خواننده ای برای فهم ان باز باشد.
***
روایت 1
روایتی است سنتی که حکم به وضع " زنان پرده نشین ( درخانه مانده) و مردان جوشن پوش(به جهاد رفته) "می دهد .دراین روایت ، مسلمانی زن مسلمان ، در گروی خانه داری و حفاظت از خانه و بیت است .این روایت اکنون مایه ذوق و سلیقه و اشتغال فکر سلفیون ( از "داعشی" ها تا "القاعده" و "طالبانیزم" و "بوکوحرام" و" الشباب" ) است .ظاهرا در نزد برخی از اصول گراهای بومی و صاحب منصب و متنفذ نیز این روایت پسندیده شده است ، یا دست کم با ان مخالفتی ابراز ننموده اند .معتقدان به این روایت استنادشان تاریخا به "مدینه النبی" و متنا (به نمونه ) به متن مقدس و"سوره مبارکه تحریم " و آیات شریفه "حجاب وعفاف " است.مع الاسف رفتارضد قرآنی ، ضداسلامی وضد انسانی داعش و طالبان و بوکوحرام و الشباب وسایر فرقه ها ی نظامی گر و سیاسی معاصر و درصحنه درجهان اسلام – از خاورمیانه تا شمال افریقا- که در مقابله ودرمانع تراشی بر سر راه "حضور اجتماعی زن مسلمان" گزارش شده است به استناد چنین روایت هایی است.
روایت 2
روایت " یا زن محجبه و یا زن متجدد" نیز روایتی است تلطیف شده و تعدیل شده و به تبع مقید و مشروط از"حضور اجتماعی زن مسلمان" .به این معنا که چنین روایتی بدون ورود به زمینه سیاه / سفید ( موافقت حداکثری / مخالفت حداکثری ) تلاش می کند تا بر یک زمینه فرهنگی"خاکستری" که مشحون ازآرای معرفتی – عقیدتی است گام بردارد.وفق مفاد این روایت،ازان جا که زنان ناموس جامعه و مربی نسل و حافظ هویت و تزکیه و تنزیه منش و شخصیت جامعه اند، وازآن جا که وفق شرع مقدس،عمل به اصل "پاک دامنی" می تواند این مهم را محقق سازد،لذاباید ازهرگونه خدشه به اصل مقدس "حجاب" ( تجلی برونی پاک دامنی ) و"عفاف" ( تجلی درونی پاک دامنی ) جلوگیری شود. زین روی ، معتقدان به این روایت بران اند که اگربتوان با شرایطی پاک دامنی "زنان محجبه" را در"بیرون از خانه" ( بازار و بروکراسی و حوزه عمومی ) نیز تحفظ و تامین نمود ، فلذا اشکالی بر "حضور اجتماعی زن مسلمان" نیست . به نظر می رسد فضای فرهنگی و فکری عقیدتی شکل گرفته بعد از انقلاب سلامی 57 و نیز ملاحظات حوزه عمومی و مقتضیات جامعه مدنی پا گرفته در جمهوری اسلامی ایران به سمت و سوی چنین روایتی گرایش یافته است .با این وجود طلب نوگرایی رادیکال و توقع مدرن گرایی بیشینه از این روایت برای صدور جواز تمام به "حضور اجتماعی کامل زن مسلمان" هنوز ممکن و مقدور نیست.لازم است به ذکر است نظر مساعد اکثرفقهای شیعی معاصر و نیز نواندیشان دینی موید این روایت است .
روایت 3
این روایت "فمنیستی"، که روایتی است رادیکالی ومنتقدان ومخالفان اش ان را "روایتی برون گفتمانی" ( بیرون از گفتمان اسلام گرایی ) می دانند، به سبک و سیاقی"فمنیستی" ( به صورت اعم ان ) به دنبال
پیاده کردن ملاحظات تئوریک فمنیستی غربی و راهبردهای پراتیک فمنیست های غربی در پی گیری "حق شهروندی زنان " در فضای فرهنگی و سیاسی جهان اسلام است – با محوریت "برابرگرایی زن ومرد ". وفق این روایت فمنیستی زنان مسلمان به اندازه مردان مسلمان و بل کم بیش تر(!) "حق حضور اجتماعی" پررنگ دارند: خواه دردانشگاه ، خواه درمحل کا ر، خواه در مدیریت های سیاسی ، خواه درارث طلبی،خواه دردیه خواهی،خواه دراحوالات مدنی مانند ازدواج و طلاق و حق سفرو امثالهم. وفق این روایت هیچ حد یقفی بر "حضور اجتماعی زن مسلمان"روا نیست.هر چند مخالفان پر حرارت این روایت فمنیستی به ادعای برون گفتمانی بودن این روایت از قواعد اسلام گرایی ، بر آن می تازند؛ با این وجود طرفداری زنان نسل جوان در دانشگاهها و بروکراسی و اجتماع فرهنگی مدرن مایه مسرت خاطر راویان و طرفداران روایت فمنیستی از "حضور اجتماعی کامل و بی قید وشرط زنان "شده است . این ها البته به یمن مساعدت های برخی زنان نواندیش دینی و انقلابیون اسلام گرا توانسته اند حتی پشتوانه عقیدتی فقهی برای "حق فمنیستی شهروندی زنان مسلمان"بیایند. به طوری که برخی – از جمله نگارنده – قایل به شکل گیری " روایت فمنیزم اسلامی از حق حضوراجتماعی زن مسلمان " نیز شده اند. هر چند این روایت درون گفتمانی مقبول و محبوب حاکمیتهای کشورهای مسلمان نشین از جملعه ایران اسلامی نیست ، اما بعید نیست بتواند به خاطر حمایت افکارعمومی زنان نسل جوان و دانشگاهی و بروکرات و تکنوکرات در اینده نزدیک به برخی از مهم ترین مطالبات خود دست پیداکند.
***
سنتز بحث
نزاع روایت ها و گفتمان ها ی معرفتی – عقیدتی درباره چاره جویی ومواجهه با مساله "حضور اجتماعی زن مسلمان " هنوز به یک اجماع و راه حل قاطع و مشکل گشا نرسیده است .با این وجود ما درجهان اسلام هم زمان شاهد " حضور/ غیاب اجتماعی زن مسلمان " هستیم. نه غیبت کامل زن مسلمان و نه حضور تام وتمام زن مسلمان وجود دارد. این که چه زمانی و چه گونه و درچه فضایی " حضور اجتماعی کامل زن مسلمان " تحقق خواهد یافت چندان پیش بینی پذیر نیست.
نگارنده برآنست که دست کم درمحدوده تاریخ اجتماعی ایران معاصر- ازانقلاب مشروطه 1906میلادی تا انقلاب اسلامی 1979 میلادی و زان بعد – مدیریت امورزنان با یک پارادوکس عجیب و غریب مواجه بوده است و این به مختل شدن حضور اجتماعی زن مسلمان ایرانی انجامیده است :
الف) در جامعه قبل از انقلاب اسلامی 5 درصد زنان مدرن،برای 95 درصد زنان سنتی برنامه ریزی می کردند !
ب) درجامعه بعد از انقلاب اسلامی 5 درصد زنان سنتی ، برای 95 درصد زنان مدرن برنامه ریزی می کنند !
***
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 