خلاصه درس جامعه شناسی دین – دوره دکترای جامعه شناسی فرهنگی
( گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد تهران مرکزی/شنبه 25-2-95 )
سید محمودنجاتی حسینی
* از"فلسفه جامعه شناختی دین" تا "جامعه شناسی فلسفی دین"
نقش یورگن هابرماس فلیسوف– جامعه شناس بزرگ معاصر درتکمیل پروژه دین پژوهی بینا رشته ای به سزا است.به نظرمن هابرماس از چندجهت شایسته نام برده شدن درردیف دین پژوهانی است که توانسته است طرح های بزرگ جامعه شناسی دین کلاسیک مدرن (مارکس،کنت ،وبر،دورکیم،زیمل)را تکمیل کند.به این معنا که قادرشده است رخنه های تئوریک ونقطه های خلاء درنظریه های جامعه شناس دین را پرکند.از این لحاظ می توان به هابرماس پی گیری دوپروژه بزرگ جدید درجامعه شناسی دین را نسبت داد:
(1)کوارتت فلسفه – الاهیات – دین – مدرنیته
(2) نسبت گذاری تعاملی – تقابلی علم و دین
*
الف)کوارتت فلسفه – الاهیات – دین – مدرنیته
منظورازکوارتت چهارگانه معروفی است که به مدد آن هابرماس فیلسوف،از دانش های فلسفه والاهیات(که موضوع شان تفسیروتوصیف تحلیلی هنجاری از"امردینی ،دین داری ،خداوند ،بنده معتقد ومومن" است)سود می برد تابتواند به توضیحی قانع کننده وراه گشا درباب سرشت و سرنوشت دین داری درجهان مدرنیته کنونی (خصوصا غرب ) نایل شود. هابرماس زین روی با دو هدف به طرح تدوین الهیات فلسفی اجتماعی دین و فلسفه اجتماعی دین می پردازد :
اول ) هدف تئوریک او تبیین تئوریک نسبت علم و دین و عقل و وحی با مدرنیته و سکولاریزم است .
دوم)هدف پراتیک او اما ایجاد زمینه های گفتگویی و ارتباط تفاهمی توافقی برای مواجهه دادن منطقی میان : وحی گرایان / عقل گرایان ؛ دین گرایان/ سکولارگرایان است .
او برای تایید وتثبیت این دو هدف مهم خود به سمت طرح دو ایده نظریه نو درجامعه شناسی دین روی اورده است :
1) پسا سکولاریزم (ترویج این اعتقاد و ایده که سکولارگرایان باید برای آموزه های دینی و دین داران فرصت حضور و ظهور و بروزدر حوزه عمومی مدرن فراهم سازند تا انان نیز نقش اجتماعی فرهنگی سازنده اشان را در جامعه مدرن ایفا نمایند)
2) پسامتافیزیک ( تدوین این ایده که جهان کنونی جهان گذار از سمت سوی متافیزیک و دین به سمت عقل عقل گرایی است و لذا لازم است تا دین گرایان نیز درتدوین آموزه های دینی خود سهم شایسته عقل و عقل گرایی را لحاظ نمایند).
*
ب) نسبت گذاری تعاملی – تقابلی علم و دین
هابرماس به پیروی از این دو طرح فلسفی الهیاتی بزرگ در عرصه دین پژوهی اجتماعی ، تلاش کرده است تا نسبت علم و دین را درتحلیل های جامعه شناختی فلسفی از دین داری متعادل نماید .لذا هابرماس دراین جا نیز تکمیل کننده طرح های بزرگ جامعه شناسی دین (مارکس،کنت ،وبر،دورکیم،زیمل)است.می دانیم که برای مارکس به تقابل علم ودین (از طریق بحث ایدئولوژی )؛ کنت و دورکیم به تعامل علم ودین(بحث علمی کردن دین )؛وبر به تقابل علم و دین (بحث عقلانی شدن زندگی و افسون زدایی از جهان ) و زیمل به تعامل علم و دین وهنر ( بحث پل زنی دین میان سوژه وابژه )قایل بودند .اما هابرماس در طرح فلسفی الهیاتی دین و جامعه شناختی فلسفی دین داری به طرزی متعادل و متوازن به نسبت تعاملی - تقابلی علم ودین اشاره می کند. به این معنا که هابرماس می پذیرد به موازات رشد و توسعه مدرنیته و عقل گرایی و پیشرف های علم ، ناکامی های انسان مدرن به این واسطه کاهش یافته است واکنون به مدد دستاوردهای علم می توان شاهد رفاه و خوش بختی و مدنیت وعدالت بیشتری بود. واین امر توانسته است به نویدها و و عده های ادیان در این جهان برای خوش بختی وسعادت بشری خاتمه دهد.به عبارتی هابرماس می خواهد بگوید علم توانسته است خلاءناشی از دین را پر کند.اما درعین حال اوضمن پذیرش این واقعیت (تقابل علم ودین) این را هم می پذیرد که در عین حال هم چنان مواجهه تفاهمی توافقی میانعقل-وحی؛دین - علم؛دین داران – سکولارگرایان باز و الزامی است .
* پی نوشت: دوکتاب زیر برای فهم برخی از مواردی که گفته شد سودمندو ضروری اند :
- یورگن هابرماس و دیگران ( 1389 )ایمان و دانش – مجموعه مقالات و سخنرانی ها و گفتگوها ،انتخاب و ترجمه و مقدمه فرزین بانکی و احمد علی حیدری ،دانشگاه تهران .
- یورگن هابرماس و یوزف راتزینگر(1395 )دیالکتیک سکولارسازی درباره عقل ودین:گفتگوی کاردینال یوزف راتزینگر(پاپ بندیکت شانزدهم ) و یورگن هابرماس،ویراسته و مقدمه از فلورین شولر،ترجمه سجاد دهقان زاده،تهران،بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 