مولوی و نقد دقیق و عمیق عزاداری محرم در دیروز سنتی: روایتی کارساز برای امروزمدرن
پس عزا برخود کنید ای خفتگان/ زان که بد مرگیست این خواب گران.
بردل ودین خرابت ،نوحه کن/ که نمی بیند،جزاین خاک کهن.
(سید محمود نجاتی حسینی )
1
روایت های مختلفی به منظور نقد سنت های عزاداری محرم فراهم امده است مانند نقد اجتماعی مدرنی که دکتر علی شریعتی در قالب تشیع صفوی آورده است و یا حتی نقد سنتی که آیت ا...مرتضی مطهری د رقالب تحریفات عاشورا بیان نموده است .
اما زین میان هیچ نقدی به گرد پای " مولوی " معظم دردفترششم از " مثتوی معنوی " (ابیات 775 تا 805 / نسخه مثنوی قونوی به تصحیح دکتر عبدالکریم سروش / انتشارات علمی فرهنگی ) نمی رسد .
ما در چند اپیزود این روایت را با ویرایشی نو عرضه می کنیم . باشد وشاید که راهنمایی آگاهی بخش شود برای داشتن نگاهی عمیق و دقیق به حماسه دینی واسطوره فرهنگی عاشورا و حسین ابن علی . و نیز سیاستی فرهنگی شود برای فهم درست و سازنده فلسفه اجتماعی قیام حسینی ،آن هم در "زمانه ها و زمینه های یزیدی" که بیش ازهر زمانه دیگری به "حسین ابن علی " و ایده راه و کار او نیازمندیم.
2
اپیزود اول . مولوی دراین جا توصیف منصفانه وعالمانه خود را از رخ داد تلخ و فاجعه کربلا ارائه می دهد :
روزعاشورا ،همه احل حلب / باب انطاکیه ، اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن ،جمعی عظیم / ماتم آن خاندان ،دارد مقیم
بشمرند، آن ظلم ها وامتحان/ کزیزید و شمر، دید آن خاندان
اپیزود دوم .مولانای رومی به این توصیف تاریخی بسنده نمی کند و لذا عظمت فرهنگی اجتماعی عاشورا را برای کل تاریخ بشری با نگاهی متافیزیکی ارائه می دهد:
روز عاشورا ،نمی دانی که هست / ماتم جانی، که از قرنی بهست
پیش مومن ،ماتم آن پاک روح / شهره تر باشد، زصد طوفان نوح
3
دراپیزود سوم اما ،مولوی بلخی ما را درآستانه نقد جانانه ودقیق وعمیق خود ازغفلت تاریخی شیعیان نسبت به عاشورای حسینی قرار می دهد که برای پیروان تشیع علوی وتسنن نبوی بسیارتکان دهنده وعبرت آموزوآگاهی بخش است و درعوض رسوا کننده پیروان تشیع صفوی وتسنن اموی است :
گفت آری، لیک کو دور یزید / کی بدست این غم ، چه دیراین جا رسید
خفته بودستید ،تا اکنون شما / که کنون،جامه دریدید ازعزا
پس عزا،بر خود کنید ای خفتگان/ زان که بد مرگیست، این خواب گران
4
و لذا در اپیزود چهارم،مولانا جلال الدین محمد بلخی به بیان عظمت متافیزیکی و فلسفه حقیقی معنوی حماسه اسطوره ای و تراژدیک عاشورای حسینی می پردازد:
روح سلطانی، ز زندانی بجست/ جامه ،چو دراییم و چون ،خاییم دست
چونک ایشان ،خسرو دین بوده اند/ وقت شادی شد،چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند/ کنده وزنجیر را انداختند
روز ملکست و گش و شاهنشهی / گز تو یک ذره ،ازایشان آگهی
و نهایتا در اپیزود پنجم ، مولانای معظم ،به غفلت شیعیان و پیروان حسینی و عزاداران سنتی عاشورا می تازد و از آنان می خواهد تا "حسین ابن علی" را آن گونه که حقیقتا هست درک کنند و به عوض نوحه سرایی و عزاداری " راه و کارحسین ابن علی " را در "امر دین و دین داری" در پیش گیرند:
ور نه ای آگه ، برو بر خود گری / زان که در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت ،نوحه کن / که نمی بیند ،جز این خاک کهن
ور همی بیند، چرا نبود دلیر/ بست دار و جان سپار و چشم سیر
در رخت ،کو ازمی دین فرخی / گر بدیدی بحر ، کو کف سخی
Tehran/2 mehr 1396/3 moharram1439
@smnejatihosseini
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 