] منظری فلسفی - اجتماعی به مفهوم– مساله "پیشرفت "در قرآن [
( سید محمود نجاتی حسینی 5 دی 96 )
قسمت اول بحث
مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) در ادامه پیش نشست های کنفرانس قرآن پژوهی– اقدام به برگزاری پیش نشستی باعنوان" مدخلی بر نظریه تفسیر پیشرفت شناخت"با حضور نگارنده وجناب آقای دکتر احمد آکوچکیان پژوهشگرحوزوی – دانشگاهی فعال در عرصه قرآن پژوهی( که ضمنا ریاست این مرکز و هم چنین دبیر علمی کنفرانس قرآن پژوهی پیشرفت را نیز عهده دارهستند) نمود .
دراین نشست ابتدا توضیحات مفصل ایشان درباره پژوهشهای ارزشمند وحجیم "قرآن پژوهی پیشرفت" استماع شد و سپس نگارنده به صورتی فشرده نکته هایی در باب این موضوع ایراد نمود که حسب محتوا می توان آن ها را در ذیل منظری فلسفی اجتماعی به مفهوم – مساله " پیشرفت " در قرآن تعبیر نمود.شایان ذکر است که دراین مرحله، این منظر عمدتا در شکل پرسش های بنیانی ارائه شد.
نکته 1
در بدو امر بایدبه چند مشکلهمبنایی اشاره نمودکه اگر پذیرفته شود نحوه مطالعه و پژوهش و بحث در باره "مساله و مفهوم پیشرفت درقرآن کریم" را تغییر خواهد داد.اولین مشکله ،" معضل هستی شناختی " است .به این معنا که به هنگام بحث در باره جایگاه و شان و معنای "پیشرفت در قرآن"آیا منظور ما فهم و شناخت و درک "پیشرفت" در بعد فردی است یا بعد جمعی یا هردو یا هیچ کدام؟ .این مساله مهم است به این خاطرکه نسبت های متصور درون و میان این هویت های هستی شناختی برای پی بردن به ماهیت اساسی مساله ای مانند پیشرفت از منظر قرآن کریم لازم است .ما هنوز هم نمی دانیم آیا در قرآن کریم" پیشرفت" فردی ملاک است یا جمعی ؟یا هردو ؟ بدون تقدم یا تاخر ؟ .لذا در تراز هستی شناختی لازم است که حتما به منظر قرآنی پیشرفت ازین حیث نیز توجه نماییم.
دومین مشکله ،در بحث از قرآن پژوهی"پیشرفت"،معضله"انسان شناختی فلسفی" است .به این معنا که ،البته با فرض ثابت شدن این که درقرآن می توان به رگه هایی ازمفهوم "پیشرفت خواهی"رسید،آیا قرآن به دنبال"انسان پیشرفته مسلمان"است ؟یا "مسلمان پیشرفته" ؟یا "انسان پیشرفته مدرن"؟ و یا نهایتا این که ترکیبی ازاین آپشن ها یعنی "انسان مسلمان پیشرفته مدرن"مقصود و منظورقرآن کریم است. بازهم نمی دانیم کهحقیقتا ترجیح و الویت قرآن به صراحت کدام یک ازاین مقوله های پیشرفت خواهی است.هرچندمی توان حدس زد ومفروض گرفت که وفق منطق قرآنی قاعدتا مسلمانی مومنانه در صدر می نشیند و مابقی آن چه مهم است به عنوان صفات و قید درذیل آن قرار می گیرند.به این قرار ، "مسلمانی " درصدر است و "پیشرفتگی" در ذیل آن (در این جا البته آن چه می تواند محل احتمال و تامل و حتی تااندازه ای تشکیک و تردید معرفتی واقع شود مساله و مقوله "پیشرفت اسلامی" است که در جمهوری اسلامی ایران نیز اکنون به عنوان یک استراتژی حاکمیتی در ذیل" الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت"و در مرکزمطالعاتی به همین نام به عنوان یکی از توابع مدیریتی نهادهای تابع رهبری نظام پی گرفته شده است و با توجه به قرائن و شواهد تجربی مسامحتا می توان آن را به عنوان آلترناتیوی رقیب و بدیل برای برنامه های توسعه ملی 5 ساله که مورد نظر وحمایت دولت است در نظر گرفت ).
اما مشکله سوم در بحث از قرآن پژوهی "پیشرفت" ،یک معضله "معرفت شناختی" است .به این معنا که در هنگام بحث از "پیشرفت" درمتن مقدس ما با دو مسیر متفاوت مواجهیم: مسیر منتهی به "اپریوری" یا پیشین شناختی و دو دیگر ،مسیر منتهی به" اپوستریوری" یا پسین شناختی . وفق منطق معرفت شناختی موصوف ،بسته به اتخاذ یکی ازاین دو مسیر نوع مواجهه معرفتی ما با قرآن کریم در باره مساله "پیشرفت" ( و البته هر مفهوم دیگری هم که مد نظر باشد ) متفاوت خواهد بود و نتایج آن مواجهه نیز یکسان نخواهد بود. الگوی اپریوری و پیشین شناختی ، این است که ما از قبل هیچ مفهومی و معنایی به قران حمل نکنیم بل اجازه دهیم تا قرآن خود در باره مفهوم و مساله مورد نظر ما به طرزی پدیدار شناختی و فنومنولوژیک ، سخن بگوید.دراین شان ، باید دید قرآن خود چه مفاهیم اصیل و معانی ذاتی برای ما دارد که آن معانی بوی"پیشرفت خواهی" می دهند.درالگوی اپوستریوری یا پسین شناختی، اما این ما هستیم که از پیش معانی مورد نظرمان ازمفهوم مورد برسی درقرآن کریم را مدنظر قرار داده وسپس در قرآن به دنبال تایید آن می گردیم.این دقیقا در باره پژوهش در باره مفهوم " پیشرفت"درقرآن– مثل دهها ایده و تز و مفهوم فرهنگی سیاسی اجتماعی فقهی مورد نیاز دیگر نیز - اتفاق افتاده است.درست یا نادرست و بجا یا نا بجا اکنون در مطالعات "قرآن پژوهی پیشرفت" رخ داد معرفتی فکری که پیش چشمان ما قرار دارد چند مسیر رفته معرفتی در" پیشرفت کاوی قرآنی " است که از حیث قواعد گفته شده در بالا بسیار محل تامل و تشکیک معرفتی است :
اول-کاویدن مفاهیم مدرن در قرآن.به این معنا که ما به طرزی نه چندان موجه و مقبو ل ، مفهوم مدرنی مانند"پیشرفت" progress وتوابع و ضمایم آن(مانند:رشد growth / development توسعه/ تحول evolution ) را برقرآن حمل نموده ایم و به اصطلاح درقرآن به دنبال رد پای یک مفهوم مدرن از نوع مفهوم"پیشرفت" می گردیم !این که ما توقع یافتن مفهوم مدرنی مانند "پیشرفت" را در قرآن و از قرآن داشته باشیم خود محل تامل و تشکیک و تردید معرفتی است.
دوم- بازخوانی مفاهیم مدرن در قرآن.دراین جا به جای کاویدن مفهوم مدرن در قرآن که عملی است اکتشافی و از نقطه صفر ؛ اما در بازخوانی، فرض این است که پیش تر از این ها،مفهومی مانند"پیشرفت" در قرآن موجود بوده است اما تاکنون کشف و خوانش این مفهوم مغفول و مهجور مانده است .دراین جا نیز تاکید طرفداران و حامیان بازخوانی مفاهیم مدرن درقرآن از جمله مفهوم "پیشرفت" محل تامل و تردید معرفتی است .قائل شدن از پیش به امری که می تواند نباشد، چندان منطقی نیست .
سوم- بازیابی مفاهیم مدرنی که مورد نیاز مسلمین برای زندگی مدرن درجوامع اسلامی روبه مردن است.دراین جا قضیه با دو مورد بالا توفیرمی کند،بیشتر به این دلیل که بدون هرگونه ادعای معرفتی، مبنی براین که تمام مفاهیم مدرن در قرآن ازپیش موجودهستند ، این مسیر از نظر معرفتی نسبتا بیشتر قابل پذیرش به دنبال این است که بدون هرگونه تایید یا اثبات در پی تامل در" قرآن" از حیث یافتن مفاهیم مشابه مفاهیم مدرن نظیر" پیشرفت و توسعه " ،تحول، رشد و.... باشد.
باری ، به نظر می رسد برای غلبه بر موانع معرفتی گفته شده در بالا به هنگام خوانش مفاهیم مدرن در قرآن مانند مفهوم "پیشرفت" چاره ای نیست جز تکیه دادن به این موضع.به عبارتی هم از حیث منطق معرفت شناختی مدرن که منطبق با شان فلسفه علم است و فلسفه علوم انسانی اجتماعی و هم از لحاظ منطق اصیل"قرآن پژوهی"و متدولوژی تجربه شده جهانی " مطالعات قرآنی" می توان پی گیری امکان طرح مفاهمی مدرن مورد نیاز اجتماعات اسلامی درقرآن را بدون هرگونه افراط و یا تفریط معرفتی یا ساده سازی فکری و شبیه سازی نا مناسب سیاسی اجتماعی فرهنگی معرفتا مجاز دانست(به نمونه از این دست معرفت سازی های نه چندان شایسته از حیث سازگاری با منطق معرفتی مدرن، شاید بتوان به طرح ایده ها، پروژه و پروسه:"علم دینی ، اسلامی سازی معرفت،اسلامی شدن علوم انسانی اجتماعی و..."تا اندازه ای اشاره نمود ) .
سنتز بحث1
اما مهم ترین مشکل مواجهه معرفتی با مفاهیم مدرن در قرآن ، که دامن مفهوم "پیشرفت" را نیز می گیرد، معضله متدلوژیکی و "روش شناختی" است - البته روش شناختی به معنای بسیار دقیق و عمیق هایدگری – گادامری آن :یعنی (( کل درگیری فکری وجودی پژوهشگر متفلسف در : پرسشگری و پاسخدهی و آزمونگری مساله مورد بررسی با استفاده از قواعد روش فنومنولوژی و هرمنوتیک به علاوه خلاقیت شهودی و خود جوش اصیل پژوهشگر )). به این معنا ،که در "قرآن کاوی پیشرفت " باید حتما آن را به کارگرفت ،مساله روش شناختی این است که پژوهش های موجود نسبتا و صرفا به روش شناسی در حد ادبیات متعارف آن درعلوم انسانی اجتماعی مدرن متوسل شده اند و لاغیر. لذا مشکل بزرگ ، علاوه بر سه معضله بحث شده در بندهای بالا(هستی شناختی ،انسانشناختی،معرفت شناختی ) ، عدم مواجهه معرفتی وجودی با مفهوم کاوی های مدرن در متن مقدس وفق معنای مورد نظر هایدگری– گادامری در"روش شناختی قرآن پژوهی" است.
***
قسمت دوم بحث
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 