دانشگاه آزاد اسلامي تهران مركزي – دانشكده مطالعات رسانه – دوره دكتراي فرهنگ و ارتباطات
خلاصه مباحث كلاسي و طرحواره درس مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه >
ترم بهمن 98- 97
پنج شنبه ها ساعت 10 -1230 اتاق 1806
مدرس:سيد محمود نجاتي حسيني ( خراساني )
nejati.hosseini@gmail.com
www.for-mystudents.blogfa.com
telegram.me/@smnejatihosseini
Cell phone 0912-2045262
***
[اشاره]
ارائه مباحث تخصصي در حوزه نسبتا نو ظهور و ضمنا پيچيده "مطالعات انتقادي رسانه" media critical studies آن هم درسطح دكترا – سطح مباحث تخصصي – براي دانشجوي ايراني و فارسي زبان به چند دليل و علت با سختي هاي خاصي همراه و مواجه است : كمبود شديد متن هاي فارسي شده [ترجمه اي ]. و هم چنين ضعف متون فارسي نويس [تاليفي و تحقيقي ] ازيك طرف. و نيز فقدان آشنايي دانشجويان با مباني و اطلاعات پايه حوزه هاي مرتبط و پيش شرط اين درس يعني "مطالعات انتقادي" studies critical ، "مطالعات ادبي" literary studies ، "نقد ادبي " literary criticism ، "نقد فرهنگي" criticism cultural . و نهايتا آشنايي بسياركم دانشجويان ايراني و فارسي زبان با حوزه "مطالعات چند رشته اي رسانه " media multi studies و به ويژه دانش – رشته مهم و مرتبط براي مطالعات رسانه يعني " مطالعات فرهنگي" studies cultural ، " نظريه فرهنگي cultural theory (مشتمل بر انسان شناسي فرهنگي، جامعه شناسي فرهنگ، اقتصاد سياسي فرهنگي ، قتصاد اجتماعي فرهنگي ،جغرافياي فرهنگي) و "فلسفه فرهنگ "philosophy of culture .
باري براي غلبه برچالشها و مشكلات برشمرده شده در بالا و در جهت تسهيل در تدريس و يادگيري بهتر و بيشتر دانشجويان درس مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه، مدرس اين درس [دراولين تجربه زيسته آموزشي علمي مدرسي خود دراين درس خاص و سخت و وسيع ] تلاش نموده است تا وفق ملاحظات تئوريك و هم چنين يافته ها و داده هاي پژوهشي مرتبط با " مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه "در غرب [ كه عمدتا به زبان انگليسي است] و درصورت وجود و در دسترس بودن داده هاي مرتبط با مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه درايران ؛ تركيبي ازمباحث نظري و داده ها و يافته هاي پژوهشي را دركلاس با دانشجويان به بحث و گفتگو بگذارد.
بنابراين آن چه درادامه خواهيد ديد الگو ومدلي درسي دركلاس براي عرضه اين مباحث تخصصي است به اضافه خلاصه اي از مباحثي كه به كلاس ارائه شده است .
*يادآوري
اين مباحث به صورت تكميلي تر آن براي دانشجويان جديد درس "مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه " ( در ترم بهمن 98 -99 / چهارشنبه ها 1300-1530/ دانشكده مطالعات رسانه - تهران مركزي ) نيز ارائه خواهد شد .
[ مدل ها ]
هم زمان 5 مدل مهم براي درس " مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه " مي توان داشت :
« مدل ميدان اثر فرهنگي ؛ مدل ميدان نقد فرهنگي ؛ مدل عملياتي نقد ارتباطات و رسانه ؛ مدل رهيافت هاي نقد رسانه ؛ مدل نظريه هاي نقد رسانه » .درادامه به اين مدل ها ي پنج گانه مي پردازيم
1- مدل " ميدان اثر فرهنگي "
2- مدل " ميدان نقد فرهنگي "
3- "مدل عملياتي نقد ارتباطات و رسانه "
4- مدل "رهيافت هاي نقد رسانه "
5- مدل " نظريه هاي نقد رسانه "
[منابع پايه مطالعات فرهنگي و نقد ادبي و كاربردهاي آن ها براي درس ]
اما در مورد منابع كلاس درس مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه ، همان گونه كه در بالا گفته شد، دانشجويان لازم است تا بر مبناي فرايند چند رشته اي و دانشي اين درس يك سير مطالعاتي كه به شكل يك فرايندچند متني است را نيز دنبال كنند. واضح است كه دانشجويان اين كلاس حتما براي فهم بهتر و بيش تر و دقيق تر و كامل تر مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه لازم است اين متون را به هما ن ترتيبي كه ارائه خواهم نمود مطالعه و مورد تامل قرار دهند.خوش بختانه ازمنظر مدرس اين درس ( و احتمالا متاسفانه - از منظر دانشجويان اين درس ! ) هيچ راه ميانبري براي دور زدن (نخواندن اين متون ! ) وجودندارد.
اما متن هايي كه بايد خوانده شوند:
1- لزلي جانسون (1388) منتقدان فرهنگ: از ماتيو آرنولد تا ريموند ويليامز،ضياء موحد، تهران، طرح نو، 280 صفحه .
* اين كتاب به درستي همان گونه كه در"مقدمه مترجم" و"مقدمه مولف" آن آمده است :گزارشي است انتقادي از روشن فكران بريتانيايي درباره« وضع فرهنگ، حقيقت فرهنگ، آموزش فرهنگ، سازمان فرهنگ و چالشهاي بحراني فرهنگي شدن جامعه و فرهنگي شدن اعضاي آن در غرب يا به عبارت دقيق ، بريتانياي مدرن از سده 19 تا دوران معاصر». آراي فرانك لي وايس ، ماتيو آرنولد و ريموند ويليامز دراين كتاب متوجه اهميت تثبيت نمودن فرهنگ براي « نقد اخلاقي و بصيرت اجتماعي» و نشان دادن چالش هاي فرهنگ معاصر غربي از اين حيث به همراه «راهبردهايي براي ارتقاي امرفرهنگي در جهت نقد اخلاقي جامعه و دادن بصيرت اجتماعي به كنشگران اجتماعي » از جمله"كاربران وكنشگران وكارگزاران رسانه "است.اين تز براي دانشجوي مطالعات رسانه يك غنيمت نظري است تا برمبناي آن بتوانند « ظرفيت وميزان توانايي ها وكاربرد هاي كنوني رسانه هاي سنتي و مدرن را در بالابردن نقد اخلاقي جامعه و دادن بصيرت اجتماعي به جامعه ما ارزيابي كنند » .
2- رامان سلدون و پيتر ويدوسون(1392)راهنماي نظريه ادبي معاصر،عباس مخبر،تهران، طرح نو، 312 صفحه .
* اين اثر خواندني و جامع در حوزه مطالعات ادبي و نقد ادبي كه بارها در غرب تجديد چاپ شده است ( حتي متن ترجمه شده آن در ايران ) به دنبال « نشان دادن اثرات فرهنگي اجتماعي ادبي آثار ادبي بزرگ و نيز نحوه و نتيجه نقد آن ها » است.ازاين حيث در 8 فصل مطالب اين كتاب مرتب شده است :« نقد جديد فرهنگي اخلاقي ؛ فرماليسم روسي ؛ نظريه ها ي معطوف به خواننده؛نظريه هاي ماركسيستي؛نظريه هاي ساختارگرا؛نظريه هاي پسا ساختارگرايي؛ نظريه هاي پست مدرنيستي و پسا استعماري ؛ نظريه هاي فمنيستي .» برمبناي اين نظريه ها كتاب نشان مي دهد كه « چگونه هر كدام از اين نظريه هاي متنوع و مهم در خدمت نقد فرهنگ و ادبيات و حتي رسانه »هستند.
اين كتاب هم چنين الگوهايي پايه جهت« نقد فرهنگي – نقد ادبي – نقد رسانه » فراهم ساخته است .اين الگوها عبارتند از :
(الف) " الگوي ارتباط زباني رومن ياكوبسون " كه مبتني است بر : « فرستنده – گيرنده- پيام- بافت – تماس –رمز ».
(ب) "الگوي ارتباط ادبي " بر اين مبنا شامل : « نويسنده – خواننده- نوشتار- بافتار- رمز ».
(پ) "الگوي رهيافت هاي نقد فرهنگي ادبي رسانه اي "كه مشتمل است بر:«نظريه هاي رومانتيك و اومانيستي- نظريه ماركسيست- نظريه فرماليست- نظريه ساختارگرا - نظريه هاي پساساختارگرا و فمنيستي و پسا استعماري- نظريه معطوف به خواننده ».
"نظريه هاي رومانتيك و اومانيستي" برذهن و زندگي نويسنده متن تاكيد دارند؛"نظريه هاي معطوف به خواننده " نوعي نقد پديدارشناختي اند و بر تجربه خواننده متن تمركز دارند؛ "نظريه هاي فرماليستي"بر نقد خود متن ونوشتار تاكيد دارند ؛ "نظريه هاي ماركسيستي" بافت و زمينه توليد اثر و متن وجامعه را نقد مي كنند ؛و نهايتا اين كه "نظريه هاي پساساختارگرا و فمنيستي و پسا استعماري " هم به نوبه خود جامعه و فرهنگ و سياست را نقد مي كنند.
روي هم اين الگوي اخير مي تواند در" مطالعات انتقادي رسانه " به اين صورت به كارگرفته شوند : «نقد كاربران و مخاطبان رسانه؛نقدكارگزاران ومديران و سياست گزاران رسانه؛ نقد فضاي اجتماعي فرهنگي سياسي اقتصادي و حقوقي محاط بر رسانه ؛ نقد سازمان ومديريت رسانه ».
3- آرتور آسا برگر( 1385 ) نقد فرهنگي،حميرا مشيرزاده،تهران،مركز بازشناسي اسلام و ايران، 189 صفحه.
*اين كتاب در مقايسه با كتاب بالا روان و ساده و قابل فهم تر نوشته شده است چون هم حاوي «رهيافت هايي است براي تفسير و نقد كردن فرهنگ و رسانه» و هم براي ان ها مثال هاي عيني از فرهنگ و رسانه آورده است .لذا دراين كتاب به ترتيب اين رهيافت ها و نحوه كاربرد آن ها براي «نقد فرهنگ و رسانه » آمده است:«درآمدي برنقد فرهنگي؛نظريه ادبي ونقد فرهنگي؛ ماركسيسم و نقد فرهنگي ؛ نشانه شناسي و نقد فرهنگي؛ نظريه روانكاوي و نقد فرهنگي ؛ نظريه جامعه شناختي و نقد فرهنگي » .
خصوصا اين كتاب در فصل« نظريه جامعه شناختي و نقد فرهنگي » بحث كاربردي در زمينه اثرات و ماهيت «نظريه هاي رسانه » دارد.به نظر مولف اهميت اين نظريه هاي معروف رسانه دراين است كه مي توانند هم زمان « نقش مثبت و منفي مخاطب و رسانه در دو شكل تعامل يا تقابل با هم ديگر »را نشان دهند.اما اين نظريه هاي رسانه كه هم براي"فهم كاركرد رسانه"لازم اند و هم براي " نقد كاركرد و نتيجه عملكرد رسانه » ضروري اند عبارتند از :
« "نظريه كاربرد وخشنودي و رضايت"gratification theory uses and كه مبتني بر اين است كه عملكرد رسانه ها ازطريق ميزان و نحوه رضايت كسب شده از سوي مخاطبان قابل ارزيابي است و اين كه كاربران و مخاطبان رسانه ها فعال اند و نه منفعل؛"نظريه وابستگي" dependency theory – مبتني است براين كه مخاطبان و كاربران براي كسب اطلاعات وابسته به رسانه ها هستند به ويژه در مواقع بحراني و مواقع خاص ؛ "نظريه تعيين دستوركار " agenda setting theory-كه مي گويد رسانه ها نقش اساسي در تعيين مسايل مهم و تصيم گيري ها دارند ولذا رسانه ها مي توانند مشخص كنند كدام مساله مهم است و كدام نه .هم چنين رسانه ها مي توانند تعيين كنند كه كاربران ومخاطبان و مردم و افكارعمومي در باره چه چيزي بيانديشند و به چيز هايي هم فكر نكنند ؛ "نظريه ترويج يا كاشت" cultivation theory – مبتني براين ايده است كه رسانه ها و به طور خاص راديو وتلويزيون برداشت خاصي از واقعيت را كه عمدتا واقعيت تحريف شده اي است در ذهن مخاطب خود مي كارند و لذا مخاطبان رسانه دائما با ترويج واقعيت ها ي تحريف شده مواجه هستند ؛ "نظريه دروازه باني "gatekeeping theory - وفق اين نظريه سازمان و مديريت رسانه تصميم گيري اصلي براي توزيع و نشر اطلاعات و اخبار و هم چنين محافظت و سانسور وفيلترينگ رسانه ها را بر عهده دارند تا اخبار و اطلاعات و تحليل هاي مورد نظرشان به اطلاع مخاطب و كاربر رسانه برسد.دبيران خبري و مديران رسانه و سياست گذاران رسانه اي مهمترين دورازه بانان رسانه هستند ؛ "نظريه جريان دو مرحله اي " two-step flow theory – نظريه اي است كه مي گويد رهبران فكري يا رهبران عقايد و گروههاي مرجع و مهم كه مورد اعتماد جامعه و مردم هستند نقش ميانجي براي انتقال اطلاعات وخبر و تحليل و تفسير و توجيه رااز مست رسانه به سمت مردم و كاربران و مخاطبان برعهده دارند و لذا تاثير سانه ها بر مردم مستقيم نيست بلكه از طريق همين نخبگان و گروههاي مرجع صورت مي گيرد .دراين نظريه اين ميانجي ها حكم دروازه بانان خبري را دارند كه واسطه ميان رسانه – مردم – جامعه هستند؛ "نظريه تزريق زير پوستي "hypodermic theory – بر آن است تا نشان دهد چگونه ماهيت رسانه و تاثيرات قوي آن منجربه تزريق اطلاعات و خبر وتحليل رسانه ها به زير پوست ذهني فكري مردم بدون هر گونه مقاومت و عكس العمل از سوي مردم ميشود.وفق اين نظريه مردم در برابر رسانه ها بي دفاع و منفعل و تسليم هستند ؛ "نظريه مارپيچ سكوت " spiral of silence theory – مبتني بر اين نظرمهم است كه برخي مردم ديدگاههايي دارند كه فكر مي كنند مورد علاقه ديگران نيست و لذا تمايل دارند وادار به سكوت شوند و ابراز علاقه و راي نكنند .اما درنقطه مقابل برخي گروهها وافراد قويا معتقدند ديدگاه هايشان مورد قبول است و لذا دائم ان ها را طرح مي كنند ، درنتيجه ، سكوت برخي ها و غوغاي برخي ديگر منجر به شكل گيري يك مارپيچ مي شود كه در ان برخي ديدگاهها حذف و برخي ديدگاهها حفظ مي شود و به عبارتي ما شاهد اقليتي پرصدا در رسانه ها و اكثريتي بي صدا در رسانه ها هستيم».
همه اين نظريه هاي هشت گانه رسانه (شامل: نظريه كاربرد وخشنودي و رضايت؛ نظريه وابستگي؛ نظريه تعيين دستوركار؛ نظريه ترويج يا كاشت؛ نظريه دروازه باني؛ نظريه جريان دو مرحله اي؛ نظريه تزريق زير پوستي؛ نظريه مارپيچ سكوت) هم در خدمت فهم ماهيت و كاركرد رسانه ها هستند وهم مي توانند براي «نقد طرز كار رسانه و نتايج عملكرد و تاثير رسانه بر مخاطب و جامعه » مورد استفاده قرار گيرند .
4- فيليپ اسميت و الگزاندر رايلي ( 1394 ) نظريه فرهنگي، محسن ثلاثي، تهران، انتشارات علمي ،540 صفحه.
*اين كتاب در حكم مباني فهم تمام نظريه هاي فرهنگي در علوم اجتماعي است و لذا هم براي "فهم ماهيت و جايگاه رسانه " كه نشانه فرهنگ مدرن معاصر است ، ضروري است و هم براي "نقد رسانه" . اين كتاب در 16 فصل اين نظريه هاي فرهنگي را در قابل اين مضمون به ترتيب زير بحث كرده است :
«فرهنگ در نظريه كلاسيك هاي علوم اجتماعي شامل ماركس،دوركيم، وبر و زيمل ؛ فرهنگ در نظريه پارسونز ؛ فرهنگ و ايدئولوژي در ماركسيسم ؛فرهنگ در نظريه ها ي اتنومتدولوژي وفنومنولوژي و كنش متقابل نمادين؛ فرهنگ در انسان شناسي دوركيمي ها ؛ ساختارگرايي و نشانه شناسي فرهنگي ؛ پساساختارگرايي فرهنگي ؛ ساختاريابي فرهنگي ؛ مطالعات فرهنگي ؛ روانكاوي و روان شناسي فرهنگي ؛ پست مدرنيزم فرهنگي ؛ نظريه انتقادي جديد فرهنگي ؛ نظريه ها ي فمنيستي و فرهنگي هويت ونژاد وجنيست؛ نظريه فرهنگي بدن ».
نظريه هاي فرهنگي موصوف هر چند در نگاه كلي بسيار انتزاعي و پيچيده هستند كه در كليت آن درست هم هست ؛اما اگر با نگاهي دقيق تر وجزيي تر به ان ها نگاه كنيم متوجه خواهيم شد كه از طريق موضوعات و مسايل اجتماعي فرهنگي اقتصادي ( و تا اندازه اي موضوعات سياسي حقوقي ) كه مورد بحث دراين نظريه ها است مي توان به « خاستگاه ها و خط سيرهاي نقد فرهنگي اجتماعي رسانه اي جامعه و فرهنگ مدرن كنوني » پي برد.لذا ازاين نظر نظريه هاي فرهنگي مطرح و جهاني اين كتاب مي تواند براي درس " مطالعات انتقادي ارتباطات و رسانه" مباني تئوريك و نظريه اي فراهم كند.
5- كريس باركر(1396 )مطالعات فرهنگي : نظريه و عملكرد، مهدي فرجي و نفيسه حميدي ، تهران، پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم ، 825 صفحه.
* كتاب باركردرحوزه مطالعات فرهنگي( خصوصا درمقايسه با تعداد زيادي كتاب ترجمه شده به فارسي دراين حوزه )كتاب مبنايي و نسبتا جامع آن هم به زبان فارسي شده است .حس كتاب اين است كه تمام نظريه ها ي موجود "مطالعات فرهنگي و رسانه " را با ذكرمصداق ها و نمونه هاي تجربي در« فرهنگ مدرن و پست مدرن و فمنيستني وسايبر كنوني » بحث نموده است .براي شاهد اين ادعا كافيست به فهرست مضامين فصول 14 گانه اين كتاب نگاهي بياندازيم :
«معرفي مطالعات فرهنگي؛فرهنگ وايدئولوژي ؛فرهنگ و دانش وچرخش زباني؛زيست شناسي فرهنگي و بدن ؛ بي نظمي نوين جهاني ؛ پست مدرنيزم ؛ سوژه و هويت؛ جنسيت و سوژه و بازنمايي؛ فرهنگ و شهر ؛نسل و جواني ؛ سياست فرهنگي » . ضمنا از اين ها مهم تر اين است كه 2 فصل كتاب باركر( فصول 10 و 11 ) به موضوع رسانه شامل " تلويزيون و متن و مخاطبان / فرهنگ رسانه ها ي ديجيتال" اختصاص يافته است .
روي هم اين كتاب نيز مباني خوبي براي « فهم فرهنگ مدرن و رسانه مدرن و تعامل و تقابل اين دو با جامعه و مخاطبان و كاربران و كنش گران »است .ضمن آن كه دراين كتاب مهم ترين مساله - مضمون مطالعات فرهنگي يعني " فرهنگ مردم پسند يا فرهنگ پاپ و پوپولار " ( يعني جهت گيري و شكل گيري فرهنگ از سمت پايين به بالا و از سمت جامعه و مردم عادي ومتعارف به سمت نخبگان و كارشناسان و حكومت ؛ بر خلاف فرهنگ والا و فاخر كه از سمت بالا يعني كارشناسان و نخبگان و متخصصان و حكومت گران و سياست ورزان به سمت پايين سرازير مي شود / و نيز آن چه مردم از محصولات فرهنگي هنري و كالاهاي فرهنگي و برنامه هاي فرهنگي و خدمات فرهنگي مورد علاقه ونيازشان به تشخيص سليقه و ذائقه و علاقه شان مي پسندند و آن هارا خود توليد مي كنند و خود شان هم مصرف مي كنند ؛ بدون دخالت متخصصان و نخبگان و كارشناسان فرهنگي و هنري حكومتي و غير حكومتي ) نسبت آن با رسانه نيز مشخص مي شود.
[منابع مطالعات انتقادي رسانه و كاربردهاي آن ها براي درس ]
دركنار اين متون ( كه حكم پايه را براي مطالعات انتقادي رسانه دارند ) بايد از متون تخصصي فارسي شده اي هم نام برد كه مرجع اصالي براي رجوع دانشجويان كلاس" مطالعات انتقادي رسانه" است .هر چند متاسفانه تعداد كتاب هاي تخصصي فارسي شده در حوزه مطالعات انتقادي رسانه و حتي مقالات و نوشتارهاي شبه مقاله اي ( تا جايي كه مدرس اين درس جستجو نموده است ) بسيار ناچيز است ؛ اما در عين حال من تلاش كرده ام تا مناسب ترين آن ها به دانشجوي كلاس معرفي شود. در زير مختصرا و درحد اشاره به معرفي اين متون مي پردازم.
(الف) ديويد بل(1389 ) درآمدي بر فرهنگ هاي سايبر ، مسعود كوثري و حسين حسني ،تهران، انتشارات جامعه شناسان ، 357 صفحه .
*اين كتاب مهم است - به لحاظ طرح نظريه هاي نو و مرتبط با " فرهنگ سايبر"يعني" فرهنگ رسانه اي شده ديجيتال واينترنتي و انلاين " و هم چنين ذكر نمونه هاي عيني از اين فرهنگ درحوزه هاي مهم در زندگي رسانه اي شده و اينترنتي شده كنوني ما كه شامل « كامپيوتر، بازيهاي كامپيوتري ؛ اجتماعات اينترنتي ؛ هويت ها ي اينترنتي شده ؛ هوش مصنوعي و رو بوت ها و سيبورگ ها ؛ خرده فرهنگ هاي هكري » مي شود .دراين كتاب هم چنين " مسايل روش – پژوهش در فضاي سايبر خصوصا مطالعات اينترنت " نيز معرفي و بحث شده است .
با وجود اين كه خواندن اين كتاب - هم به لحاظ حجم اطلاعات فني و جديد در آن و هم چنين به خاطر كيفيت پايين طراحي و لي اوت بد قواره و فرم نازل نشر كتاب - چندان راحت نيست ؛ اما محتواي پيشرفته آن خصوصا براي فارسي زبان ها كه به چنين منابع فارسي شده كم تر دسترسي دارند يك غنيمت است . به ويژه اين كه از لابلاي مطالب فشرده و زياد اين كتاب مي توان به "رگه هاي نقد رسانه خصوصا نقد رسانه اينترنتي شده " پي برد.
(ب) هانو هارت(1392) مطالعات انتقادي ارتباطات: ارتباطات،تاريخ و نظريه درآمريكا،سيدمحمد دادگران ، تهران، نشرعلم،356 صفحه.
* اين كتاب ربط مستقيم با موضوع "مطالعات انتقادي رسانه " دارد و جزو معدود كتابهاي اين حوزه است كه به زبان فارسي ترجمه شده است . با اين وجود كتاب هانو هارت صرفا اطلاعات تئوريك(ان هم نه در حد تئوري هاي نو و پيشرفته كه مورد نياز ما و مدنظر ما دراين درس است و نه در سطح تحليلهاي قوي و عميق و دقيق ) در اختياردانشجو مي گذارد و ازاين لحاظ مطالعه آن براي كلاس و كنفرانس درسي دانشجو مناسب است . به ويژه اين كه محتواي كلي و عمومي مباحث اين كتاب براي تكميل و توسعه دادن سر خط هاي " نقد رسانه و سيستم سخت افزاري ونرم افزاري و نيز انسان افزاري و سازمان افزاري ارتباطات " سودمند است .
فهرست فصلهاي كتاب به خوبي هدف و محتواي "مطالعات انتقادي ارتباطات " از منظر فرهنگ امريكايي را نشان مي دهد: « تعريفي در مسايل ارتباطات و تاريخ و نظريه ؛ در كشف ارتباطات – عمل گرايي وپيروي از نقد اجتماعي ؛ چشم پوشي ازتاريخ – پژوهشهاي ارتباط جمعي و انتقاد اجتماعي ؛ مقدمه اي بر ايدئولوژي – نظريه انتقادي و نقد فرهنگ ؛ درك هژموني مطالعات فرهنگي و بازيابي انتقادي ؛ در مكان يابي علايق انتقادي – پژوهشهاي ارتباطي ميان عمل گرايي و ماركسيسم ».
[ پي نوشت 1 : راهنماي عملي پژوهش كلاسي دانشجو ]
*با توجه به اين كه بخشي از فرايند يادگيري كلاسي " انجام دادن سرچ اينترنتي" موضوعات كلاسي (عمدتا به زبان انگليسي و درصورت لزوم و حسب مورد به زبان فارسي ) و هم چنين " انجام دادن رسرچ پژوهشي " ( در باره مسايل و وضعيت فرهنگ رسانه اي ايران كنوني ) است ؛ لذا از دانشجويان انتظار و توقع مي رود براي رسرچ يا پژوهش كلاسي خود از اين الگو استفاده كند :
1- انتخاب مساله – موضوع از سوي دانشجو براي كنفرانس كلاسي + رسرچ و پي پر كلاسي
** دانشجو مي تواند موضوع خود را ازميان "پلات فرم هاي رسانه اي " ( راديو،تلويزيون،ماهواره،موبايل، سينما، ، تئاتر،اينترنت،نشريه،كتاب) انتخاب كند.
*** دانشجو هم چنين مي تواند موضوع خود را ازميان "ژانر فرم هاي رسانه اي " ( فيلم،انيميشن،سايت و وبلاگ،ويدئوكليپ،شبكه هاي اجتماعي،بازي هاي كامپيوتري، سريالهاي تلويزيوني،آگهي هاي تجاري تلويزيوني ، ،شوهاي تلويزيوني ، برنامه هاي سرگرمي ماهواره اي ، تيزرها ي تبليغاتي، آنونس فيلم ، سيستم نمايش خانگي و...) انتخاب كند.
2- استفاده از تكنيك literature review (مرورادبيات)براي اطلاع از محتواي«كتابها ،مقالات،طرحهاي پژوهشي ، اسناد و گزارشات كارشناسي » منتشرشده در ايران در مورد موضوع پژوهش مورد نظردانشجو .
3- استفاده از تكنيكsystematic review (مرورنظام يافته)براي تحليل منتظم محتواي ادبيات يافته شده و تنظيم پي پر كلاسي ( مقاله كلاسي دانشجو) .
4- استفاده ازتكنيك پي پر نويسي paper writing ( مقاله كلاسي دانشجو) . پي پركلاسي دانشجو ( در حد سه هزاركلمه ) بايد حاوي اين اطلاعات باشد:« مقدمه – مساله- پرسش ها- روش – مرور ادبيات – مرورنظام يافته – نقد و ارزيابي - سنتز- منابع ».
5- استفاده ازرويه پاورپوينتي براي پرزنت پي پر ( مقاله كلاسي دانشجو).
[ پي نوشت 2 : معرفي منابع خواندني ديگربراي كنفرانس هاي كلاسي دانشجو ]
*اين ها منابعي مرتبط هستند كه مي توان از آن ها براي كنفرانس هاي كلاسي دانشجو استفاده كرد
( فهرست اين كتاب ها ازمطلب مندرج در"سايت سياستگذاري فناوري ونوآوري- ابوالقاسم بيات http://abayat.ir/post/144 گرفته شده است ) .
1- هيوبرت دريفوس ( 1383 ) نگاهي فلسفي به اينترنت ، علي ملايكه ، تهران، گام نو.
2- دانا هاراوی( 1386) مانیفست سایبرگ: فمینیسم در روابط اجتماعی علم و فنآوری، امین قضایی، تهران، گلآذین.
3- مایکل هایم( 1390) متافیزیک واقعیت مجازی، سروناز تربتی، تهران، رخداد نو.
4- جورج میرسون( 1393 ) هایدگر، هابرماس و تلفن همراه، محمود مقدس، تهران، شرکت نشر افسون خیال.
5- کیرُن اُهارا( 1393 ) افلاطون و اینترنت، محسن محمودی، تهران، شرکت نشر افسون خیال.
6- گوردن گرام( 1393 ) جستاری فلسفی در ماهیت اینترنت، محمدرضا امین ناصری، تهران، کویر.
8- فیلیپ برتون(1382)آیین اینترنت: تهدیدی برای پیوند اجتماعی؟ ، علی اصغر سرحدی و ن. جمشیدی. تهران،امیرکبیر.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 