تبارشناسی آینده یک تحول فرهنگی :
ظرفیت – توان" آزادی گفتگوی آکادمیک " دراجتماع علمی ایرانی اسلامیa
( عصرسنت : 2 - 12 ه ق / 8- 18 م )
سید محمود نجاتی حسینی (خراساني )b
خلاصه بحث e
آن چه در آینده (های ) باز و گشوده از علم ورزی – پژوهی در جهان ایرانی اسلامی ما رخ خواهد داد ، بستگی زیادی به سرشت و سرنوشت پیشینه تاریخی اجتماعی علم ورزی – پژوهی – آموزی پیشینیان ما در این تمدن خواهد داشت . به عبارتی تحول فرهنگی آتی در جهان علم ورزی در ایران اسلامی ثمره تاریخیت آن است . زین سبب ما نیازمند تبارشناسی این تحول فرهنگی برای حدس زدن آینده های آن هستیم. بحث حاضر دقیقا به این پروبلماتیک وفادار است.
باری ، همان گونه که گفتیم، بخش مهمی از پویایی و پایایی دانشگاه مدرن ، علم ورزی و علم پژوهشی پیشرفته و نیز توسعه و تداوم سنت حسنه استاد- شاگردی حاصل خیزرا می توان ومی بایددر"حضوروغیاب"عامل تاریخی اجتماعی مهم وموثر"آزادی گفتگویی آکادمیک " academic discursive freedom جست ؛که در اصل و اساس به معنای دست بازبودن ذهنی و فکری بی قید شرط دانشمندان واصحاب دانشگاهی برای پیش برد برنامه های آموزشی علمی پژوهشی دانشگاهی شان(از آزادی در تدریس ، تحقیق ، تالیف تا آزادی در گفتگو، بحث ، انتقاد و ارائه راهبرد)است.
به این معنا بازتولید تاریخی اجتماعی هرگونه زیست بوم علمی فکری اصیل و حقیقی(از فضاهای اجتماعی علمی خرد دانشگاهی مانند کلاس درس و حلقه های بحث علمی و نشست های علمی تا فضاهای اجتماعی میانه وکلان مانندانجمن های علمی وموسسات پژوهشی بزرگ ودانشگاه های جهانی و ...)را باید در بود و نبود اصل آزادی گفتگویی آکادمیک سراغ گرفت.
باری،چنان چه بخواهیم به سرشت و سرنوشت جامعه شناختی این اصل درفضاهای علمی آکادمیکی "تمدن ایرانی اسلامی" درعصر سنت(سده های دوم تا دوازدهم هجری قمری/هشتم تاهیجدهم میلادی)پی ببریم شاید مهم ترین استراتژی پژوهشی این باشد که مساله مان را تاریخی اجتماعی طراحی کنیم و پرسش کنیم که:
«چرا وچگونه وبه وساطت کدام گروه های فکری اجتماعی اصل آزادی گفتگویی آکادمیک در تمدن ایرانی اسلامی عصر سنت دستخوش منحنی سینوسی– فراز و فرود و موفقیت و شکست همراه بااعتلای گفتگو وانحطاط گفتگو– شده است ؟» .
پاسخ تاریخی اجتماعی که برای این پرسش فراهم می شود می تواند برای این پرسش مستقل ازمحدوده بررسی دراین مقاله حاضر نیز مبنی بر این :" این منحنی سینوسی چراو چگونه برسرشت وسرنوشت اصل آزادی گفتگویی آکادمیک درایران اسلامی عصرآستانه مدرنیته(سده های نوزدهم و بیستم میلادی)موثرواقع شده است ؟ " پاسخ هایی تاریخی اجتماعی تدارک دهد.
به هرحال اگر بخواهیم به پرسش اصلی مان دراین مقاله برگردیم نیازمند یک مفروض مبنایی تاریخی اجتماعی هستیم تا بتوانیم آن را راهنمای فراهم نمودن پاسخ کنیم.به نظر من بر حسب مطالعات تاریخی اجتماعی در دسترس و فراهم شده شاید معقول ترین "مفروض تقریب به امرواقع" FACTUAL HYPOTHESES آن هم با اتکای به دیسیپلینی چون "جامعه شناسی تاریخی شناخت"HISTORICAL SOCIOLOGY OF KNOWLEDGE این باشدکه بگوییم:
«حلقه اجتماعی علم و فلسفه وگروه اجتماعی فیلسوفان و دانشمندان نزدیک ترین نیروی فکری به امرآزادی گفتگویی بوده اند؛ حال آن که حلقه های اجتماعی عرفانی،فقهی،کلامی،الاهیاتی به عنوان دورترین مشرب فکری به امرآزادی گفتگویی ایفای نقش کرده اند،و ادیبان نیز به عنوان فرزانگان در میانه این دو گروه واقع شده اند ».
هر چتد با وجودکم ترین داده های تاریخی اجتماعی از این دست که دردسترس برای بازخوانی عصرهای تاریخی ایران باستان و ایران اسلامی باشد نمی توان توقع زیادی برای داشتن یک دورنمای تاریخی جامع و کامل کمی از مساله آزادی گفتگویی آکادمیک داشت؛اما درعوض می توان از همین اندک داده،انتظار تحلیل هایی استنباطی کیفی داشت از جنس تاریخ اجتماعی فرهنگی در نسبت با این مساله که بتواند روشن گر وضعیت کنونی گفتگوی آکادمیک و آزادی اکادمیک نیز باشد.
کلید واژه ها
تبارشناسی تحول فرهنگی ، علم ورزی در ایران اسلامی ، ظرفیت – توان" آزادی گفتگوی آکادمیک.
a داده های این بحث برگرفته از طرح مطالعاتی نگارنده است با عنوان " شهروندی دانشگاهی گفتگویی در ایران " که درسال 1396-1397 در "پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی" ( وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ) www.iscs.ac.ir و با حمایت مالی پژوهشی پژوهشکده مزبور انجام شده است .
b استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی / پژوهش گرمیهمان در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی .
e این بحث برای ارائه به "همایش بین المللی آینده جهان اسلام در افق 1414 ش / 2053 م " ( 8 و 9 اردیبهشت 1398 – دانشگاه تهران ،دانشکده حقوق وعلوم سیاسی ) عرضه شده است .
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 