"معاصريت" درمقام" نقد فرهنگي" :
" الاهيات عرفانی واخلاق - متافیزیک پست مدرن"حافظ
سيد محمود نجاتي حسيني(خراساني )
(پژوهشگر در فلسفه اجتماعي دين* )
[از ننگ، چه گویی ، که مرا ، نام ، ز ننگ است / وز نام ، چه پرسی ،که مرا ، ننگ ، ز نام است ]
مساله بحث
"معاصريت"contemporaneity را چگونه مي توان در"فرمت ايرانيتي- اسلاميتي" آن فهم نمود؟ جاپای آن در چه مواضع معرفتی عقیدتی است؟ ودر نزد کدام اندیشه ورزی نیز می توان آن را یافت ؟ اين پرسش سه وجهی به هم وابسته انگيزه و دغدغه روي آوردن من به نوشتن اين نوشتاراست.مفروض مبنایی هم که پاسخ ها را باید با ان هم ترازکنم این است:" ادبیات کلاسیک پارسی و ژانرالاهیاتی- عرفانی آن موضعی است که معاصریت درآن جا پا دارد و این امرنیز از طریق نقد فرهنگی دینی میسر شده است ".
اما اين را نيز نیک مي دانیم كه پاسخ به اين پرسش به دوپيش شرط مهم وموثروابسته است:اول- ارائه سنتزي ازتعابير رايج درباب مفهوم "معاصريت"؛واين كه بالاخره درميانه غوغاي تعابيرآكادميك(تعابيرعلمي فلسفي)وروشن فكرانه(تعابيرهنري ادبي ژورناليستي)ازمفهوم "معاصريتي" كه ظاهرا ساخته و پرداخته ذهن جورجيوآگامبن فيلسوف معاصرايتاليايي استa ،به كدام برداشت بايد آويزان شد.دوم- ارائه برداشت مورد نظرمولف از مفهوم "معاصريت" ـ آن گونه كه شايسته و بايسته يك پژوهش اصيل و بديع است ونيز نشان دهنده مسئوليت اخلاقي مولف است در قبال وظيفه معرفتي فكري كه براي روشن نمودن يك مفهوم ويا يك راي ويك نظريه و يا يك خوانش نو دارد.لذا من تلاش مي كنم به هردو پيش شرط درحدصرفه جويي معقول ومنطقي آن بپردازم.
به اين منظورساختارنوشتارحاضراين گونه مرتب شده است:ابتدا منظورنهايي آگامبني از"معاصريت" منتظم مي شود ؛ آن گاه منظر مبنايي من از"معاصريت" منقح مي شود؛سپس"فرمت ايرانيتي- اسلاميتي"كه پايه مساله اين نوشتار است معرفي مي شود. سپس تر،شان نزول پرداختن به مقام "نقد فرهنگي و اجتماعي" از/ درجايگاه "معاصريت" به اتكاي ادبيات پارسي كلاسيك توضيح داده مي شود؛آن گاه مقام ومرتبت "نقد ديني" براي فهم "معاصريت انديشه ورزي ادبي" فردي متفرد هم چون خواجه "حافظ" شيرازي " اديب حوزه عمومي" در سده 13 ميلادي توجيه مي شود.دست آخر نيز نشان داده مي شود چرا وچگونه مقام ومنزلت و فرم ومحتواي "نقد گرايي فرهنگي و اجتماعي" را بايد نشانه نوعي "معاصريت " براي "زمانه – زمينه ما" دانست .
* [" فلسفه اجتماعی دین"social philosophy of religion با چند پرسش مهم و موثر برای" مطالعات دین"religion studies سرو کار دارد : ضرورت اجتماعی حضور دین چیست؟ چرا و چگونه دین باید درزیست جهان کنشگران اجتماعی حضور اجتماعی داشته باشد؟خاستگاه و ماهیت مناقشات و منازعات و چالش های اجتماعی اساسی دین چیست؟ بهترین صورت ایدئال حضور دین در جامعه چیست؟ دین گرایان چگونه کنش اجتماعی دینی باید داشته باشند ؟.]
a بنگريد به :
- جورجيوآگامبن(1389 ) معاصر چیست؟امیرکیانپور،تهران،گام نو.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 