[جامعه شناسی و الاهیات ]
سید محمود نجاتی حسینی(خراسانی)
[مدیر بخش جامعهشناسی دین، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران]

جستارمنتشره درسایت موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران دی 1404
https://isr.ut.ac.ir/fa/w/-9-34?redirect=%2Farticles
انسان-دین-خدا-جامعه-فرهنگ: نگاهی به مواجهه جامعهشناسی و الاهیات | سید محمود نجاتی حسینی
مقدمه
مضمون مقاله حاضر توصیف مقدماتی اما مبنایی مکانیزم علمی تعامل دودانش مهم و موثر در «دینپژوهی» است: «جامعهشناسی دین» و «الاهیات». این توصیف بر مبنای منطق علوم اجتماعی صورت میگیرد و تلاش شده تا درفرایند نظریهمندی و روش شناختی آن ملاحظات علمشناسی فلسفی (فلسفه علم) و فلسفه علوم انسانی اجتماعی نیز لحاظ شود. نهایت سعی نیز انجام شده است تا این فرایند در مظن بهره مندی از ادبیات ایدئولوژیک قرار نگیرد.
بخش اول: فضاهای مفهومی امرالاهیاتی و دانش های الاهیاتپژوهی
[1] مساله بحث
«دینپژوهی»religion study مدرن علمی و آکادمیک به لحاظ مجهز بودن به منطق علم و روش پژوهش انتقادی همواره وهمچنان درمظن اتهام دامن زدن به سکولاریته secularite یا دنیوی شدن (بصورت دین پرهیزی ودین گریزی و دین هراسی) ولاییسیته laicite یا دنیاگرایی (به شکل دین ستیزی و دین زدایی) بوده است. به تبع این و درهمین سویه «علوم اجتماعی دین» social sciences of religion نیز که مشتمل است بر دانشهای تاریخ ادیان، جغرافیای دین، روانشناسی اجتماعی دین، انسانشناسی دین، مطالعات فرهنگی دین و به ویژه جامعهشناسی دین؛ بیشتر در معرض این اتهامات و چالشها قرار گرفته ست.
ازاینرو با توجه به چالشهای مناقشه برانگیز وگاه منازعه آمیزی که مباحث جامعهشناسی دین در ساحت نظریه ای و روشی و پژوهشی و میدان اجتماعی فرهنگی زندگی دینی با آن مواجه شده است وخصوصا با لحاظ این که این چالشها دربرخی مواقع ومواضع - از جمله در سپهر زیست جهان دین باوران و اجتماع دین ورزان و جماعت معتقدان نیز درسطح نهادهای سنتی مانند کلیسا و مسجد و کنیسه و مدارس علمیه دینی و مراکز روحانیت - منجربه بروز انتقادات ومخالفتهای نظری و عملی با آموزش وپژوهش و ترویج مباحث جامعهشناسی دین و یا ایجادمحدودیت ها برای توسعه این دانش تخصصی مهم در مطالعات دین شده است، لذا شایسته است بنحو علمی وآکادمیک زمینه های تئوریک برای مواجهه منطقی بااین چالشها فراهم شود.
این تلاشهای علمی به ویژه برای رفع ظن ها و اتهاماتی که کلیت جامعهشناسی را یک امر پوزیتویستی سکولار و جامعهشناسی دین را یک الاهیات سکولار میدانند! کاربردی است واین نوع مطالعات روشنگرانه انتقادی راهبردی نیز مثمرثمراست وقطعا منجربه مسیری علمی برای ایجادیک گفتگوی توافقی تفاهمی تعاملی میان «الاهیات و جامعهشناسی» درسطح دو نهاداجتماعی فرهنگی مهم مرتبط بادینپژوهی یعنی: آکادمیا (دانشگاه علمی) و اسکولا (حوزه های علمیه دینی) خواهد شد.
[2] مضمون بحث
پیش از شروع توضیح مضمون بحث، منطق علم اجتماعی ایجاب میکند تا منظور وتعابیرمان از مفاهیم کلیدی مورد وارسی در این مقاله را روشن کنیم. منظور ما البته تعریف مفاهیم نیست، چرا که درعلوم اجتماعی تعریف جامع و مانع از یک مفهوم به سبک وسیاق ممکن شده در علوم طبیعی تجربی (فیزیک و شیمی و زیستشناسی) وعلوم منطقی (ریاضیات) میسر نیست؛ واگر میسر باشد بازبسی سخت است و اگرتعریف هم محقق شود باز این تعریف محل مناقشه فکری ومنازعه زبانی اجتماع علمی است، بلکه ترسیم فضایی مفهومی شکل گرفته پیرامون یک مفهوم است که به صورت منظومه ای معنا و ماهیت آن مفهوم را شکل میدهد؛ دست کم در معنایی که یک محقق در پژوهش خود با آن روبروست. روی هم ترسیم فضای مفهومی فنواژه های تخصصی در یک مطالعه ازجمله مقاله حاضر هم راهبردی است-یعنی به بینش مطالعه جهت فکری ونقشه راه بررسی لازم را میدهد– وهم کاربردی است– یعنی روش مطالعه را غنی میکند؛ و درنهایت اینکه با دراختیار داشتن فضای مفهومی میتوان ابعاد و وجوه و مولفه ها وشاخصهای یک مفهوم کلیدی را برای پژوهش تجربی آماده کرد.
در پرتوی آنچه گفته شداکنون میتوان خوشه مفاهیم کلیدی را که باید فضای مفهومی شان را ترسیم کنیم مشخص کرد. این خوشه عبارتست از: «امراجتماعی، امردینی، امردینی اجتماعی، امراجتماعی دینی، جامعهشناسی دین، جامعهشناسی دینی، امرالاهیاتی، الاهیات، الاهیات اجتماعی، فلسفه اجتماعی الاهیات، فلسفه اجتماعی دین، جامعهشناسی الاهیات و جامعهشناسی الاهیاتی». منظورمان از این خوشه مفاهیم درادامه بحث روشن خواهد شد. پیش ازآن البته باید به این نکته مهم وکلیدی برای بحث اشاره شودکه حتی برخی ازعناصراین فضای مفهومی نیز همچنان میتواند محل چالش فکری برای اجتماع علمی اصحاب علوم اجتماعی وحلقه اجتماعی الاهیات پژوهان باشد. امری که بخشی از طبیعت منطقی کارعلمی وگفتگوی آکادمیک است؛ اما اجازه دهید در جهت تداوم بحث اصلی مان به ترسیم این فضای مفهومی برگردیم.
[3] فضاهای مفهومی امردینی
ابتدااز «امراجتماعی، امردینی، امردینی اجتماعی، امراجتماعی دینی» شروع میکنیم که نقطه ارشمیدسی هرگونه بحثی درباره «دین وجامعه» است. منظور از «امراجتماعی "the social مفهوم-پدیده هایی است مانند: حوزه عمومی، جامعه مدنی، همبستگی، وفاق، تغییر، تحول، پیشرفت، پسرفت، تضاد، تکامل، گروه، جمعیت، جماعت، طبقه، نسل، هویت، جنسی، نژاد، قومیت، زبان، مذهب، نهاد، کنش، ساختار، سازمان، جنبش، پویش، مشارکت، اعتمادومانندآن. منظورمان از «امر دینی "the religious نیز: باور-ایستار-رفتار-تجربه دینی (دین باوری، دین ورزی، دین زیستی، دین گرایی، دین دانی، دین خویی)؛ نهاد-سازمان دینی (روحانیت وحوزه های علمیه دینی)، گروهبندی های دینی، آیینهای مذهبی، متون دینی، معارف دینی وشکلبندیهای دینی است.
به یک معنای دیگرامردینی درحقیقت دو وجهی است: بافتاری (عینی) ومتنی (ذهنی). وجه بافتاری امردینی مشتمل است برساختارهاونهادهاوسازمانهاوسازه های مرتبط با امردینی که بصورت عینی مشاهده پذیر تجربی اند وهم چنین کنشهای پیوندخورده با امردینی ورفتار دینی وایستار دینی وتجربه زیسته دینی واخلاق دینی که آنها نیز ملموس و محسوس اند؛ اما وجه متنی امردینی مشتمل است بر متون و معارف دینی وادبیات دینی که حاوی معانی و اموزه ها والگوها وتفسیرهایی از امر دینی اند. باورمندان و مسجد و کلیسا و کنیسه و معبد و زیارت گاه و زایر و آیینهای مذهبی و مشارکت کنندگان دراین آیین ها وجماعات مذهبی و نیزنهاد-سازمان-صنف-گروه-طبقه اجتماعی روحانیت و مدارس دینی و حوزه های علمیه دینی و مانند ان بخشی از وجه بافتاری-عینی امردینی اند. نیز در وجه متنی- ذهنی امر دینی هم میتوان از متون مقدس ادیان ابراهیمی و آسیایی (تورات و انجیل و قرآن / اوپانیشادهای هندی واوستای زرتشتی و دمه پادای بودایی و زبور مانی) و تفاسیر متون مقدس ومعارف دینی و ادبیات حاوی معانی دینی نام برد.
اما منظور از دومفهوم–پدیده ترکیبی مهم یعنی «امردینی اجتماعی » the religiou-social و «امراجتماعی دینی "the socio- religious نشان دادن مکانیزمی است که از خلال و بواسطه آن یک امردینی در بافتار جامعه جایگیرمیشود و از خصایص وشئونات ومقتضیات جامعه متاثرمیشود ونهایتا شکل یک «امردینی اجتماعی» را بخود میگیرد. هم چنین میتوان بر عکس روال قبل از شکلی دیگر ازاین تاثیرپذیری تحت عنوان «امراجتماعی دینی» یاد کرد، یعنی زمانی که امراجتماعی درمواجهه با امردینی ازخصایص وشئونات ومقتضیات امردینی متاثرمیشود. با وجود این تفکیک نظریه ای اما در بافتار واقعیت اجتماعی، امراجتماعی دینی وامردینی اجتماعی درهم تنیده شده اند و امکان متمایز سازی انها سخت است. لذا ازلحاظ ازمنظرهستیشناسی اجتماعی social ontology ، که با بررسی شکلبندیهای واقعیت عینی تجربی تاریخی (مانند ساختار وکنش و طبقه و گروه و نهاد وسازمان) سروکاردارد، هستی های اجتماعی چون مناسک دینی، آیینهای مذهبی، جماعت های مذهبی، اجتماع دینی، فرهنگ دینی، باورهای دینی، رفتارهای دینی، دین پذیری، دین گریزی، دین پرهیزی، دین هراسی، دین ستیزی، تبلیغ وترویج دینی، اخلاق دینی، نیکوکاری دینی همگی نمونه هایی از «امردینی اجتماعی» و «امراجتماعی دینی» اند.
اما دودانش تخصصی اصلی ومهم وموثر که متکفل بحث علمی وگفتگوی آکادمیک درباره امردینی هستند و مکمل و متمم هم نیز محسوب میشوند عبارتنداز : «جامعهشناسی دین»sociology of religion و «جامعهشناسی دینی» Religious sociology. میتوان گفت دانش اولی یعنی جامعهشناسی دین- که ازلحاظ آکادمیک پذیرفته تر است و پرکاربرد ورایج تر است– به نوعی با نگاه اجتماعی به امردینی (وجوه بافتاری ومتنی) سروکار دارد. ولی دانش دومی یعنی جامعهشناسی دینی – که محل مناقشه فکری است و احتمالا نیز از لحاظ آکادمیک هم پذیرش کمتری دارد و معمولا کمتر هم به کارگرفته میشود- با نگاه دینی به جامعه مرتبط است. نگاه اجتماعی به امردینی منجر به رواج نظریه های اجتماعی دین در دو سنخ تبیینی (جامعهشناسی دین مارکسی و دورکیمی) و تفسیری (جامعهشناسی دین وبری و زیملی) آن شده است.
هرچندیک سنخ از «جامعهشناسی تاریخی دین و ادیان» هم- که ماکس وبر به صورت خاص آن پیشاهنگ چنین رهیافتی است–وجود داردکه سوژه اصلی آن نگاه تاریخی اجتماعی به تکوین و توسعه امر دینی در بافتارتاریخی فرهنگی و اجتماعی یک جامعه یا یک تمدن (یهودی- مسیحی، اسلامی- ایرانی، هندو-چینی) و فراز و فرود امردینی دربستر زمان- مکان (جای گاه) است. از لحاظ کلیت شناختی و شناختشناسی (اپیستمولوژی) و با لحاظ نگاه های تاریخی، اجتماعی فرهنگی، سیاسی حقوقی واقتصادی همزمان و متحد به امردینی بعنوان یک پدیده تام (در اصطلاح مکتب دورکیمی آن) میتوان از دانش جامع «علوم اجتماعی دین»social science of religion نیز نام برد. آنگاه این دانش جامع الاطراف شامل همه نگاههای ناشی از علوم اجتماعی به امردینی میشود، منظورکلیتی است متشکل ازدانشهایی چون: انسانشناسی دین، جمعیتشناسی دین، روانشناسی اجتماعی دین، اقتصاد سیاسی دینی، جغرافیای تاریخی دین، تاریخ ادیان، مطالعات فرهنگی دین و نهایتا ملکه این علوم یعنی: جامعهشناسی دین.
اما جامعهشناسی دینی در معنایی که گفتیم نگاه خاص تری به امردینی در جامعه دارد. منظورنگاهی است از درون ("امیک "در اصطلاح انسانشناسی آن) به وجوه بافتاری ومتنی امردینی، درست متفاوت از نگاه برونی ("اتیک " در اصطلاح انسان شاسی آن) که درجامعهشناسی دین به امر دین درجامعه وجود دارد. اجازه دهید از منظر دیگری هم به این تفاوت درنگاه اشاره کنیم. درنگاه جامعهشناسی دین، سوژه اصلی بحث به صورت توصیف وتبیین و تفسیرچیزی نیست جزهمان «امر دینی اجتماعی» یعنی امردینی که بعنوان متغیرمستقل کمی و یا کیفی متاثر از خصایص جامعه و ویژگی های ساختاری–نهادی – سازمانی آن شده است و دیگر یک پدیده ناب ومحض نیست. این درحالی است که درجامعهشناسی دینی، برعکس، سوژه اصلی بحث به هنگام توصیف و تبیین وتفسیرامر دینی عمدتا متوجه «امراجتماعی دینی» است، یعنی خصایص ساختاری نهادی سازمانی جامعه که بعنوان متغیر وابسته تحت تاثیر امردینی بعنوان متغیر مستقل قرار میگیرند.
با توجه به این که هر دو رویه امر دینی– امردینی اجتماعی وامر اجتماعی دینی– عملا در فرمت پدیده اجتماعی تام وابسته به هم هستند و تفکیک انها درمیدان زندگی اجتماعی دینی وفضای دینی اجتماعی ممکن نیست، لذا در عمل و به هنگام مطالعه وپژوهش و وارسی وجوه بافتاری و متنی امردینی این هردونوع دانش- یعنی جامعهشناسی های دین و دینی- مورد نیاز هستند. تجربه مطالعات و پژوهشهای جامعهشناسی امردینی نیز درسطح جهانی و ملی آن البته نشان میدهد که به هنگام مواجهه دین پژهان با امردینی درجامعه و درسطح گروههای اجتماعی متنوع جامعه، آنچه تحت عنوان باورهاورفتارهاوتجربه های دینی مطالعه شده است عمدتا ترکیب و برآیندی از این دو (امراجتماعی دینی و امردینی اجتماعی) بوده است.
بعنوان نمونه در مطالعه مناسک و شعایر و آیین های مذهبی هم امراجتماعی حضور دارد بعنوان فرم-ساختار ابراز و تجلی باورهای دینی و هم امر دینی بعنوان محتوای ایین های مذهبی دیده میشود. در رفتارهای دینی مانند خواندن دعا و زیارت رفتن و نماز خواندن و اعتکاف انجام دادن و اعمال و مناسک حج نیز فرم اجتماعی و محتوای دینی نیز در هم تنیده شده اند. در مناسک تعزیه خوانی وسوگواری های مذهبی و شعایری چون نوحه و مرثیه و سینه زنی در آیینهای عاشورایی ماه محرم و صفر اسلامی شیعی هم این درهم تنیدگی امر اجتماعی – دینی بوضوح قابل مشاهده است. در آیین پرجمعیت راهپیمایی اربعین هم – که تلفیقی از فرم اجتماعی و محتوای دینی و نیز فرم دینی با محتوای اجتماعی است - این ادغام شدگی دینی-اجتماعی بخوبی مشاهده میشود.
در حد اشاره فعلا میتوان گفت که در نسخه بومی محلی که علی شریعتی مزینانی اسلام پژوه معاصر (1312- 1356 ش) از مفهوم-پدیده های اسلامی شیعی اجتماعی شده ، مانند امت و نبوت وامامت وشهادت وحج و زیارت و دعا و مهدویت ارائه میدهد ، نیز میتوان تا اندازه ای رد پای نوعی «جامعهشناسی دینی» را حس کرد. هر چند در مجموعه آثارحجیم و گسترده شریعتی مزینانی (که عمدتا در فرمت سخنرانی های پر آب و تاب ایدِئولوژیکی بیان شده وسپس توسط دانشجویانش مکتوب ومنتشرشده است) او واژه جامعهشناسی دینی را به کار نمیگیرد اما او به دفعات وبه هنگام استناد وارجاع به مارکس و وبر و دورکیم (و نه زیمل- که شریعتی ازو مطلع نیست!) از جامعهشناسی دین و مذهب نام میبرد. افزودنی است که شریعتی مزینانی در بسیاری از تحلیل هایی که رنگ وبوی جامعهشناسی دینی واسلامی وشیعی دارد نیز از الگوهای جامعهشناسی دین دورکیم و وبر استفاده میکند. ضمن آن که برخی از آرای او در همین مواضع نیز ذیل «جامعهشناسی اسلام و تشیع» قابل گنجاندن است.
اما برگردیم به بحث از امردینی درجامعهشناسی. درهمه این مصداق های جامعه شناختی که از زیست جهان دینی کنشگران امردینی گفته شد «جامعهشناسی های دین و دینی» به کارگرفته میشوند وامکان تلفیق نسخه های متنوع از جامعهشناسی دین (مارکسی–دورکیمی و وبری– زیملی) فراهم است. بااین وصف بصورت خاص آن در این جا وبه هنگام حث از فرم- محتوا این جامعهشناسی دین و دینی گئورگ زیمل است که مناسب برای تحلیل فرم ومحتوای امر دینی – اجتماعی است. در این جامعهشناسی تلفیقی از امردینی، زیمل دیالکتیک رفت و برگشت و حالتهای متنوع و متکثر از تبدیل و ترکیب و تحول و تغییر «فرم اجتماعی– محتوای دینی» و «فرم دینی– محتوای اجتماعی» را مدنظر قرار داده است.
[4] فضاهای مفهومی امرالاهیاتی
چیست آنچه می نامندش: امرالاهیاتی؟این پرسش ، که به سبک هایدگری پرسیده شده است، آستانه شناختی ورود به فهم ماهیت دانشهای تخصصی مرتبط با امرالاهیاتی است: «الاهیات، الاهیات جامعه شناختی، جامعهشناسی الاهیات، جامعهشناسی الاهیاتی، الاهیات اجتماعی وفلسفه اجتماعی الاهیات». کلید ورود به بحث نیز وارسی امر الاهیاتی است. امرالاهیاتی the theological درادیان ابراهیمی وبرحسب ماهیت آن شامل مفهوم-پدیده هایی است مانند: صفات جلال وجمال وکمال وجباریت و رحمانیت و علمانیت واقتدارخداوند خالق ، وحی، ایمان، معاد، رستاخیز، عدل الاهی، آخرت، ملکوت و فرشتگان، رسالت الاهی و نبوت، رستگاری، رهایی، مشیت الاهی، معجزه، ملکوت، خلقت، روح، بشارت وانذار، وعده، عذاب وعقاب وعتاب و پاداش، گناه، بخشش، شفاعت و تقدیر الاهی. امرالاهیاتی درنسخه ونگرش وبینش پیچیده متافیزیکی اش در مجموع با گره گشایی ازمعمای سخت وپیچیده و هنوزحل ناشده مساله سرشت وسرنوشت خلقت عالم وآدم وهستی وطبیعت سروکاردارد. برخلاف تصور و تبلیغات فیلسوفان علم، این نه علم پیچیده و پیشرفته فیزیک، که دانش سخت فهم الاهیات است که هم چنان گیج کننده است !
دانش مرتبط با شناخت امرالاهیاتی نیزبه صورت سنتی وآکادمیک آن الاهیات (تئولوژی در فرهنگ یهودی مسیحی) وکلام (درفرهنگ اسلامی) است. الاهیات فلسفی و فلسفه دین و فلسفه الاهیات نیز دانشهای مدرن شده ای هستند که سوژه انها امرالاهیاتی است به معنای گفته شده منتهی درفرمت بحث عقلی واستدلال فلسفی. به استثنای دانش کلام kalam که الاهیات سنتی رایج درجهان اسلام وتمدن اسلامی بوده است وبنای روشی و نظری آن نیز برارائه مجادلات وعرضه دفاعیات وبیان اعتقادیات دینی و نقل ردیات برمخالفان توحید الاهی و برهان آوری نقلی و عقلی در نفی شرک وکفر از طریق استناد به روایت وحدیث و گاه عقل نظری بوده و هست ، مابقی نسخه های دانش الاهیات درجهان مدرن مبتنی برارجاع به زبان فلسفی ومنطق پژوهش عقل گرا و استدلالات علمی دربحث از امر الاهیاتی به معنای بالا است.
اما دانشهایی نیز هستند که دراصل به ماهیت ومعنای امرالاهیاتی میپردازندتا نحوه تجلی ومکانیزم تحقق امرالاهیاتی را دربافتار تاریخی فرهنگی واجتماعی رافهم وبیان کنند. ازاین منظر کاویدن تاریخی- تجربی نسبت میان امرالاهیاتی وامراجتماعی درمعنایی که پیشتر گفتیم دردانشهای دیگری انجام میشود که مشتمل بر این دانشها است:
1-الاهیات اجتماعیsocial theology (که هدف و مقصد و مسیر آن تفسیر اجتماعی از امر الاهیاتی و تفسیر الاهیاتی از امراجتماعی ازمنظر ذهن وزبان دانشورزالهیات پژوه اجتماعی است)2– جامعهشناسی الاهیات sociotheology (که با وارسی نسبت میان امرالاهیاتی وامراجتماعی با هدف شناخت نحوه تجلی امرالاهیاتی دربافتار جامعه وچگونگی فهم شدن ومعناشدن امرالاهیاتی درجامعه و نحوه کاربست امر الاهیاتی فهم شده ومعناشده به صورت اجتماعی آن دربافتار جامعه مرتبط است وکه هدف اصلی اش بررسی تاثیرات متقابل میان جامعه وامرالاهیاتی درنزد کنش گران و دربافتارساختارها و نهادها وهستیهای اجتماعی است).
3-جامعهشناسی الاهیاتیtheosociology(یک استنباط جامعه شناختی از مضامین اجتماعی، مفاهیم اجتماعی، آموزه های اجتماعی، الگوهای اجتماعی، مکانیزمهای اجتماعی، فرایندهای اجتماعی مرتبط با امرالاهیاتی است که در متن مقدس صورت بندی شده است و بیان جامعه شناختی این مفاهیم الاهیاتی به زبان علوم اجتماعی آن گونه که با خصایص جامعه مدرن همسازاست). درحالی که جامعهشناسی الاهیات با تحقق امرالاهیاتی درزمینه تاریخی اجتماعی و بافتارفرهنگ و جامعه مرتبط است؛ اماجامعهشناسی الاهیاتی بافهم امراجتماعی درمتن الاهیاتی ومتن مقدس مرتبط است.
4-الاهیات جامعه شناختی sociological-theology(دانش توضیح وتفسیرو تحلیل امراجتماعی به زبان مرتبط با امرالاهیاتی است).5-فلسفه اجتماعی الاهیات Theo-social philosophy(که چهار سویه و هدف دارد: یکی بیان شناختی-هنجاری از یک دانش الاهیاتی ایدئال، دیگری تشریح آرای فلسفی درباره هدف غایی از امرالاهیاتی، نیزتشریح ریختار یک اجتماع الاهیاتی شده ایدئال و نهایتا ترسیم نقشه راه نحوه تحقق اجتماع الاهیاتی شده ایدئال وانسان الاهیاتی شده مطلوب ).
*
بخش دوم: وارسی دیدگاههای مرتبط با امراجتماعی– الاهیاتی
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 