درسگفتار نظریه سیاست – دانشگاه تهران : دانشکده علوم اجتماعی / جلسه کلاسی 18 اردیبهشت 91
فیلسوفان سیاسی و مساله فرمانروایی سیاسی
{سید محمود نجاتی حسینیnejati.hosseini@gmail.com {
*پیشینه بحث
طی 4 جلسه کلاسی گذشته(21 و 28 فروردین و 4 و 11 اردیبهشت)موضوع فرمانروایی سیاسی از منظر جامعه شناسی سیاسی و الهیات سیاسی بحث شد.گفته شد درحالی که جامعه شناسی های سیاسی{عمدتا} مدرن(:مارکسی دورکیمی وبری ){وتا اندازه ای}پسین مدرن(:هابرماسی ) در پی شناسایی شکل بندی های واقعی و عینی از قدرت- اقتدار- قانونیت(تحمیل – تحمل- توجیه)هستند ولذا هم ارزیابی انتقادی و هنجارگرایی از قدرت موسس و موجود به عمل می آورند و هم تا اندازه ای تلاش کرده اند ایده ای از فرمانروایی سیاسی ایدئال اخلاقی را عرضه کنند؛ اما در الهیات سیاسی به لحاظ ماهیت معرفتی عقیدتی متمایزی که دارد ،عمدتا تشریح پیوند و نسبت های تعاملی / تقابلی / تلفیقی متصور و متحقق میان دین – سیاست و به عبارتی امرالهیاتی/امرعرفی{آخرتی/ دنیایی}محل بحث است.دراین میان البته سهم فلسفه سیاسی که ماهیت معرفتی و شناختی آن ارزیابی تحلیلی - انتقادی – هنجاری – تجویزی ازسیاست است ؛ پرداختن به حقیقت سیاست و شکل بندی های ملتزم آن { مانند قدرت ، اقتدار، قانونیت، اطاعت ، نافرمانی مدنی ، رضایت ، و... } در قالب بحث از فرمانروایی سیاسی است. اکنون نوبت به طرح برخی ازمبانی این مقوله در فلسفه سیاسی می رسد{ برای یک نمونه عالی از مباحث فلسفه سیاسی و فرمانروایی سیاسی نک به: جین همپتون(1380 ) فلسفه سیاسی ، ترجمه خشایار دیهیمی ،تهران، طرح نو ، "فرمانروایی سیاسی" ، صص 21-81 }.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 