درسگفتار ((جامعه شناسی فلسفی دینی زیمل))21189
بخش های اول و دوم
سیدمحمود نجاتی حسینی
For-mystudents.blogfa.com
*اشاره
این درسگفتارها بر مبنای اثر زیر مرتب شده است :
·گئورگ زیمل (1388) مقالاتی درباره دین : فلسفه و جامعه شناسی دین، شهناز مسمی پرست، تهران ،نشر ثالث .
الف : { برای شروع بحث نیز به ترتیب ، "پیش گفتار" فیلیپ هموند(صص13-11) در "مقدمه" هرست هله (صص26-15) بازخوانی شده است؛و چند ایده کلیدی مطرح در آن ها که برای فهم جامعه شناسی فلسفی دینی زیمل راهگشا است برجسته تر تشریح شده است .}
ب: { با وجود این به خاطراساسی بودن " فلسفه فرم و محتوا " در کلیت نظریه های زیمل از جمله "نظریه دین" وی ؛ لازم دیده شده است تا مروری نیز بر" مقاله رودلف گارتنر" (صص63-27)صورت گیرد .}
A) نکته های فیلیپ هموند
a. تصور زیمل از"دین" مترادف با "دین داری" است .
b. "دین داری"نیز به معنای"حساسیت دین" است.
c. "حساسیت دینی" می تواند قابلیتی برای دین محسوب شود.
*d. در نتیجه برای زیمل توجه به "جوهر و ذات و اساس" دین امری ضروری و مهم است .
**e. پس در"مطالعات دینی زیمل" :
e1. درک عامیانه دین ( فرم های اجتماعی دین و دین داری) منظور نمی شود .
e2. در عوض،"کیفیت معنوی - روحی دین ودین داری" (محتوا های اجتماعی دین و دین داری)بررسی می شود.
B) نکته های هرست هله
a. به نظر زیمل : "مدرنیته" و پیدایش "فرهنگ مدرن" و "زندگی اجتماعی مدرن" پایه های اصلی اهمیت یافتن "دین و دین داری" هستند .
b. برای زیمل : رشد مدرنیته با تسلط"ذهن یا روح عینی- ابژکتیو" (تجسم فرآیندهای علمی تکنولوژی)بر"ذهن یا روح سوبژکتیو" (مایه های درونی فرد)اتفاق می افتد .
*c. به نظر زیمل : این تسلط فرهنگی (سلطه فرهنگ ابژکتیو بر نگرش و باور ذهنی فردی)به "دلزدگی و بی اعتنایی اجتماعی و نوستالژی و یاس و ناامیدی فلسفی" می انجامد.
**d.در نتیجه به گمان زیمل : "تجربه زندگی فرد مدرن" از شکاف میان "امر واقعی ابژکتیو" (فرهنگ عینی غالب و قالب)و"امر حقیقی سوبژکتیو" (باور و نگرش ذهنی مغلوب ومقلوب) به دنبال "راهی برای رهایی" است .
***e. پس زیمل معتقد است که : این رهایی از طریق "پل زنی" میان "امرین ابژکتیو - سوبژکتیو " امکان پذیر است:
e1: از طریق خود "فرهنگ"
e2: یعنی سویه های فرهنگی ناب {1. دانش 2. هنر 3.دین}
****f.در نهایت زیمل در "مطالعات دینی" به تشریح "جریان پل زنی دین و دین داری در میانه امرین ابژکتیو-سوبژکتیو" می پردازد .
f1: "دین" هم ردیف و هم شان اقتصاد و سیاست نیست.
f2: "دین" نوعی "جهان بینی" است.
f3: این جهان بینی نه "سوبژکتیو" صرف است و نه"ابژکتیو"خالص است.
f4: چیزی است به مثابه "ابژکتیوشدن سوژگی"و "سوبژکتیوشدن ابژگی".
f5: لذا "دین" پلی است میان این دو ؛و "دین داری" پل زنی است برای"وصل کردن شکاف میان ابژکتیو-سوبژکتیو"
f6: این پل زنی از طریق فرآیند تاریخی اجتماعی "دیالکتیک فرم-محتوا" (وابستگی متقابل و دو سویه به همراه تغییر و تحول و تبدیل فرم و محتوا به یکدیگر) تحقق می یابد.
*****g. زیمل از طریق این گزاره های اساسی در مطالعات دینی،به تحلیل "دیالکتیک فرم ومحتوای دین و دین داری "روی آورد.
مباحث درسی و کلاسی +گفتگوها و یادداشت ها و نوشتارها : (استفاده با ذکر منبع مجاز است) 